<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824</id><updated>2012-02-12T15:30:07.491+01:00</updated><title type='text'>مصلوب</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>128</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7842067496586821987</id><published>2011-12-25T12:19:00.001+01:00</published><updated>2011-12-25T12:19:57.242+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;آری ما آزادیم ، زیرا مسیح ما را رهائی بخشید. پس در این آزادی استوار باشید و نگذارید که بار دیگر یوغ بندگی به گردن شما گذاشته شود. غلاطیان ۵:‏۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7842067496586821987?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7842067496586821987/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7842067496586821987&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7842067496586821987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7842067496586821987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/12/blog-post_2512.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4848619664434964357</id><published>2011-12-25T12:17:00.003+01:00</published><updated>2011-12-25T12:18:17.356+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;آن‌ خداوندی‌ كه‌ در روز، روشنایی‌ آفتاب‌ و در شب‌، نور ماه‌ و ستارگان‌ را ارزانی‌ می‌دارد و امواج‌ دریا را به‌ خروش‌ می‌آورد؛ نام‌ او خداوند قادر متعال‌ است‌. ارمیا ۳۱‏:۳۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4848619664434964357?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4848619664434964357/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4848619664434964357&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4848619664434964357'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4848619664434964357'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/12/blog-post_9819.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4644701517300584300</id><published>2011-12-25T12:10:00.000+01:00</published><updated>2011-12-25T12:10:27.099+01:00</updated><title type='text'>افرادی که در تولد مسیح حاضر بودند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-RAj71sgoeF8/TvcEkt2RNEI/AAAAAAAAAjk/KU6UGEmTBa0/s1600/christmas.bmp" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/-RAj71sgoeF8/TvcEkt2RNEI/AAAAAAAAAjk/KU6UGEmTBa0/s1600/christmas.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;میلاد عیسی مسیح مانند شخصیت خودش نیز مربوط می شد به مردم و رابطه با آنها. در میلاد مسیح افراد مختلفی حاضر بودند. مجوسیان، شبانان، هیرودیس، فریسیان و رهبران مذهبی، فرشتگان، مریم و یوسف و در ضمن حیواناتی که در آخور بودند!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;در این پیغام می خواهم توجه شما را به این افراد جلب کنم و رفتارها و عکس العملهای آنها را در برابر میلاد مسیح با یکدیگر بررسی کنیم.&lt;br /&gt;انجیل لوقا فصل 1 و 2: 1-20 و متی فصل 1 و 2&lt;br /&gt;مریم: دختری که به اراده خدا تسلیم شد و خدا را پرستشی نبوتی کرد و آنچه در حول و حوش تولد مسیح اتفاق می افتاد در دل خود مانند مرواریدی نگاه می داشت. از مریم این را یاد می گیریم که در هر وضعیتی طالب اراده و خواست خدا باشیم و خدا را به این طریق خشنود سازیم. در ضمن، پرستش ما نیز می تواند با نبوت آمیخته باشد و باعث عظمت و شکوه نام خدا شود. اما آنچه از مریم خیلی زیبا یاد می گیریم این است که او آنچه خدا می گفت و می کرد و در دل خود چون گنجی نگاه می داشت. ما با مکاشفات و پیغامها و اعمالی که خدا در زندگی ما انجام می دهد چه می کنیم. آیا آنها را یادداشت می کنیم. در خاطر خود نگاه می داریم و مرتبا" به آنها فکر می کنیم و خدا را برای آن شکر می کنیم. داود می گوید: کلام تو را در دل خود مخفی نگاه داشتم تا مبادا به تو گناه ورزم. در یوشع 1 خدا به یوشع می گوید در این کتاب تورات تفکر کن و کامیاب خواهی شد. مریم رمز کامیابی و موفقیت را یاد گرفته بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یوسف: یوسف مردی بود غیرتی مثل خیلی از مردان ایرانی دیگر. ولی اجازه نداد که این غیرت باعث خراب شدن کار خدا شود. غیرت خوب است ولی اگر خدا می خواهد کاری بکند و غیرت ما مانع می شود باید آماده باشیم که آن را به کناری بگذاریم. در عهد عتیق داوری بود به اسم یفتاح که داستان او را در داوران 11: 34-40 می خوانیم. او قولی به خداوند داد که درست نبود. او گفت اگر در جنگ پیروز شوم، وقتی برگردم اولین نفری را که ببینم به استقبالم می آید او را برای خداوند قربانی می کنم. و او دختر خود را دید و او را قربانی کرد. این غیرتی بیهوده بود بر قولی که داده شده بود. اگر یفتاح حکیمانه رفتار می کرد متوجه می شد که اراده خدا نیست دخترش را قربانی کند و خدا را می شناخت که خدای رحیم و با محبت است و می توانست از آن قولی که داده بود توبه کند و به زندگی با تنها فرزندش ادامه دهد. یوسف در ضمن نمایاننده شوهری است که از همسرش حمایت می کند و او را خدمت می کند و در هر جا با او همراه است و برای او تدارک می بیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجوسیان و فریسیان و رهبران مذهبی: مجوسیان افرادی بودند که مردان مکاشفه بودند اما دانش کلام خدا را نداشتند. در عوض فریسیان و رهبران مذهبی دانش کلام را داشتند ولی مکاشفه نداشتند. در طی قرون متمادی بحثها سر دانش و مکاشفه بوده است. بعضی شدیدا" طرفدار مکاشفه و بضد دانش کتاب مقدسی بودند و بعضی شدیدا" طرفدار دانش کتاب مقدسی و بضد مکاشفه بودند. اما این دو با هم کار می کنند و عمل می کنند. کلام بدون روح القدس فقط حرفی خشک است و روح القدس بدون کلام نمی تواند عمل کند. اگر مجوسیان دانش کلام داشتند به احتمال قوی این همه کودک در بیت لحم کشته نمی شدند. شما را دعوت می کنم که هم دانش کلام داشته باشید و هم مکاشفه روح القدس از کلام خدا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبانان: شبانان وقتی خبر خوش تولد منجی را شنیدند، کاری کردند که هر شبان دیگری این کار را می کرد به او می خندیدند. آنها همه چیز را گذاشتند و به استقبال طفل رفتند. آیا حاضریم از نفع خود بگذریم و جان و مال و خانواده و همه چیز خود را فدای خداوند کنیم. شبانان با شتاب به استقبال منجی رفتند. آنها اشتیاق فراوان برای مسیح داشتند. بعضی شتابها و عجله ها هست که خوب است. متاسفانه گاهی اوقات آنقدر دیر تکان می خوریم که کار از کار گذشته است. وقت آن است که کلیسا و ایمانداران حاضر باشند از همه چیز خود بگذرند و به استقبال این منجی بروند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیرودیس: هیرودیس شخصی بود که وقتی خبر تولد پادشاه را شنید، از جایش تکان نخورد و برعکس به آن حسودی کرد. دعای ربانی را خیلی خوب یاد گرفته ایم ولی می دانید که این دعا برای خیلی از سازمانهای مسیحی و کلیساها خطرناک است. در این دعا ما می گوییم. ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید. اگر ما پادشاهی خدا را بخواهیم، یعنی پادشاهی ما باید نابود شود و پادشاهی او جایگزین آن شود. بعضی شبانان آنچنان به خدمت خود چسبیده اند که مثل اینکه ملکوت خودشان است. بعضی ها سازمانشان را ملکوت خود می دانند. ولی امروز بیایید این دعای خطرناک را بکنیم و بگوییم ملکوت تو بیاید. هیرودیس می ترسید که پادشاهی خود را از دست بدهد و به این علت به آن جنایت بزرگ قتل عام کودکان دست زد. اگر می خواهی ملکوت خود را حفظ کنی دست به هر کار احمقانه ای خواهی زد. ولی اگر در پی ملکوت خدا باشی، آنگاه خدا تو را برکت خواهد داد و باعث برکت هزاران نفر خواهی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرشتگان: فرشتگان نیز در این تولد حضور فعال داشتند. آنها پیغام خدا را به مریم و شبانان رساندند. آنها نسبت به پیام خدا وفادار بودند و پرستش زیبایی را تقدیم خدا کردند. در تمام تولد مسیح پرستش مرکزیت خاصی دارد. دیدن این مولود ما را به پرستش وا می دارد. یوسف و مریم، شبانان، مجوسیان و فرشتگان، همه پرستش زیبایی را به این مولود تقدیم کردند. امروز شایسته است که این مولود را که بره خدا و شیر یهوداست بپرستیم و زیباترین سرودها را در وصفش بخوانیم و زندگی ما چون عطر خوشبوی پرستش به حضور او بلند کرده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حیوانات در آخور: شاید تعجب کنید که اینها را نیز جزو افراد حاضر در تولد مسیح آورده ایم. حیوانات نشان دهنده افرادی هستند که برایشان تفاوت نمی کند که مسیح متولد شده یا نه و به فکر روزی خود هستند و جای گرم خودشان. متاسفانه بسیاری از مسیحیان و افرادی که هنوز به مسیح ایمان نیاورده اند شبیه این حیوانات هستند. کارشان و پولشان و تفریحشان و لباسشان و ماشینشان و مادیات بطور کلی برایشان مهم تر از خود مسیح است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز خداوند عطا کند که ما مانند این حیوانات یا هیرودیس و فریسیان و رهبران مذهبی با مسیح رفتار نکنیم بلکه چون یوسف و مریم و مجوسیان و شبانان و فرشتگان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا شما را برکت دهد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4644701517300584300?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4644701517300584300/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4644701517300584300&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4644701517300584300'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4644701517300584300'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/12/blog-post_4114.html' title='افرادی که در تولد مسیح حاضر بودند'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-RAj71sgoeF8/TvcEkt2RNEI/AAAAAAAAAjk/KU6UGEmTBa0/s72-c/christmas.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-5963069609743173218</id><published>2011-12-25T12:02:00.001+01:00</published><updated>2011-12-25T12:03:29.422+01:00</updated><title type='text'>تبریک میگم کریسمس را به همه عزیزان.</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-DEqjK0Vj_z8/TvcC0zcFyQI/AAAAAAAAAjY/JvT6eQK8RGg/s1600/381246_2913406231809_1160267533_4371412_355258695_n.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="296" src="http://4.bp.blogspot.com/-DEqjK0Vj_z8/TvcC0zcFyQI/AAAAAAAAAjY/JvT6eQK8RGg/s400/381246_2913406231809_1160267533_4371412_355258695_n.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-5963069609743173218?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/5963069609743173218/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=5963069609743173218&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5963069609743173218'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5963069609743173218'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/12/blog-post_25.html' title='تبریک میگم کریسمس را به همه عزیزان.'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-DEqjK0Vj_z8/TvcC0zcFyQI/AAAAAAAAAjY/JvT6eQK8RGg/s72-c/381246_2913406231809_1160267533_4371412_355258695_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8613362085538724900</id><published>2011-10-15T18:20:00.003+02:00</published><updated>2011-10-15T18:37:28.107+02:00</updated><title type='text'>"  کتاب مقدس  "</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;کتاب مقدس شامل دو قسمت و 66 کتاب است :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) عهد عتیق ( از خروج تا ملاکی ) 39 کتاب از جمله :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  پیدایش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  خروج&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  استر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  دانیال&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  یونس&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2) عهد جدید ( از متی تا مکاشفه ) 27 کتاب از جمله :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  انجیلها ( متی . مرقس . لوقا . یوحنا )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  اعمال رسولان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  غلاطیان&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  افسسیان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  عبریان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;*  مکاشفه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فاصله بین عهد عتیق تا عهد جدید ( ملاکی تا یحیی ) 400 سال است.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;"  عهد عتیق  "&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خداوند آسمان و زمین را در شش روز آفرید . آدم را در باغ عدن  واقع در شرق از خاک سرشت و در بینی او روح حیات دمید. آنگاه آدم پرندگان و حیواناتی را که خدا آفریده بود نامگذاری کرد . هنگامی که آدم در خواب بود خداوند یکی از دندهای او را برداشت و از آن زن را خلق کرد . قائن و هابیل فرزندان آدم و حوا بودند که قائن هابیل را کشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;سه عید بزرگ یهودیان عبارت است از :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;عید فطیر ( پسح به معنی گذشتن و عبور کردن ) &lt;/span&gt;: روز رهایی قوم یهود از بندگی مصر. هفت روز نان و فطیر میخورند و هدایا را به حضور خدا میبرند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;عید حصاد&lt;/span&gt; : نوبر محصولات را تقدیم خدا مینمایند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;عید جمع آوری &lt;/span&gt;: در آخر سال به هنگام جمع آوری محصولات برگذار میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مهمترین عهدهایی که با خدا بسته شده عبارت است از :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عهد خدا با آدم و حواکه دادن حکومت زمین به انسان و نخئردن از درخت نیک و درخت بد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عهد خدا با نوح که پس از این زمین را با طوفان از بین نخواهم برد &lt;span style="color: orange;"&gt;(رنگین کمان)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عهد خدا با ابراهیم که از او نسلی بزرگ بوجود آید &lt;span style="color: orange;"&gt;( ختنه )&lt;/span&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عهد خدا با موسی که قوم او را نجات داده و به سرزمین موعود میبرد &lt;span style="color: orange;"&gt;( ده فرمان)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عهد خدا با عیسی ( عهد خون ) که کناهان انسان بخشیده شده است &lt;span style="color: orange;"&gt;( نان و شراب )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ده فرمان در کوه سینا توسط موسی به بنی اسرائیل اعلام شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* من خداوند. خدای تو هستم. همان خدایی که تورا از اسارت و بندگی آزاد کرد. تو را خدایی غیر از من نباشد. &lt;br /&gt;* هیچگونه بتی را بشکل حیوان و یا پرنده و یا ماهی برای خودت درست مکن.&lt;br /&gt;* از نام من که خدای تو هستم سوء استفاده نکن اگر نام مرا با بی احترامی به زبان بیاوری یا به آن قسم دروغ بخوری تورا مجازات میکنم.&lt;br /&gt;* روز سبت را بیاد بیار و مقدس بدار.&lt;br /&gt;* پدر و مادرت را احترام کن تا در سرزمینی که خداوند خدای تو به تو خواهد بخشید عمر طولانی داشته باشی.&lt;br /&gt;* قتل نکن&lt;br /&gt;* زنا نکن&lt;br /&gt;* دزدی نکن&lt;br /&gt;* دروغ نگو&lt;br /&gt;* چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش به فکر تصاحب غلام و کنیز و گاو  الاغ و اموال همسایه ات نباش.&lt;br /&gt;صندوق عهد حاوی دو قطعه سنگ ( ده فرمان ). عصای شکوفه زده هارون و غذای آسمانی میباشد.&lt;br /&gt;در کتاب اشعیا کاملترین پیشگویی راجع به تولد مسیح است( اشعیا 7 آیه 14 : حال که چنین است خداوند خودش علامتی به شما خواهد داد. آن علامت این است که باکره ای حامله شده. پسری بدنیا خواهد آورد و نامش را عمانوئل خواهد گذاشت)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;"  عهد جدید   "&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افراد خانواده عیسی عبارتند از :یوسف ( پدر زمینی ) . مریم ( مادر ). یعقوب. یوسف. شمعون. یوحنا و خواهرانش .&lt;br /&gt;عیسی مسیح در زمان پادشاهی هیرودیس ( امپراطور روم ) در شهر بیت لحم یهودیه بدنیا آمد. در آن زمان چند مجوس ستاره شناس از مشرق آمده و پرسیدند : کجاست آن کودکی که باید پادشاه یهود گردد؟    پس از رفتن ستاره شناسان فرشته خداوند در خواب بر یوسف ظاهر شد و گفت " برخیز و کودک و مادرش را برداشته و به مصر فرار کن و همانجا بمان تا تو را خبر دهمزیرا هیرودیس میخواهد کودک را به قتل برساند" و آنگاه آنان به مصر رفتند. پس از مرگ هیرودیس فرشته خداوند به یوسف گفت برگرد. در راه بازگشت آنها به ناصره رفتند زیرا فرشته گفت که آرکلائوس جانشین پدرش شده است. وقتی عیسی مسیح هنوز در ناصره بود یحیی رسالتش را در بیابانهای یهودیه آغاز کرده و می گفت "از گناهان خود توبه کنید زیرا مکوت خدا نزدیک است"  یحیی لباسی از پشم شتر بر تن میکرد و کمربندی چرمی به کمر می بست. خوراکش نیز ملخ و عسل صحرایی بود و در رود اردن مردم را غسل تعمید می داد. من آنانی را که از گناهانشان توبه می کنند با آب تعمید میدهم اما شخص دیگری خواهد آمد که مقامش بسیار برتر است آنقدر که من لیاقت ندارم کفشهایش را پیش پایش بگذارم او شما را با روح القدس و آتش الهی تعمید خواهد داد. در آن زمان عیسی از جلیل به سوی رود اردن آمد تا از یحیی تعمید بگیردتا اینچنین حکم خدا را بجای بیاورد. پس از تعمید آسمان باز شد و روح خدا به شکل کبوتری پائین آمد و بر عیسی قرار گرفت آنگاه ندائی از آسمان رسید که این است فرزند عزیز من که من از او خشنودم. سپس روح خدا او را به بیابان برد تا شیطان او را  آزمایش کند. او 40 شبانه روز آنجا روزه گرفت.پس در آخر گرسنه شد در این حال شیطان بسراغ او آمداگر این سنگها را تبدیل به نان کنی ثابت خواهی کرد که فرزند خدا هستی.اما عیسی گفت چنین نخواهم کرد زیرا تنها کلام خدا میتواند نیاز درونی انسان را برآورده کند.سپس اورا به اورشلیم بروی بام خانه خدا برد و گفت خود را به پاین بیانداز و ثابت کن که فرزند خدا هستی ولی او جواب داد خدا را بی جهت آزمایش نکن. او را به قله کوه بسیار بلندی برد و تمام ممالک را به او نشان داد اگر زانوزده و مرا سجده کنی همه اینها را به تو می بخشم ولی او گفت:"دور شو کتاب مقدس میگوید فقط خدا را بپرست.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;شاگردان عیسی عبارتند از : شمعون ( پطرس ) و برادرش آندریاس و یعقوب و یوحنا پسران زبدی که ماهیگیر بودند . فلیپ . برتولما . متی ( باجگیر ) یعقوب پسر حلفی . تدی . شمعون و یهودا اسخریوطی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسیح در 30 سالگی بشارت را آغاز نموده و پس از سه سال و نیم مصلوب شد. یهودا اسخریوطی به 30 سکه نقره عیسی را تحویل کاهنان داد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;شام آخر یا شام ربانی شبی است که عیسی دستگیر میشود ( در اورشلیم ) عیسی در هنگام شام در کنار 12 یار خود نانی را تکه تکه  کرد و بشاگردان خود داد و گفت : بگیرید بخورید. این بدن من است . سپس جام شراب را برداشته به آنها داد و گفت : بنوشید این خون من است که با آن پیمان جدیدی را مهر میکنم خون من ریخته می شود تا گناهان بسیاری بخشیده شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمین خون زمینی است که با ولی که یهودا گرفته بود خریداری شده است.&lt;br /&gt;عیسی را در تپه ای به نام جل جتا ( جمجمه سر ) مصلوب کرده و بالای سر او نصب کردند :" این است عیسی پادشاه یهود ".&lt;br /&gt;در پای صلیب مریم مادر عیسی. خاله عیسی. مریم زن کلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بود.&lt;br /&gt;هنگام غروب مردی ثروتمند به نام یوسف جسد عیسی را از پیلاطوس تحویل گرفته و به مقبره ای که برای خود ساخته بود میبرد.&lt;br /&gt;مریم مجدلیه ( همان شخصی که قرار بود سنگسار شود ) اولین شخصی بود که عیسی را پس از برخاستن از میان مردگان دید.&lt;br /&gt;عیسی همان روز که مصلوب شد مرد و سه روز بعد از مردگان برخواست و به شهر جلیل ودر بالای تپه ای که از قبل با 11 شاگرد خود قرار گذاشته بود می رود و می گوید :&lt;span style="color: orange;"&gt; تمام اختیارات آسمان و زمین به من سپرده شده است. پس بروید و تمام قومها را شاگرد من سازید و ایشان را بنام پدر . پسر و روح القدس تعمید دهید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس می گوید از اورشلیم بیرون نروید بلکه منتظر روح القدس باشید&lt;br /&gt;جمعه پاک : روزی که عیسی مصلوب می شود.&lt;br /&gt;عید پاک : روز برخاستن از مردگان. سه روز پس از مصلوب شدن ( یکشنبه . دلیل کلیسا رفتن در این روز )&lt;br /&gt;عید صعود (عروج ) : چهل روز پس از برخاستن از مردگان عیسی در نزدیکی بیت عنیا به آسمان  صعود می کند.&lt;br /&gt;عید پنطیکاست : پنجاه روز پس از برخاستن از مردگان روح القدس در اورشلیم بر شاگردان عیسی قرار گرفت. به مناسبت این عید مسیحیان در کلیسا نان و شراب می خورند تا عهد خود را با خدا مهر کنند.&lt;br /&gt;توما پس از شنیدن خبر برخاستن عیسی از مردگان گفت تا به چشم نبینم باور نمیکنم.&lt;br /&gt;متیاس پس از قرعه توسط 11 شاگرد به عنوان جانشین یهودا انتخاب شد.&lt;br /&gt;اولین شهید مسیحیت استیفان است و اولین کلیسا در سال 50 میلادی تاسیس شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;تثلیث عبارت است از خدا . پسر  و روح القدس&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسیح در 25 دسامبر بدنیا آمد البته این تاریخ سمبولیک است.&lt;br /&gt;تولد مسیح 700 سال پیش توسط اشعیا پیش بینی شده بود.&lt;br /&gt;مسیحیت یعنی آشتی با خدا . پاک شدن از گناه . نجات از مرگ. نجات روح و تا ابد با مسیح بودن.&lt;br /&gt;ملکوت خدا یعنی پادشاهی خدا . جائی که خدا در آنجاست.&lt;br /&gt;عیسی به معنی نجات دهنده است.&lt;br /&gt;انجیل به معنی خبر خوش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Bibel به معنی مجموعه کتابهاست.&lt;br /&gt;گناه تنها به معنی سرپیچی کردن از دستورات الهی نیست بلکه بیش از هر چیزی به معنای دور شدن از هدفی است که خداوند برای ما در نظر گرفته است.&lt;br /&gt;روحی که در بدن انسان است گواهی می دهد که چه چیز از خدا هست و چه چیز از خدا نیست&lt;br /&gt;دو مراسم مهم در کلیسا عبارتند از غسل تعمید و نان و شراب&lt;br /&gt;موضوع اصلی انجیل متی شناساندن معنی واقعی ملکوت خداست.&lt;br /&gt;هنگامی که عیسی شهر به شهر می گشت مرقس نوجوانی بیش نبود ولی پس از چندی با پطرس آشنا شد و او را در رساندن خبر خوش همراهی کرد. مرقس با الهام روح خدا زندگی خستگی ناپذیر عیسی را با زبانی زنده بیان می کند.&lt;br /&gt;لوقا  پزشک بود و اغلب با پولس همسفر می شد تا در رساندن پیام عیسی او را همراهی کند. در این انجیل با عیسی آشنا مشویم که سرچشمه محبت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در انجیل یوحنا شخصیت واقعی عیسی نمایان می شود.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: orange;"&gt;آن هنگام که قلب از ایمان سرشار شود بر زبان نیز جاری می شود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پس شما اینگونه دعا کنید :&lt;br /&gt;ای پدر ما که در آسمانی "&lt;br /&gt;نام مقدس تو گرامی باد "&lt;br /&gt;ملکوت تو برقرار گردد "&lt;br /&gt;خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست بر زمین نیز اجرا شود "&lt;br /&gt;نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار "&lt;br /&gt;خطاهای ما را بیامرز چنانچه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده اند می بخشیم "&lt;br /&gt;ما را از وسوسه ها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما "&lt;br /&gt;زیرا ملکوت وقدرت و جلال تا ابد از آن توست "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"  آمین "&lt;br /&gt;پدر آسمانی شما را بشرطی خواهد بخشید "&lt;br /&gt;که شما نیز آنانی را که به شما بدی کرده اند را ببخشید "&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8613362085538724900?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8613362085538724900/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8613362085538724900&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8613362085538724900'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8613362085538724900'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/10/blog-post.html' title='&quot;  کتاب مقدس  &quot;'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7798587641457012253</id><published>2011-09-04T16:07:00.000+02:00</published><updated>2011-09-04T16:07:39.475+02:00</updated><title type='text'>شگفتا! عیسی را هم به جهنم فرستادند!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-WlnHCW3wAGo/TmOGI62psGI/AAAAAAAAAiU/deDCZkEpZFo/s1600/Screenshot_1.png" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-WlnHCW3wAGo/TmOGI62psGI/AAAAAAAAAiU/deDCZkEpZFo/s1600/Screenshot_1.png" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;شوربختانه در این آشفته بازاری که برخی از مسیحیانِ کاریزماتیک با آموزه‌های من درآوردیِ خودشان به راه انداخته‌اند و آن را کار پویای روح‌القدس و مکاشفات به روز شده آن به شمار می‌آورند، این یکی خیلی خنده دار است که عیسی در آن سه روزی که در قبر بود، روحاً سری به جهنم زده و عذاب جهنم را به جای ما بر دوش گرفته است! آیا چنین آموزه (درس) نادرستی در کتابمقدس یافت می‌شود؟ اگر یافت نمی‌شود پس چگونه آنها به این برداشت رسیده‌اند که آن را بی‌پروا به دیگران آموزش می‌دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;از آنجا که پایه و بن‌مایه آموزشهای مسیحیانِ کاریزماتیک بر داشتنِ رفاه و آسودگی در این جهان استوار است، آنها می‌خواهند فریب خوردگان خود را مطمئن کنند که در صورت باور آوردن به عیسای مسیح و پیوستن به گروه آنها با هیچ‌گونه سختی نه در این جهان و نه در جهان آینده روبرو نخواهند شد. اگر عیسی به جای ما به جهنم رفته باشد، پس با هیچ جهنمی در این زندگی روبرو نخواهیم شد و همه چیز بر وفق مراد خواهد بود. بیماری، بی‌پولی، شکست، ناتوانی و هیچ‌گونه درد و رنجی گریبانگیر ما نخواهد شد. خیر، عیسی به جهنم نرفته و هرگز در جهان مردگان نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون بپردازیم به موشکافی این نوآوری که ریشه در واپس‌گرایی‌های سده‌های میانی دارد و پاسخِ کتابمقدس به آن. برای شفاف سازی، لازم است که ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که وقتی عیسای مسیح بر روی صلیب مُرد در آن سه روز روحش کجا رفت؟ &lt;br /&gt;ما می‌دانیم که خدا محدود به زمان و مکان نیست. کتابمقدس به ما آموزش می‌دهد که خدا روح است (یوحنا 4 : 24) ، در همه جا حضور دارد حتی در « هاویه » که برخی آن را با جهنم برابر می‌پندارند (مزامیر 139 : 7- 10) و آسمان و زمین را با حضورش پُر می‌سازد (ارمیا 23 : 24). پس در میان گذاشتن این سخن که خدا از جایی به جای دیگر می‌رود سخنی پوچ و نادرست است. &lt;br /&gt;اگر در کتاب پیدایش 11 : 5 می‌خوانیم که خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی‌آدم بنا می‌کردند ملاحظه نماید، منظور این نیست که خداوند از آسمان به زمین آمد. زیرا بی‌درنگ در آیه 7 می‌خوانیم که باز خداوند می‌گوید که اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند. اگر او در آیه 5 پایین آمده که ببیند آنها چه می‌کنند معنی نمی‌دهد که در حالی که پایین آمده و کار آنها را می‌بیند دوباره پایین بیاید و زبانهایشان را مغشوش کند. نازل شدن خدا در اینجا به چمِ رسیدگی او به گناه مردم و مجازات آن است و جنبه رفتن از جایی به جای دیگر ندارد، زیرا خدا در همه جا هست.&lt;br /&gt;از سوی دیگر از کتابمقدس درمی‌یابیم که جایگاه و تخت پادشاهی خدا در آسمان و ورای این جهانی است که او آفریده و از همان جاست که همه چیز را اداره می‌کند. عیسای مسیح به ما آموزش داد که خدا را پدر آسمانی بخوانیم (متی 6 : 9) و پافشاری کرد که پدرش در آسمان است (متی 7 : 21).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یوحنا ماجرای شام آخر را پیش درآمدی برای رفتن عیسی به سوی خدای پدر می‌نامد: « و قبل از عید فصح چون عیسی دانست که ساعت او رسیده است تا از این جهان به جانب پدر برود . . .» (یوحنا 13 : 1). همچنین زمانی که عیسای مسیح درباره مرگ خود بر روی صلیب با شاگردان سخن می‌گفت، به روشنی بیان می‌کرد که نزد پدر آسمانی‌اش خواهد رفت: « بعد از اندکی مرا نخواهید دید و بعد از اندکی باز مرا خواهید دید؛ زیرا که نزد پدر می‌روم » (یوحنا16 : 17). آنچه بین این دو زمانِ کوتاهِ ندیدن و دیدن عیسی برای شاگردان رخ داد همان سه روزی بود که بدنِ مسیح در قبر ماند و روحش نزد خدای پدر رفت. شاگردان پس از رستاخیزش از مردگان دوباره او را دیدند.&lt;br /&gt;هنگامی که عیسای مسیح کار کفاره گناهان را بر روی صلیب به پایان رساند، چون می‌دانست نزد خدای پدر خواهد رفت روحش را به دستهای او سپرد و جان را تسلیم نمود (متی23 : 46). از آنجا که عیسای مسیح به مفهوم واژه خدا است که در بدن انسانی پدیدار شد، پس از مرگ و جدا شدن روح از بدن می‌بایستی به جایگاه همیشگی خود که آسمان است بازگشته باشد. ما می‌دانیم که پدر در آسمان است، از این رو پسر نیز می‌بایست در آسمان باشد درست همان‌گونه که روح‌القدس نیز در آسمان است. &lt;br /&gt;سپردن روح و تسلیم جان برای کسِ پارسا درکتابمقدس به مفهوم رفتن به نزد خداست نه رفتن به هاویه یا جهنم یا هر جای دیگر (جامعه 3 : 21 و 12 : 7) و ما می‌دانیم که در پارسایی و بی‌گناهی مسیح هیچ‌گونه شکی نیست. موسی این رویداد را پرواز کردن می‌نامد نه نزول کردن یا پایین رفتن (مزامیر90 : 10). پس زمانی که عیسی روحش را تسلیم نمود، به سوی پدر آسمانی در فردوس پرواز کرد و به همین چرایی بود که به آن دزد بر روی صلیب گفت: « . . . امروز با من در فردوس خواهی بود » (لوقا 23 : 43). اگر قرار بود که او سه روز در جهنم باشد به آن دزد وعده نمی‌داد که امروز با هم در فردوس خواهیم بود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش دیگری که پیش می‌آید این است: آیا روح عیسی پس از مرگ به اسفلِ زمین نزول کرده است؟ خیر، زیرا وقتی خدا روح است، محدود به مکان نیست و رفتن از جایی به جای دیگر برای او مفهوم ندارد. اگر پاسخ خیر است، پس چرا در افسسیان 4 : 8 - 10 می‌خوانیم که او به اسفلِ زمین نزول کرد؟&lt;br /&gt;بهترین روش برای درک مفهوم « اسفلِ زمین » این است که ببینیم آیا در جای دیگری از کتابمقدس ایـن گفته یافت می‌شود و اگـر یافت می‌شود چه مفهومی دارد؟ در کتاب مزامـیر ایـن گفته 2 بار به کـار رفته اسـت. نخـست در مزمور 139 آیه 15 کـه می‌فرماید: « استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی که در نهان ساخته می‌شدم و در اسفلِ زمین نقش‌بندی می‌گشتم.» اسفلِ زمین در اینجا اشاره به رَحِم مادر دارد نه عمقِ زمین. استخوانهای هیچ انسانی در عمقِ زمین ساخته نمی‌شود، بلکه در شکمِ مادر این فرآیند رخ می‌دهد. بنا بر این، اسفلِ زمین نمادی از زایشِ انسان است. &lt;br /&gt;دومین جایی که اسفلِ زمین به کار رفته در مزمور 63 آیه‌های 9 - 10 است: « و اما آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسفلِ زمین فرو خواهند رفت. ایشان به دَم شمشیر سپرده می‌شوند و نصیب شغالها خواهند شد.» در اینجا دیگر منظور این نیست که آنها به شکم مادرشان خواهند برگشت، بلکه منظور مرگ آنهاست. بنا بر این، اسفلِ زمین نمادی از مرگ انسان است.&lt;br /&gt;از این رو، وقتی در افسسیان می‌خوانیم که عیسی پیش از اینکه بخششها و هدایای روحانی به کلیسا بدهد به اسفلِ زمین فرو رفت بدین چِم است که او ابتدا در رَحِم مریم نقش‌بندی شد، از او بدنِ انسانی بر خود گرفت و زاده شد؛ و سپس روی صلیب مُرد. با جسم پوشیدن و مرگِ صلیب بود که عیسای مسیح هرگونه اسیری را به اسارت خود درآورد و بخششها به مردم داد. در تأیید این راستی در عبرانیان2 : 14 و 15 چنین می‌خوانیم: « پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند او نیز همچنان در این هر دو شریک شد تا به وساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را (که اسیری را پدید می‌آورَد) تباه سازد (به اسیری ببرد) و آنانی را که از ترس موت تمام عمر خود گرفتار بندگی (اسیری) می‌بودند آزاد گردانَد.» بنا بر این، به اسفلِ زمین رفتن او به مفهوم انسان شدن و مرگ او بر روی صلیب است، نه رفتن به ژرفای زمین!&lt;br /&gt;پس اگر عیسی به اسفلِ زمین و جهنم نرفته آیا دست کم به جهان مردگان رفته است؟ بار دیگر پاسخ خیر است. او هرگز به عالم اموات یا جهان مردگان نرفته است. پطرس این راستی را درباره عیسای مسیح می‌دانست در زمانی که به الهام روح‌القدس در روز پنطیکاست گفت که نفس (جان یا روح) مسیح در عالم اموات (جهانِ مردگان) گذاشته نشد (رها نگردید) و بـدن او نیز در قـبر باقی ‌نماند بلکه در روز سـوم از میان مـردگان برخاست (اعمال رسولان 2 : 32). &lt;br /&gt;آنچه که باید بدان توجه داشته‌ باشیم این است که عیسای مسیح برای رهایی از مرگی چون مرگِ انسانهای گناهکار با فریاد شدید و اشکها نزد او که به رهانیدنش از موت قادر بود، تضرع و دعای بسیار کرد و به سبب تقوای خویش مستجاب گردید (عبرانیان 5 : 7). پاسخ نیایشِ بسیار او به درگاه پدر آسمانی این بود که روحش مانند سایر گناهکاران به جهانِ مردگان نرفت و بدنش مانند سایر گناهکاران تا روز قیامت در قبر باقی نماند و فاسد نشد؛ زیرا او به مفهوم واژه بی‌گناه و با تقوا بود. پی‌آمدِ نیایش او این شد که در روز سوم از میان مردگان برخاست و بدنش فساد را ندید. &lt;br /&gt;ما نیز که به او ایمان می‌آوریم در مرگ او شریک می‌گردیم با این تفاوت که هر چند روح ما مانند روح او به جهان مردگان نمی‌رود بلکه از موت به حیات منتقل می‌گردد، ولی بدن ما تا روز بازگشت دوباره عیسای مسیح در قبر باقی می‌مانَد و می‌پوسد. از نامه پولس فرستاده به فیلپیان 1 : 23 درمی‌یابیم که هرگاه ما مسیحیان رحلت می‌کنیم با مسیح در فردوس خواهیم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دیگری که نباید فراموش کنیم این است که عیسای مسیح بر روی صلیب زحمتِ مرگ را کشید، ذائقه (مزه) مرگ را چشید و دردهای کاملِ آن را در زمانی که هنوز زنده بود تجربه کرد (عبرانیان 2 : 9 - 10). هولناک‌ترین و دردناک‌ترین لحظه برای مسیح زمانی بود که بر روی صلیب گناه شد و همچون گناهکار مورد داوری و خشم ایزدی قرار گرفت. به راستی که او عذابی به مراتب دردناک‌تر از عذاب جهنم را به جای تمام بشر بر روی صلیب تحمل کرد. درد آن عذاب به اندازه‌ایی بود که نزدیک به ساعت 3 پس از ناهار به آواز بلند از درد فریاد زده گفت: « الهی، الهی مرا چرا ترک کردی؟ » (متی27 : 46). بلی، عیسی بر روی صلیب جدایی هولناک از خدای پدر را که به مراتب هولناک‌تر از عذاب جهنم است تجربه کرد و به مفهوم واژه زیر خشم و غضب ایزدی قرار گرفت.&lt;br /&gt;عیسی پیش از اینکه آواز بلند دیگر را درباره تسلیم روحش به خدای پدر سر دهد گفت: « تمام شـد » (یوحنا19 : 30). عیسی تمـام آنچه را کـه بـرای کـفاره گناهان و رستگاری انسانها لازم بود بر روی صلیب به کمال رساند و تمام کرد. از این رو، هنگامی که عیسی به آواز بلند فریاد زده روح را تسلیم خدای پدر نمود (متی27 : 50) پرده معبد مقدس در اورشلیم که بخش قدس را از قدس‌الاقداس جدا می‌کرد از سر تا پا (بالا تا پایین) دو پاره شد (متی27 : 51). بدین ترتیب راه رسیدن انسانِ گناهکار را به خدای قدوس، خودِ خدا باز کرد . کسانی که می‌گویند عیسی پس از مرگ به جنهم رفت و در آنجا نیز درد کشید به گمانم مفهوم صلیب عیسای مسیح و کفاره نیابتی او را نه تنها درک نکرده‌اند، بلکه دانسته یا ندانسته از اهمیت آن می‌کاهند. درهیچ یک از نامه‌های فرستادگان مسیح و به ویژه پولس، اشاره‌ایی به ادامه زحمات مسیح پس از صلیب و در قبر نشده است.&lt;br /&gt;هستند کسانی که با خواندن اول پطرس3 :18 - 20 و 4 : 6 به این برآیند می‌رسند که عیسای مسیح به جهان مردگان رفته و به ارواحی که در آنجا در زندان بودند موعظه کرده و بشارت داده است. &lt;br /&gt;آنچه در این بخش از سخنان خدا ابتدا لازم است که بدان توجه داشته باشیم این است که واژه‌های « جهان مردگان » ، « هاویه » ، « عالم اموات » ، « برزخ » ، « دوزخ » یا واژه عبری « شیول » را در اینجا نمی‌یابیم. دومین نکته این است که در هیچ جای کتابمقدس به کسان مرده « موعظه » نمی‌کنند و « بشارت » نمی‌دهند. سخنرانی و بشارت برای کسانی است که زنده‌اند و می‌توانند برای پیروی از سخنان خدا و یا رد آن تصمیم بگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از داستان مرد ثروتمند و ایلعازر فقیر که مسیح در انجیل لوقا 16 : 19 - 31 بیان داشت درمی‌یابیم که کسانی که در جهان مردگان در عذاب هستند نمی‌توانند از آنجا رهایی یابند. بنا براین، هر گونه سخنرانی و بشارت به ارواح مردگان کاری بیهوده است و از این رو هرگز مسیح آن را انجام نداده است و نمی‌دهد. تا زمانی که زنده هستیم، فرصت انتخاب داریم؛ پس از مرگ راهی برای توبه و بازگشت به سوی خدا نیست.&lt;br /&gt;اکنون برگردیم به نامه پطرس فرستاده که برای تشویق باورمندانی آن را نوشته که برای باورشان به عیسای مسیح جفا دیده‌اند و پراکنده شده‌اند. او در آیه 18 باب 3 از نامه نخست خود به زحمت کشیدن مسیح برای ظالمان اشاره می‌کند و در ادامه می‌افزاید: « در حالی که به حسب جسم مُرد، لیکن به حسب روح (روح‌القدس) زنده گشت.» مقصود پطرس این است که ما در جفاها و زحماتی که برای ایمان به مسیح می‌کشیم لازم است که به او نگاه کنیم. او از دیدِ بدنی رنج و عذاب کشید و آن هم از کسانی که خدا را نمی‌شناختند، ولی چون آن رنجها را تحمل کرد و خم به ابرو نیاورد، روح‌القدس نیز با قوت خود بدن رنجدیده او را از مردگان زنده گردانید. بنا براین، شما نیز نباید از جفاها و زحماتِ بدنی که در راهِ باورمندی به مسیح خواهید کشید، هراسی به دل راه دهید « زیرا که روحِ جلال و روحِ خدا بر شما آرام می‌گیرد » (اول پطرس4 :14). و در ادامه آیه 18 از باب 3 برای اینکه نشان دهد که روح‌القدس چه قدرتی دارد به ایماندارانِ جفا دیده از دستِ مردمِ نافرمانبردار و بی‌ایمان می‌افزاید که مسیح « به آن روح (روح‌القدس) نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که در زندان بودند » (اول پطرس3 : 19). مفهوم ارواحِ زندانی چیست؟&lt;br /&gt;همان‌گونه که پیشتر دیدیم، سخنرانی و بشارت برای کسانی است که هنوز زنده هستند و فرصت انتخاب دارند. از این رو واژه « ارواح » اشاره به روحهای انسانهای زنده می‌کند نه کسانی که درگذشته‌اند. در جاهای دیگر کتابمقدس نیز می‌بینیم که واژه « ارواح یا روحها » اشاره به زندگان می‌کند نه مردگان. برای نمـونه در اعـداد 16 : 22 مـوسی و هـارون خـدا را « خدای تمام روحهای بشر » می‌نامند و قصدشان شفاعت برای یهودیان زنده است نه آنانی که مرده‌اند. موسی در اعداد27 : 16 نیز خدا را « یهوه، خدای ارواحِ بشر » می‌خوانَد. سخن گفتن خدا با ارواحِ انبیا به مفهوم سخن گفتنِ خدا با خود انبیاست و این در حالی است که آنها زنده هستند نه مُرده. در مکاشفه 22 : 6 نیز چنین می‌خوانیم: « . . . خداوند، خدایِ ارواح انبیا فرشته خود را فرستاد تا به بندگانِ خود آنچه را که زود می‌باید واقع شود، نشان دهد.» در زمانی که ما زنده هستیم و نمردیم « همان روح (روح‌القدس) بر روحهای (ارواحِ) ما شهادت می‌دهد که فرزندانِ خدا هستیم » (رومیان8 : 16). از سوی دیگر پدر آسمانی در عبرانیان 12 : 9 پدر روحها یا ارواح نامیده شده است که لازم است هم اکنون که زنده هستیم از او فرمانبرداری کنیم. پس به این برآیند می‌رسیم که موعظه یا سخنرانی عیسی به ارواح، سخنرانی عیسی برای کسانِ زنده بوده است، نه مُرده. ولی آن کسان ویژگی دیگری که داشتند این بود که زندانی (محبوس) بودند.&lt;br /&gt;« زندان » در اینجا نمی‌تواند به چِم « جهنم » یا « جهانِ مردگان » باشد، زیرا پطرس در نامه دوم خود وقتی که می‌خواهد اشاره به جهنم نماید به روشنی واژه جهنم را به کار می‌برد، ولی در اینجا تنها به « زندان » بـسنده می‌کند. در دوم پطرس2 : 4 چنین می‌خوانیم: « زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند شفقت ننمود بلکه ایشان را به جهنم انداخته به زنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند.» در این آیه می‌بینیم که واژه زندان به کار نرفته بلکه « جهنم » و « زنجیرهای ظلمت » به کار رفته و همین نشان می‌دهد که کاربرد واژه زندان با واژه جهنم در نامه‌های پطرس برای دو پدیده متفاوت است. پس به این برآیند می‌رسیم که سخنرانی عیسی برای کسانی بوده که زندانی (محبوس) و در بندِ اسارت بودند. &lt;br /&gt;ما می‌دانیم که یکی از جنبه‌های خدمت مسیح این بود که زندانیان را به آزادی بشارت دهد: « روح خداوند یهوه بر من است . . . تا شکسته دلان را التیام بخشم و اسیران را به رستگاری و محبوسان (زندانیان) را به آزادی ندا کنم » (اشعیا 61 : 1 و لوقا 4 : 18). در اشعیا 42 : 6 و 7 نیز خداوند درباره مسیح پیشگویی کرده می‌فرماید: « . . . تو را عهدِ قوم و نور امتها خواهم گردانید تا چشمان کوران را بگشایی و اسیران را از زندان و نشینندگانِ در ظلمت را از محبس بیرون آوری.» ولی در سه سال و اندی که او بر روی زمین بود به هیچ زندانی سر نزد و هیچ زندانی را به آزادی ندا نکرد! از این رو پی می‌بریم که زندان چِم نمادین دارد و در خدمتِ بشارت و سخنرانی مسیح به « مکان یا جا » اشاره نمی‌کند. کسانی که گناه می‌کنند و از خدا فرمانبرداری نمی‌نمایند، در زندانِ گناه و شیطان گرفتارند و پیام انجیل عیسای مسیح برای رهایی و آزادی آنهاست.&lt;br /&gt;ولی سخنرانی مسیح که پطرس به آن اشاره می‌کند برای کدام دسته از زندانیانِ در گناه بوده و در چه زمانی انجام شده است؟ پاسخ را در اول پطرس3 : 20 می‌یابیم: « که سابقاً نافرمانبردار بودند، هنگامی که حلم خدا در ایام نوح انتظار می‌کشید، وقتی که کشتی بنا می‌شد که در آن جماعتی قلیل یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند.» این آیه به روشنی نشان می‌دهد که سخنرانی مسیح برای کسانی بوده که در گذشته در دوره نوح و پیش از توفان زندگی می‌کردند و در نافرمانبرداری از خدا و سخنان او می‌زیستند.&lt;br /&gt;خدا 120 سال به بشر فرصت داد تا از نافرمانی دست بردارد و سخن او را انجام دهد (پیدایش6 : 3). در آن دوره او بدست نوح که واعظ عدالت بود (دوم پطرس2 : 5) و به پارسایی سخنرانی می‌کرد پیام رهایی از اسارت گناه را به انسانهای نافرمان رساند. اما آنها گوش نگرفتند و تنها هشت تن که شامل نوح، همسرش، سه پسرشان و سه عروسشان می‌شدند از توفان رهایی یافتند، زیرا از فرمان خدا فرمانبرداری کردند. &lt;br /&gt;پطرس فرستاده به ما نشان می‌دهد که هر چند این نوح بود که برای مردم سخنرانی می‌کرد، ولی چون پیامش از جانب روح خدا و بدست روح مسیح بود، پس به راستی این مسیح بود که از دهان نوح با مردم سخن می‌گفت. در اول پطرس 1 : 11 مشاهده می‌کنیم که نه تنها روح مسیح (روح‌القدس) در نوح بود، بلکه در سایر پیامبران نیز ساکن بود و آنها به الهام روح مسیح بود که پیشگویی می‌کردند و پیام خدا را به دیگران می‌رسانیدند. پس به این برآیند می‌رسیم که مسیح بدست روح‌القدس و از دهان نوح به ارواحِ زندانیِ کسانی سخن گفت که در دوره نوح نافرمانبردار بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهش می‌کنم توجه داشته باشید که هدف بنیادین پطرس از نگارش این دو نامه تشویق به پایداریِ باورمندانِ جفا دیده از دست نافرمانبرداران و زندانیانِ در گناه و اسیران شیطان است. او می‌خواهد به آنان بگوید که هر چند جفا و سختی به بدن آنان آزار می‌رساند و شاید حتی جانشان را در راه مسیح از دست بدهند، ولی قدرت و قوت روح‌القدس همان‌گونه که عیسی را از مردگان برخیزانید در آنها نیز کار خواهد کرد. او در هر دو نامه‌اش اشاره به توفان نوح و مجازاتِ ارواحِ زندانی می‌نماید و بدین ترتیب می‌خواهد به باورمندان این اطمینان را بدهد که از جفاها نهراسند، زیرا داوری در پیش است و به زودی خدا نافرمانبرداران را همان‌گونه که در دوره نوح به هلاکت رساند اکنون نیز مجازات خواهد کرد. اشاره او به سخنرانی مسیح در دوره نوح که بدست روح‌القدس صورت پذیرفت باز برای این است که به باورمندان نشان دهد عیسای مسیح همان‌گونه که در گذشته بوده و روحش کار می‌کرده، امروز نیز با همان قوت از راهِ شهادت و سخنرانی شاگردانِ راستین و باورمندان کار می‌کند و مردم را به سوی رهایی از زندانِ گناه و شیطان فرا می‌خواند هر چند که ممکن است شمار رستگاران کم به دیده آید.&lt;br /&gt;هدف پطرس هرگز این نبوده که سخن از رفتن مسیح به جهان مردگان، جهنم، هاویه، شیول و یا عالم اموات به میان بیاورد، زیرا هیچ یک از این مقوله‌ها حتی اگر هم به راستی رخ داده باشد، ربطی به مسأله جفا دیدن باورمندان ندارد. بنا بر این، کاربرد« بشارت به مردگان » که در اول پطرس4 : 6 آمده نمی‌تواند چِم دیگری به جز این داشته باشد که بشارت به مردگانِ در روح است که در حین حیات مرده‌اند و نیاز دارند که پیام انجیل را بشنوند تا از مرگ روحانی زنده شوند. « زنِ عیاش در حالِ حیات، مرده است » (اول تیموتاؤوس 5 : 6) ولی زمانی که به بشارت انجیل گوش فرا می‌دهیم و از پدر روحها فرمانبرداری می‌کنیم (عبرانیان12 : 9) دوباره زنده می‌شویم. پس بشارت و سخنرانی برای کسانِ زنده است که مانند زنِ عیاش روحاً مرده‌اند نه آنانی که بدنشان مرده و در جهان مردگان به سر می‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسای مسیح پس از اینکه تاوانِ گناهان بشر را بر روی صلیب پرداخت به جایگاه پیشین خود در آسمان به نزد خدای پدر برگشت. در بامداد روز یکشنبه با قوت روح‌القدس، روحش به بدنش برگشت و با بدنی پُر شکوه از میان مردگان برخاست و نوبر خوابیدگان گردید. او پس از چهل روز خوردن و آشامیدن با شاگردان به آسمان بازگشت تا خدمت کنونی خود را در مقام کاهن بزرگ، شفیع و شبان به دست راست خدای پدر به انجام رسانَد.&lt;br /&gt;او در بامداد روز یکشنبه رستاخیز، با بدنِ پُر شکوهی که داشت هرگز به جهان مردگان یا جهنم و یا حتی به نزد خدای پدر بالا نرفت چنانکه برخی می‌پندارند. اگر او به مریم مجدلیه می‌گوید که « مرا لمس مکن زیرا هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‌ام » (یوحنا20 : 17)، برای این نیست که قصد دارد در آن روز و پیش از آشکار شدن به شاگردان سری به خدای پدر بزند، خونش را در مقام کاهن بزرگ به او تقدیم کند و دوباره نزد آنان پایین بیاید. رییس کاهنان در عهد عتیق با خون قربانی همان روز به قدس‌الاقداس داخل می‌شد، نه خونِ قربانیِ که سه روز پیش از آن ریخته شده بود. عیسای مسیح نیز در همان روزی که مصلوب شد، خونش را تقدیم خدای پدر کرد و خدای پدر نیز با پاره کردنِ پرده‌ایی که قدس را از قدس‌الاقداس جدا می‌کرد قربانیِ مسیح را پذیرفت و راه ورود به مکان اقدس برای همگان باز شد. اگر مسیح در روز رستاخیز از مردگان که سه روز پس از مصلوب شدنش بود این کار را کرده باشد، بر خلاف قانون تقدیم قربانی‌ها در عهد عتیق است.&lt;br /&gt;از آنجا که مریم مجدلیه از دیدنِ مسیحِ قیام کرده بسیار ذوق زده شده بود و دوست داشت که به او بچسبد و جایی نرود تا مبادا دوباره او را از دست بدهد، مسیح به او اطمینان می‌دهد که هنوز قصد ندارد به نزد خدای پدر برود و مریم در آینده فرصت خواهد داشت که او را لمس کند. لازم بود که در آن زمان مریم برود و سایر شاگردان را آگاه کند که مسیح از مردگان برخاسته است. این مأموریت مهم‌تر از لمس کردن و چسبیدن به پاهای مسیح بود. &lt;br /&gt;از سوی دیگر فرشته به زنان می‌گوید که مسیح پیش از شاگردان به جلیل خواهد رفت (نه نزد خدای پدر) و از آنان می‌خواهد که این خبر را به آگاهی شاگردان برسانند (متی 28 : 5 - 7) و در حالی که آنها با خوشی می‌رفتند تا این خبر را به شاگردان برسانند عیسای زنده در راه آنها را می‌بیند و آنان به قدمهای او می‌چسبند و بدنش را لمس می‌کنند (متی 28 : 9). این بار مسیح جلوی آنها را نمی‌گیرد و به آنان نمی‌گوید که به او نچسبند، زیرا درحال رفتن و رساندن آن پیام به شاگردان بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیایید درباره عیسی مسیح و کار بزرگی که بر روی صلیب کرد راستی را آموزش دهیم و از آموزه‌های من درآوردی دست برداریم؛ او هرگز نه به جهنم رفته، نه به جهان مردگان و نه به ژرفنای زمین.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7798587641457012253?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7798587641457012253/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7798587641457012253&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7798587641457012253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7798587641457012253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/09/blog-post_4269.html' title='شگفتا! عیسی را هم به جهنم فرستادند!'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-WlnHCW3wAGo/TmOGI62psGI/AAAAAAAAAiU/deDCZkEpZFo/s72-c/Screenshot_1.png' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7148056635996333613</id><published>2011-09-04T16:03:00.000+02:00</published><updated>2011-09-04T16:03:04.794+02:00</updated><title type='text'>حکمت در کتاب‌مقدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-9Edy3DM1fSo/TmOE4jHO2TI/AAAAAAAAAiQ/EP9H11OXQB8/s1600/Wisdom+web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-9Edy3DM1fSo/TmOE4jHO2TI/AAAAAAAAAiQ/EP9H11OXQB8/s1600/Wisdom+web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;به‌نظر می‌آید کلمۀ حکمت در زمان حاضر واژۀ از دور خارج شده‌ای است. امروزه دیگر به کسی "حکیم" نمی‌گویند و ما را برای "حکمت‌اندوزی" تشویق نمی‌کنند. "تحصیل" و "دانش اندوزی" واژگان رایج عصر فعلی است. اگر شخصی دارای تحصیلات عالیه باشد، او را حتی ناگفته "حکیم" می‌پنداریم. به‌زعم ما "دانشگاه" مکانی است که در آن به عمق مفاهیم پی می‌بریم و اگر کسی از نعمت آموزش دانشگاهی برخوردار نباشد، خود را از درک عمیق مفاهیم و معانی و یا به اصطلاح قدما "حکمت" محروم داشته است. اما کلام خدا معنایی بس ژرف‌تر و عمومی‌تر و کاربردی‌تر برای واژۀ حکمت قائل است. می‌توان به بالاترین مدارج تحصیلی رسید، اما از آنچه کلام خدا "حکمت" می‌نامد فاصله گرفت. می‌توان در انزوا و تنهایی، تخصصی‌ترین تحقیقات علمی را انجام داد اما از فهم و درک صحیح دور شد (امثال سلیمان ۱۸:‏‌۱). می‌توان در پیش چشم دیگران فردی عالم به‌نظر آمد و با اتکا به مدارک درخشان تحصیلی به خود بالید، اما در برابر چشمان نافذ خدا بس تهی و حقیر بود. آنچه امروزه در مراکز آکادمیک تحت عنوان دانش انتزاعی (Abstract)، تحلیلی (Analytical) و خاص (Specified) نام برده می‌شود، همگون و همسنگ با آنچه کلام خدا حکمت می‌نامد نیست. از این رو در ابتدا لازم است که تعریف درستی از این واژه به‌دست دهیم تا از خلط آن با مفاهیم رایج اجتناب ورزیم.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;معنای حکمت در کتاب‌مقدس&lt;br /&gt;انسان فطرتاً موجودی ارزش‌باور و ارزش‌محور است. همۀ ما بر اساس ارزش‌هایی خاص، زندگی خود را سمت و سو می‌دهیم. همچو خورشید که در منظومۀ ما، محور حرکت اجسام سماوی است، ارزش‌ها جهت‌دهندۀ راه و طریقی است که در زندگی در پیش می‌گیریم و برای تحقق آنها تمام تلاش‌مان را هزینه می‌کنیم. برای عدۀ بسیاری این محوریت خواست خود و یا خواست دیگران است. ما یا برای خود زندگی می‌کنیم و یا برای دیگران و اگر کسی را بیابیم که اینگونه نیست، او را فردی فاقد هدف و ارزش قلمداد می‌کنیم. اما کلام خدا به‌روشنی بیان می‌کند که شخص حکیم کسی است که محور ارزش‌هایش نه خود و نه دیگران بلکه خداست. چنین شخصی ممکن است فاقد هر نوع تحصیلات دانشگاهی باشد اما زندگی خود را بر مبنای انجام خواست خدا بنا می‌کند و می‌کوشد اهداف الهی را در هر آنچه می‌اندیشد و به عمل می‌آورد به اجرا درآورد. بدین‌سبب کلام خدا "ترس خدا" را آغاز حکمت می‌نامد (امثال سلیمان ۱‏:‏‌۷). واژۀ ترس ترسیم‌کنندۀ حالتی خاص است. وقتی از چیزی می‌ترسیم، حالتی خاص از حیات را به نمایش می‌گذاریم. از این رو، حکمت امری فراتر از آگاهی صرف است و معرف حالت و وضعیت ما در برابر خداست. حکمت فراتر از بهرۀ هوشی و توانایی‌های ذهنی و انتزاعی است. حکمت بس والاتر از انجام تکالیف درسی است. می‌توان آن را به سفری تشبیه کرد که در آن دگرگونی ارزش‌ها با محوریت خدا رخ می‌دهد. می‌توان آن را جستجویی نامید برای هر چه عمیق‌تر درک کردن رازهای هستی و حیات. در کلام خدا با دو منبع مهم کسب حکمت آشنا می‌شویم. یکی را می‌توان منبع مکتوب نامید. مطالعۀ توأم با تعمق کلام خدا، ما را به‌طور قطع به سرزمین حکمت و خداترسی می‌برد. اما کلام خدا به منبع دیگری نیز اشاره می‌کند و آن "تعمق در مشاهدات و تجربیات" است. شاید بتوان این منبع حکمت اندوزی را منبع شفاهی نامید. باید جدا از مطالعه، به جهان پیرامون و زندگی نگاهی عمیق داشت. باید به آفرینش و سفر زندگی با حالت ترس نظر انداخت و به راز آفرینش و حیات اندیشید چرا که هر دوی آنها در لایه‌های تحتانی حاوی معانی غنی و عمیقی‌اند. حکمت در کلام خدا به هیچ‌وجه، مختص دانشجویان دانشگاه‌ها نیست بلکه به‌طرز باور نکردنی در دسترس همگان است. حکمت به‌جای انزواطلبی، در کوچه‌ها و میدان‌های عمومی شهر "همه" را فرا می‌خواند (امثال سلیمان ۱‏:‏‌۲۰‏-‏‏‏‏‏‏‏۲۱). همۀ ما کارت دعوتی سخاوتمندانه را از خدا دریافت می‌کنیم تا از خوان غنی و لذیذ او درس حیات بیاموزیم. حال می‌خواهیم به سه بُعد و یا سه تأکید مهم ادبیات حکمتی[1] در کلام خدا اشاره کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-‏‏‏‏‏‏‏ تأکید بر اهمیت خلقت&lt;br /&gt;ما در جهانی بسر می‌بریم که به‌طرز غم‌انگیزی درگیر و شاهد بحران‌های زیست محیطی است. آنچه در کلام خدا تحت عنوان “زمین” از آن با حساسیت یاد می‌شود، معرف ارزشی است که خدا برای زمینی که در آن بسر می‌بریم قائل می‌شود. کلام خدا به‌وضوح بیان می‌کند که ما به زمین تعلق داریم و نه زمین به ما. به دیگر سخن خلقت انسان زیر مجموعۀ دایرۀ بزرگ‌تری است که “خلقت” نام دارد و انسان در بدو آن، مسئولیت حفاظت از خلقت را به‌عهده داشت (پیدایش ۲‏:‏‌۱۵). از این رو، تمامی فعالیت‌هایی که در جهت حفظ محیط زیست صورت می‌گیرد در تطابق با هدف خدا برای خلقت است. اخیراً کتاب‌مقدسی به‌نام کتاب‌مقدس سبز (The Green Bible) چاپ شده که حتی نگاه اجمالی به آن بیانگر تعداد شگرف آیاتی است که در کلام خدا به طبیعت اشاره شده است. خداوند فقط به فکر نجات انسان‌ها نیست، بلکه جهان طبیعی عرصۀ عمل و نجات اوست. تعلق ما به طبیعت و نه حاکمیت مستبدانۀ ما بر طبیعت، به معنای در پیش گرفتن نوع دیگری از زندگی است که در آن انسان به هدف اولیۀ خلقت که همانا پاسداری از آفرینش است باز می‌گردد. از سوی دیگر تأکید ادبیات حکمتی بر اهمیت خلقت ما را از دوگانه باوری (Dualism) افراط‌گونه بر حذر می‌دارد. دوگانه باوری تفکری است که در آن جهان طبیعی فاقد معنا قلمداد شده و صرفاً در پرتو فانی بودنش تعریف می‌گردد. چنین رویکردی در کلام خدا رد می‌شود. جهان طبیعی نه عین ذات خداست و نه عاری از هرگونه جلوۀ اوست. بلکه مصنوع و اثر خداست. بسان تابلوی زیبایی که انگشت اشاره‌اش به سوی خالقش است. خداوند در کتاب‌مقدس به دفعات با اشاره به خلقت جهان به قومش پیغام می‌دهد که در صدد خلق امر نویی است (کتاب اشعیا باب‌های ۴۰ به بعد). مطالعۀ ادبیات حکمتی ما را تشویق می‌کند که نگاه خود را به خلقت تغییر دهیم و به نوعی در آفرینش و در پس آن، خدای خلاقی را ببینیم که دائم در حال نوسازی خلقت است. به دیگر سخن، مطالعۀ این ادبیات، الهیات آفرینش را در ما تقویت می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲-‏‏‏‏‏‏ تأکید بر جایگاه انسان در جهان&lt;br /&gt;جستجوی حکمت جستجویی است برای یافتن جای خود در نظام آفرینش. ابتدا باید جایگاه خود را شناخت و از آنجا به شناخت خود نایل شد. انسان‌شناسی (آنتروپولوژی) بدون درک جای خود در جهان، امکان‌پذیر نیست. تعیین مختصات مکانی سهم غیرقابل انکاری در تعریف خود دارد. برای هر یک از ما بسیار اتفاق افتاده است که گاه در معمای هزار توی زندگی گم می‌شویم و ناامیدانه در پی تعیین هدف و تعریف خود برمی‌آییم اما نمی‌دانیم کجا هستیم. حکمت، مختصات مکانی ما را تعریف می‌کند تا بتوانیم “راه خود را” و به بیانی دیگر “خود را” پیدا کنیم. امروزه شاهد آنیم که بسیاری دچار بحران هویتند و کورکورانه به راهی می‌روند که دیگران سالک آنند. ما هر روزه با هزاران تعریف عرضه شده در بازار برای تعریف خود روبروییم و گاه خود را در جمع این تعاریف گم می‌کنیم. گویی خطر گم‌شدگی و گم‌گشتگی خطری دائمی است. حکمت ما را به تعریف درست خود و نگاه درست و واقع‌بینانه به زندگی تشویق می‌کند. گاه این نگاه، نگاه غم‌انگیزی است (کتاب جامعه و ایوب)، اما حکمت ابایی ندارد که پرده از حقایق غم‌انگیز حیات بردارد. سفر حکمت و جستجوی آن، گاه سفری پردرد و رنج و جانکاه است. سفری که در آن درک به رنج می‌انجامد (جامعه ۱:‏‌۱۸) اما جایگاه واقعی ما قربانی خوش‌بینی‌های کاذبانه نمی‌شود. از این رو، این ادبیات به‌شدت شخصی است. گویی حکمت در پی آن است که از جز به کل و یا از شخص بسوی مجموعۀ اشخاص حرکت کند. مطالعۀ ادبیات حکمتی، انسان‌شناسی را در ما تقویت می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳-‏‏‏‏‏‏‏ تأکید بر ارزش والای زن&lt;br /&gt;در کتاب‌های امثال سلیمان و غزل‌غزل‌ها، زن نقش کلیدی دارد. در امثال سلیمان، حکمت به زنی تشبیه می‌شود دوست‌داشتنی که همه را دعوت به مصاحبت با خود می‌کند. از سوی دیگر در این کتاب زن دیگری نیز وجود دارد که باید از او پرهیز کرد. خانم حکمت ما را به قلمرو سعادت می‌برد و زن ضد حکمت زندگی ما را به باد می‌دهد و سرنوشت ما در گرو گوش دادن و تبعیت از یکی از دو زن است. تشبیه حکمت به زن از آن رو حائز اهمیت است که در اسرائیل باستان، زنان از هویت اجتماعی برخوردار نبودند و مردان حاکم عرصه‌های خارج از خانه بودند. به همین دلیل، توجه به این ادبیات برای قوم خدا بسیار اهمیت داشت تا نقش غیرقابل انکار و حیاتی زنان را در شکل‌گیری جامعه از یاد نبرند. اما می‌توان بدین ‌نتیجه هم رسید که تشبیه حکمت به زنی که در کوی و برزن (خارج از خانه) همگان را دعوت به پیروی از خود می‌کند، بذر فروپاشی نظام اجتماعی کهن اسرائیل را نیز در خود می‌پروراند. گویی حکمت به ما می‌گوید به هنجارهای اجتماعی که قرن‌ها آنها را بی چون و چرا پذیرفته‌ایم، نگاهی دوباره بیندازیم و اگر آنها به محدود کردن سهم حیات برای عده‌ای ختم شده‌اند، بذر فروپاشی‌شان را آگاهانه بکاریم. در کتاب غزل‌غزل‌ها نیز یکی از شخصیت‌های اصلی داستان زن است که درد جانگاه عشق را در وجود خود دارد. او با اعتمادبه‌نفس مثال‌زدنی سخن می‌گوید، شماتت می‌کند، درد می‌کشد و دائم در حال جستجوست. چنین تصویری در فضای اجتماعی مرد سالار اسرائیل بدیع و به‌نوعی تکان‌دهنده است. تشبیه حکمت به زن، الگویی را برای جامعۀ به‌شدت مرد سالار اسرائیل به تصویر می‌کشد که برای آنان غیرقابل هضم بود. زن، مدل و الگوی رفتاری برای مرد می‌شود. مردان باید به خانم حکمت و نه زن ویرانگر حکمت گوش دهند. از سوی دیگر تشبیه حکمت به زن، معرف جذابیت و زیبایی و خواستنی بودن حکمت است. حکمت‌اندوزی سفری هنرمندانه و زیباشناسانه است. حکیمان شاعران و هنرمندان عصر خویشند که می‌کوشند با خلق اثری زیبا، معنای حیات را برای ما ترسیم کنند. بیان این حقیقت که سبک ادبی نوشته‌های حکمتی، موزون و شعری است، ما را از درک خسته‌کننده و بدون شور حیات مصون می‌دارد. هدف این ادبیات ایجاد آرزوهای سالم و سرشار از طراوت زندگی است. تشبیه حکمت به زن، زایایی هستی را به ما یادآوری می‌کند و اهمیت والای زنان را در شکل‌گیری با معنای حیات گوشزد می‌کند.&lt;br /&gt;هنر به‌عنوان مقوله‌ای زیباشناسانه، نیروی زندگی را در ما برمی‌انگیزاند و زیبایی خانم حکمت ما را تشویق می‌کند تا آن را بدست آورده، با آن خوب زندگی کنیم (امثال سلیمان ۳:‏‌۱۸).&lt;br /&gt;حال به بررسی اجمالی هر یک از کتب حکمتی در کتاب‌مقدس می‌پردازیم و می‌کوشیم ارزش منحصربه‌فرد هر یک را در سطوری کوتاه باز شناسیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امثال سلیمان&lt;br /&gt;این کتاب در دوران پادشاهی و پس از تبعید شروع به شکل‌گیری کرد (اول پادشاهان ۴:‏‌۳۲ -‏‏‏‏‏‏ ۳۴). تبعید و شکست معرف بحران هویت است و در چنین لحظاتی نیاز به تعریف مجدد خود داریم تا مجدداً ارزش‌های بنیادین خود را به یاد آوریم. سبک شعری این کتاب، امکان به‌خاطر‌سپاری مفاهیم بنیادی را سهل‌تر می‌سازد. کتاب امثال نمایانگر ارزش‌های اخلاقی است که در زندگی روزمره باید آنها را به کار گیریم. به دیگر سخن، این کتاب، به خداترسی در عمل می‌پردازد. چگونه در زندگی روزمره و در مناسبات اجتماعی هر روزه، به‌گونه‌ایی زندگی کنیم که خواست خدا انجام شود. شایان ذکرست که ارزش‌های ارائه شده در این کتاب را نباید به شکل جزمی و غیرقابل انعطاف بررسی کرد. در این کتاب با قوانین حیات همچون قانون جاذبه روبرو نیستیم. هدف امثال، خلق فضایی است که در آن به‌گونه‌ای باز و انعطاف‌پذیر به مسائل نگاه کنیم و فکر خود را وسعت دهیم. حال به بررسی تعدادی از آنها می‌پردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقد مخرب و نقد سازنده&lt;br /&gt;امثال سلیمان ۲۷:‏‏‌۵-‏‏‏‏‏‏‏۶ توبیخ آشکار به از محبت پنهان&lt;br /&gt;زخمی هم که از دوست رسد وفادار است.&lt;br /&gt;اما به صد بوسۀ دشمن هم نتوان اعتماد کرد.&lt;br /&gt;همچنین نگاه کنید به، ۱۷:‏۱۰، ۱۰:‏۱۰، ۱۰:‏۱۷، ۱۳:‏۱۸، ۱۵:‏۵ و ۱۰:‏۱۲&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این آیات فضای صحبت و انتقاد سازنده را به تصویر می‌کشند. گویی هیچ چیز از برخورد سریع و بی‌تأمل بدست نمی‌آید. محبت می‌تواند حتی از برخی تقصیرات چشم‌پوشی کند (امثال ۱۰:‏‌۱۲). هدف از انتقاد، تخریب نباید باشد، بلکه هدف ایجاد شالوم و آرامش الهی در وجود و محیط شخص است. گاه باید حتی به هنگام دیدن معایب، شکیبایی به خرج داد، چون ممکن است شخص خاطی توانایی شنیدن و پذیرش معایب خود را نداشته باشد. باید از انگیزه‌های خود نیز اطمینان کسب کرد. آیا گوینده از محبت کافی برای ابراز نقص دیگری برخوردار است و یا صرفاً بدون محبت در پی بیان حقیقت است؟ آیا می‌توان به جرأت گفت که من این شخص را چنان دوست دارم که می‌توانم با حکمت و سعۀ صدر به‌گونه‌ای که آرامش و شالوم الهی در زندگیش پدید آید، تقصیراتش را به او بیان کنم؟ در این راستا، نه تنها گوینده، حکمت خود را می‌سنجد، بلکه شنونده نیز با نوع شنیدن خود، پرده از میزان گشودگی خود به حکمت خدا برمی‌دارد. ما چگونه به انتقادات گوش می‌کنیم؟&lt;br /&gt;خوانندۀ عزیز همانگونه که در مطالعۀ این سری از امثال دریافتید، هدف آنها خلق فضایی جدید در افکار و حالات ماست. امثال را نباید فرمول‌گونه درک کرد. کتاب امثال در بردارندۀ سخنان حکیمانه‌ای است که قرن‌ها آزموده شده و صحت آنها به اثبات رسیده است. این کتاب تبلور راهکارهایی است که فهم و رفتار خردمندانه را به بار می‌آورد و دانشی را به ما می‌بخشد که مجزا از زندگی اخلاقی نیست (امثال ۱:‏‌۱-‏‏‏‏‏‏ ۷).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه&lt;br /&gt;شاید بتوان این کتاب را نقدی بر سایر نوشته‌های حکمتی به حساب آورد. اگر حکمت در امثال سلیمان با خود "سعادت و شادی" به ارمغان می‌آورد، مطابق نظر این کتاب "غم و درد" حاصل آن است. در مطالعۀ کلام خدا باید به صداها و پیام‌های به‌ظاهر متضاد کتاب‌ها به دقت گوش کرد، زیرا حقیقتی عمیق در پس این شهادات تناقض‌گونه وجود دارد. شایان ذکر است که عنوان کتاب‌های عهدعتیق از ترجمۀ یونانی کتاب‌مقدس برگرفته شده است. در اصل عبری، عنوان این کتاب "کوهِلِت" است که می‌تواند به معنای فردی باشد که دیگران را فرا می‌خواند تا تجربیاتش را با آنها در میان بگذارد. واژۀ کلیدی این کتاب، "هِبِل" (بطالت) است که بارها در کتاب ذکر می‌شود. هِبِل می‌تواند به معنای "پوچی و بی‌معنایی" و همچنین "ناپایداری و زودگذری" باشد. بر این باورم که آنچه کوهِلِت به ما می‌گوید به معنای آن نیست که زندگی و حیات یک شوخی و یا جوک غم‌انگیز است. کوهلت نمی‌گوید از درک ساده‌لوحانه و توهم خوش‌بینانۀ خود پیرامون باور به حیات با معنا بیدار شو. آنچه کوهلت به جِد به نقد می‌کشد نه بی‌معنایی حیات، بل بی‌معنایی خلق معنا صرفاً در دایرۀ تلاش و دستاوردهای انسانی است. عبارت "در زیر آسمان"، فضایی را که درک در آن صورت می‌گیرد، ترسیم می‌کند. "زیر آسمان"، خبر از محدودیت‌ زمانی، مکانی، ادراکی و فیزیکی بشر می‌دهد. انسانی که محدود در زمان و فضاست و مرگ هر لحظه در تعقیب اوست و در دام حوادث اسیر است، نمی‌تواند و نباید ادعاهای بزرگ کند. به بیان دیگر، این کتاب خواننده را تشویق به افتادگی می‌کند. نباید به خود و دستاوردهای خویش چنان بنگریم که گویی آنها ابدی‌اند و در خاطره‌ها جاودانه باقی خواهند ماند. از سوی دیگر، باور به زودگذری حیات، ما را وا می‌‌دارد که قدر لحظات تکرار‌نشدنی زندگی‌مان را بدانیم و هر لحظه از آن را حرمت و ارج نهیم. در این کتاب حدود ۲۸ بار از واژۀ "دادن" به معنای بخشیده شدن استفاده می‌شود. گویی کوهِلِت به ما می‌گوید ببین که چقدر به تو بخشیده شده است. هدایای زندگیت را بشمار و قدر آنها را بدان. نعمت خانواده، خلقت، زمان و تمامی آنچه را که خداوند به هر یک از ما بخشیده است، تکرار نشدنی است. برای کوهِلِت، شادی و گشاده‌دستی دو عامل مهم تسکین‌دهندۀ هِبِل حیات هستند. نصیحت پایانی کتاب بار دیگر اهمیت بنیادی "ترس خدا" را گوشزد می‌کند. ترس خدا به‌عنوان مهم‌ترین "تکلیف انسان" و یا به‌عبارت دیگر اساسی‌ترین طریق "تعریف انسان"، ما را از پوچی، زودگذری و مصائب حیات محفوظ می‌دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غزل‌غزل‌ها&lt;br /&gt;حکمت و عشق چنان در هم تنیده‌اند که نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا نمود. باید عاشق حکمت بود تا آن را بدست آورد. باید عاشقانه به جستجوی آن پرداخت و درد و زجر هرمان آن را به جان خرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کتاب بزرگ‌ترین مشکل حیات را فقر عشق و صمیمیت می‌داند. فقر عشق به خدا، به دیگری و به طبیعت. این کتاب دعوتی است لاینقطع برای بازگشت به عشقی بالغ و رو به فزونی. این کتاب دعوتی است برای رفع بیگانگی از خدا، از خود، از دیگری و از خلقت. تنها در سایۀ بازیابی این صمیمیت از دست رفته است که تقدس رخ می‌دهد و جهان عرصۀ تجلی عمل الهی می‌گردد. آنچه احیاکنندۀ عشق انسانی است، عشق لایتغیر و همیشه حاضر و فعال خداست. این کتاب روایت درد عشق دو عاشق است که با نهایت احترام و عطش فراوان در انتظار وصال یکدیگرند. در باب اول آیۀ ۹، مرد زن را به اسبی در ارابه فرعون تشبیه می‌کند. نویسنده در این قسمت به رویدادی شناخته شده در نبردهای باستانی اشاره می‌کند. در نبردی که فرعون با پادشاه قادش داشت. قادشیان که می‌دانستند اسبان فرعون، ماده می‌باشند، اسبان نر را به ارابه‌های او نزدیک کردند تا در میان آنها ناآرامی و همهمه بیندازند. به دیگر سخن مرد به زن می‌گوید «تو مردان را از خود بیخود می‌کنی». عشق خدا به انسان این‌گونه است. عشق اکسیر رها شدن از خود و توجه به دیگری است و آگاهی از عشق بی‌حد و مرز محبوب، در ما ایجاد عشق می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایوب&lt;br /&gt;کتاب ایوب روایت شنیدن حکمت از شخص رنجبر است. این کتاب بیشتر از آن که بخواهد دلیل رنج را از خدا بپرسد و یا به تجربه و تحلیل خود رنج بپردازد، بر شخص رنجبر متمرکز است. گویی فرد رنجبر از اقتداری خاص برای سخن گفتن برخوردار است. اقتداری که شنونده را به "سکوت" و فراتر از آن به "احترام" نسبت به شخص رنجبر تشویق می‌کند. این کتاب نمایانگر آن است که او که دردی جانکاه بر خود دارد، الهی‌دانی است که درکی خاص و منحصربه‌فرد از خدا دارد. ایوب روایت الهیات نه رنج بلکه رنجبر است. رنجبری که حق سخن گفتن و حق شنیده شدن را به تمامی داراست.&lt;br /&gt;باب‌های پایانی این کتاب بسیار پر رمز و راز است. شاید پیغام کتاب آن است که نمی‌توان همیشه به درک روشن درد و رنج رسید و یا نباید همواره به‌دنبال پاسخ بود. چرا که پاسخ، خود به درد و رنج مشروعیت می‌دهد. و یا شاید پیغام آن است که خدا را نباید تنها در دایرۀ درک اخلاقی خود تعریف کرد (خروج ۳۴:‏‌۶). از خدا نباید با درک محدود خود، موجودی قابل پیش‌بینی و فرمول‌پذیر بسازیم. او گاه برای خیر ما، ما را به عرصه‌هایی می‌برد که برای‌مان هضم ناشدنی است، اما می‌توان مثل ایوب از کورۀ آزمایش سربلند و متحول شده بیرون ‌آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در پایان این نوشتۀ اجمالی و سرشار از نقض بیش از پیش جلوه می‌کند، نیاز به مطالعۀ آهسته و پر از تعمق ادبیات حکمتی است. از یاد نبریم که ترس از خداوند سرآغاز دانش است (امثال سلیمان ۱:‏‌۷).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[1]  ادبیات حکمتی درکتاب‌مقدس به‌طور خاص به کتاب‌های امثال سلیمان، جامعه، غزل‌غزل‌ها و ایوب اشاره دارد اما برخی از مزامیر را نیز می‌توان در زمرۀ این ادبیات به حساب آورد. به‌طور کلی هر گاه نویسنده در پی قیاس دو راه برمی‌آید (راه حکمت و راه تباهی)، و یا خواننده را تشویق به مشاهدۀ عمیق خلقت و یا تجربیات زندگی می‌کند، گفتگوی او از سبک حکمتی برخوردار است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7148056635996333613?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7148056635996333613/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7148056635996333613&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7148056635996333613'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7148056635996333613'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/09/blog-post_04.html' title='حکمت در کتاب‌مقدس'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-9Edy3DM1fSo/TmOE4jHO2TI/AAAAAAAAAiQ/EP9H11OXQB8/s72-c/Wisdom+web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-3464604874035799663</id><published>2011-09-04T15:58:00.000+02:00</published><updated>2011-09-04T15:58:24.129+02:00</updated><title type='text'>”ترس خداوند“ چیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-Qqn4hsQ_AzM/TmOD9H5ucfI/AAAAAAAAAiM/tF3f5ACt-d4/s1600/1674Web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-Qqn4hsQ_AzM/TmOD9H5ucfI/AAAAAAAAAiM/tF3f5ACt-d4/s1600/1674Web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;در بسیاری از بخش‌های عهدعتیق و مخصوصاً در ادبیات حکمتی به عبارت "ترس خداوند" برمی‌خوریم که ممکن است سؤالاتی در ذهن خوانندگان ایجاد کند که ترس خداوند به چه معنی است و چرا در کتب حکمتی از جایگاه خاصی برخوردار است؟ گریم گُلدزورثی از الاهیدانان برجسته‌ای است که در زمینه الاهیات کتاب‌مقدسی مطالعات زیادی نموده و کتب ارزشمندی را به نگارش درآورده که خوشبختانه یکی از آنها به نام "مکاشفۀ پیشروندۀ خدا در کتاب‌مقدس" به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. این مقاله خلاصۀ بخشی از یکی از کتاب‌های این نویسنده به نام "حکمت و انجیل" است که در اینجا تقدیم خوانندگان گرامی می‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;برای درکِ بهترِ موضوع "ترس خداوند" باید ابتدا نگاهی به واقعه تاریخی بنای معبد اورشلیم توسط سلیمان پادشاه بیندازیم. کتاب پادشاهان واقعه عظیم بنای معبد اسرائیل توسط سلیمان را روایت می‌کند که از لحاظ تاریخی نقطه عطفی در وعده‌های خدا به قوم اسرائیل محسوب می‌شود. قصد خدا این بود که خدای ابراهیم و نسل او باشد (پیدایش ۱۷:‏۷)، نه به‌عنوان خدایی دست‌نیافتنی و غیر متشخص، بلکه به‌عنوان خدای آسمان و زمین که قصد دارد در میان قوم خود ساکن شود (خروج ۲۵:‏۸). خیمه اجتماع و پس از آن معبد عظیم اورشلیم در نظر اسرائیل مرکز تمامی عالم محسوب می‌شد. اسرائیلیان بر این امر واقف بودند که خدا را نمی‌توان در چارچوبی محدود کرد، چنانکه خود خداوند فرموده بود: «آسمان‌ها کرسی من و زمین پای‌انداز من است، پس خانه‌ای که برای من بنا می‌کنید کجا است؟ و مکان آرام من کجا؟» (اشعیا ۶۶:‏۱). ولی معبد با وجود محدودیت مکانی، به‌صورت نمادین جایی بود که در آن آشتی و مصالحه اسرائیل با خدایش به‌ظهور می‌رسید. در این چشم‌انداز بود که معبد در نظر اسرائیل مفهومی جهانی می‌یافت.&lt;br /&gt;وقتی سلیمان معبد را بنا نمود، مراسم وقف عظیم و پرشکوهی تدارک دید که شرح آن در کتب اول پادشاهان باب ۸ و دوم تواریخ باب ۶ به تفصیل آمده است. پس از قرار گرفتن صندوق عهد در درون قدس‌الاقداس، سلیمان پادشاه در برابر مذبح ایستاد و دعا نمود. در این دعا، سلیمان وعده‌های خدا به پدرش داوود را بازگو نمود که در آن نسل داوود سلطنت خواهند نمود و خدا برای همیشه در میان قوم خود ساکن خواهد گردید. این وعده‌ها مشروط به اطاعت پادشاه و قوم او بود. گناه باید تصدیق و اعتراف می‌شد و با توبه پاک می‌گردید. آنچه سلیمان در دعایش تشریح می‌کرد ادامۀ فرایندِ رحمت و بخشایشی بود که قبلاً بر طبق عهد سینا در اسرائیل منعقد گردیده بود. آنچه در اینجا تازگی داشت این بود که اینک زمان لبریز شدنِ ثمرات فیض فرارسیده بود. وقتی قوم اسرائیل اهمیت معبد را به‌عنوان مکانی بازشناسند که در آن آشتی و احیاء با خدا به‌وقوع می‌پیوندد، به قومی تبدیل خواهند شد که از خدا می‌ترسند و از برکات عهد بهره‌مند می‌شوند (اول پادشاهان ۸:‏‌۳۸-‏‏‏‏‏‏‏۴۰). بدون شک چنین منزلت و مقامی حتی توسط اقوام دیگر نیز به رسمیت شناخته خواهد شد. غریبان و بیگانگان به معبد خواهند آمد و به خدای اسرائیل اعتراف خواهند کرد. بر طبق دعای سلیمان، خدا صدای غیر اسرائیلیان را از آسمان خواهد شنید و با فیض و رحمت خود به ایشان پاسخ خواهد داد تا تمامی ملل روی زمین نام او را بشناسند و از او بترسند (اول پادشاهان ۸‏:‌۴۱-‏‏‏‏‏‏‏۴۳).&lt;br /&gt;اما عبارتِ ”ترس خداوند“ چیست که سلیمان در دعای وقف معبد بدان اشاره می‌کند؟ از مطالعه و تعمق در بخش‌های مختلف کتاب‌مقدس روشن است که چنین ترسی به معنی رُعب و وحشت نیست. بلکه در اینجا ترسی مورد نظر است که آمیخته با حرمت و احترام می‌باشد. ما در بخش‌های دیگر کلام خدا نیز بارها به عبارت ”مترس“ برمی‌خوریم، ولی باید اذعان داشت که نویسندگان کتاب‌مقدس هیچ تضادی بین ”ترس از خداوند“ و کلام تشویق‌کنندۀ ”مترس“ که در آن اطمینان به وفاداری خدا که در بخشش و محافظت او از قومش نهفته بود، نمی‌دیدند. در مقطع زمانی بین واقعۀ خروج و سلطنت سلیمان وفاداری به عهد مد نظر بود و قوم خدا بایستی این وفاداری را در احساس توأم با احترام، نسبت به عظمت و شکوهِ خدایی که خود را در اعمال عجیبش آشکار می‌سازد، نشان می‌داد: «و اسرائیل آن کار عظیمی را که خداوند به مصریان کرده بود دیدند، و قوم از خداوند ترسیدند، و به خداوند و به بندۀ او موسی ایمان آوردند» (خروج ۱۴:‏۳۱).&lt;br /&gt;خدا محبت خود را در اعمال پرقدرتش در نجات قوم از مصر به نمایش گذاشت. ترس و اعتماد واکنشی بر این عمل رهایی‌بخش خداست. از یک سو شناختِ فیض، محبت و وفاداری مبتنی بر عهد مد نظر است و از سوی دیگر درکِ روشن و واضحی از خشم مقدس و عادلانه خدا علیه مقاومت ملحدانه با اراده‌اش. پس از ۴۰ سال سرگردانی در بیابان موسی آنچه را که خدا در کوه سینا به او فرموده بود یادآوری نمود: «قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را به ایشان بشنوانم، تا بیاموزند که در تمامی روزهایی که بر روی زمین زنده باشند از من بترسند، و پسران خود را تعلیم دهند» (تثنیه ۴:‏۱۰).&lt;br /&gt;ترس خداوند باید در تلاش قوم در حفظ شرایع خدا و در واکنش وفادارانه به اعمال نجات‌بخشِ او تجلّی می‌یافت: «و تا از یهوه خدای خود ترسان شده، جمیع فرایض و اوامر او را که من به شما امر می‌فرمایم نگاه داری، تو و پسرت و پسر پسرت، در تمامی ایام عمرت و تا عمر تو دراز شود» (تثنیه ۶:‏۲). و یا در این آیه خداوند می‌فرماید: «پس الان ای اسرائیل، یهوه خدایت از تو چه می‌خواهد، جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همه طریق‌هایش سلوک نمایی، و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را به تمامی دل و به تمامی جان خود عبادت نمایی» (تثنیه ۱۰:‏۱۲). و همچنین در این آیه: «از یهوه خدای خود بترس، و او را عبادت نما و به او ملصق شو و به نام او قسم بخور. او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مهیبی که چشمانت دیده بجا آورده است» (تثنیه ۱۰‏:‌۲۰-‏‏‏‏‏‏‏۲۱).&lt;br /&gt;مفهوم ترس به‌ معنای احترام به خدا و عهد اوست که باید در اعتماد و اطاعت در مقابل خدایی که وفاداری و امانت خود را به قوم برگزیده‌اش نشان داده به ظهور ‌رسد. چنانکه در آیات قبلی نیز دیدیم ترس خداوند از مکاشفه خدا در کلام و اعمال نجات‌بخشِ او جدایی‌ناپذیر است.&lt;br /&gt;”ترس خداوند“ به‌طور مکرر در ادبیات حکمتی یافت می‌شود: «ترس از خداوند سرآغاز دانش است» (امثال ۱:‏۷). «ترس از خداوند آغاز حکمت است» (امثال ۹:‏۱۰ و مزمور ۱۱۱:‏۱۰). «ترس از خداوند، مربّی حکمت است» (امثال ۱۵:‏۳۳). «اینک ترس خداوند حکمت است» (ایوب ۲۸:‏۲۸). در امثال باب ۲ آیات ۴-‏‏‏‏‏‏‏۶ مرد حکیم از حکمت و فهم می‌گوید: «اگر همچون نقره در پی‌اش باشی و همچون گنج پنهان جستجویش کنی، آنگاه ترس از خداوند را درک خواهی کرد و به شناخت خدا دست خواهی یافت. زیرا خداوند است که حکمت می‌بخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون می‌آید». در این کتب گفتارهای حکیمانۀ دیگری نیز در خصوص ترس خداوند یافت می‌شود که می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد که ترس خداوند نفرت از بدی، بنیان و اساسِ زندگی، و پناهگاه است. این سؤال پیش می‌آید که آیا نویسندگان حکمت این عبارت را در چارچوبِ عهدی‌ که خدا با اسرائیل بسته بود درک می‌کردند یا خیر؟ به‌نظر من جز این نیست. آنان اسرائیلی بودند و با اینکه تاریخ نجات موضوع عمدۀ نگارش آنها نبود، ولی آنان فیلسوفانِ ملحدی نبودند که در مقابله با ایمان مبتنی بر عهد، صرفاً به تفکرات و تجربیات انسانی تکیه کنند. آنان مردان خدایی بودند که در پرتو نورِ مکاشفه‌ای که از خدای خالق آسمان و زمین دریافت کرده بودند در جستجوی کسب دانش و فهم این جهان بودند. اما آنان چگونه ترس خداوند را در تلاش برای دریافت حکمت درک می‌کردند؟&lt;br /&gt;با نگاهی به ابتدای کتاب امثال سلیمان می‌بینیم که ترس خداوند در امثال ۱:‏۷ نقطه اوجِ مقدمه‌ای است که ویراستاران کتاب آن را در شروع این مجموعه درج نموده‌اند. بر فرض که چنین نیز نباشد، یادآوری‌های متعددی که از ترس خداوند در سراسر کتاب به چشم می‌خورد، بر اهمیت این موضوع صحه می‌گذارد. به عقیده من شواهدی که خودِ کتاب امثال ارائه می‌دهد، تصدیقی است بر نیاز مبرم به مکاشفه الاهی برای فهم و درک درست جهان.&lt;br /&gt;با یک بررسی دقیق متوجه می‌شوید که در اینجا به یک مفهوم دوگانه برمی‌خوریم. ترس خداوند به‌عنوان آغاز حکمت اشاره به نقطه شروعی است که از آنجا جستجو برای دستیابی به حکمت آغاز می‌گردد. شخص باید با طرز تفکر تجدیدیافته‌ای که بر اساس مکاشفه خدا از خود در کلام و اعمال نجات‌بخشش در او شکل گرفته است، به جستجوی حکمت بر آید. تنها چنین چشم‌اندازی به ما قابلیت و توانایی می‌بخشد که جهان را آنگونه که حقیقتاً هست بشناسیم. اما با مطالعۀ بیشتر می‌بینیم که جستجوی حکمت، درک کردنِ ترس خداوند است (امثال ۲:‏۵).&lt;br /&gt;در این مورد ترس خداوند به‌عنوان هدف نهایی حکمت قلمداد شده است. شاید چنین برداشتِ دوگانه‌ای را بتوان در مقایسه بین امثال ۹:‏۱۰ و مزمور ۱۱۱:‏۱۰ بهتر تشخیص داد. در هر دو مورد ”ترس خداوند“ به‌عنوان آغاز حکمت ترجمه شده، ولی در این دو بخش دو کلمه عبری برای ”آغاز“ مورد استفاده قرار گرفته است. در آیه اول کلمه عبری (tehilah) است که به معنی نقطه شروع است. در آیه دوم کلمه (reshit) استفاده شده که از کلمه‌ای ریشه گرفته که به معنی سر است. این کلمه مطمئناً همان کلمه‌ای است که در پیدایش ۱:‏۱ به معنی آغاز مورد استفاده قرار گرفته است. و همچنین می‌توان معنی هدف و اصل عمده را از آن استنباط کرد. شاید بتوان از استدلال فوق چنین نتیجه گرفت که ترس خداوند هم به معنی اساس و پایۀ حکمت و هم به معنی هدفِ آن است و این تأییدی است بر تمایز و فرق اساسی خصیصه‌های حکمت اسرائیل با حکمت مللِ خاورمیانه باستان. شک نداریم که قوم اسرائیل با وجود ارتباط با دیگر ملل اطراف خود در زمینۀ رشد و بسط حکمت و تأثیرپذیری از آن، هیچگاه در تفسیر این جهان به مشاهدات خود بسنده نکرد و دیدگاه مبتنی بر مکاشفه‌ خود را از خدای حقیقی و خالق آسمان و زمین از دست نداد.&lt;br /&gt;چنین دیدگاهی باید در ما مسیحیان امروز نیز باشد. مسیحیان اولیه در تبیین و تفسیرِ خلقتِ پیرامونِ خود از دیدگاه‌های یونانی زمان خویش تأثیر زیادی پذیرفته بودند. چرا باید ارتباطی که بین اعمالِ نجات‌بخش خدا و تلاش‌های انسانی در زمینه‌های علوم، رفتارهای بشری، اخلاقیات، حفاظت محیط زیست و روابط اجتماعی وجود دارد ما را به تعجب و حیرت وادار کند؟ باید بپذیریم که توجه ما به آنچه انجیل در مورد معنی بدن‌های‌مان، جهان فیزیکی‌مان، روابط اجتماعی‌مان و ملاحظات سیاسی بیان کرده است بسیار اندک و ناچیز بوده است. شاید زنگ‌خطری همچون واقعۀ ارتداد سلیمان ما را چنان محتاط کرده که از نزدیک شدن به جهان تجربی، مشاهده در ساختارهای آن و حکمت‌اندوزی واهمه داریم. سؤال این است که آیا تنها ارتباط با جهان اطراف برای سلیمان دامی شد که در نتیجۀ آن یافته‌هایش را در حکمت گذشته از دست داد و دلش از ترس خداوند منحرف گشت؟&lt;br /&gt;برای پاسخ به این سؤال باید در زندگی او بیشتر به تأمل و تفحص پرداخت. با اینکه سلیمان با هدف استحکام بخشیدن به مناسبات سیاسی با دیگر ملل، در صحنۀ بین‌المللی به داد و ستد پرداخت، اما به مرور زمان کنترل این ارتباطات از دست او خارج شد و او را به نزدیکی به خدایان بیگانه، شرکت در آیین‌های پرستشی آنان و به‌عبارتی در دام بت‌پرستی کشاند. برای سلیمان فاجعه‌ بود که به‌عنوان شخص اول مملکت عملاً حکم اول ده فرمان را زیر پا بگذارد. همچنین کتاب‌مقدس به‌وضوح گزارش می‌کند که سلیمان با ازدواج‌های مکرر با زنان بیگانه نیز اوضاع خود را وخیم‌تر کرد، زیرا همین زنان بیگانه دلش را از یهوه منحرف ساختند. سیاست کشورداری و ثروت‌اندوزی سلیمان نیز مشکلات زیادی برای او و اسرائیل به بار آورده بود. سلیمان با دربار پُرخرج خود دیگر مردم را در کنار خود نداشت. در دوران او جامعه عملاً به دو قطب فقیر و غنی تبدیل شده بود. همچنین سلیمان برای بنای ساختمان‌ها و کاخ‌هایش مالیات زیادی از مردم مطالبه می‌کرد، چنانکه در دوران او برای اولین بار حتی کارگران اسرائیلی همچون مزدوران خارجی به بیگاری کشیده شدند. شاید همین نگاه اجمالی کافی باشد که تنها عامل سقوط سلیمان را نزدیکی او به جهان اطراف و تأثیرپذیری‌اش از حکمت بین‌المللی ندانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لُب کلام این است که ما به‌عنوان فرزندانِ خدا نباید نزدیکی به جهان با انگیزۀ مشاهده و حکمت‌اندوزی را خطرناک بدانیم. زنگ خطر این است که نباید ”ترس خداوند“ را در این مشاهدات از دست بدهیم. این مسئولیت خطیری است که به‌عنوان مخلوقات خاص الاهی بر عهده داریم و نباید از زیر بارِ آن شانه خالی کنیم. خدا از ما انتظارِ اعتماد و توکل کامل دارد ولی او به ما اجازه نمی‌دهد که وظیفه و مسئولیت خود را در تفسیر و تبیین جهان پیرامون خود نادیده بگیریم، زیرا خدا خود قوه اندیشه و تفکر را در ما نهاده است تا با قرار دادنِ آن در پرتو نور انجیل، به درک و فهمی نائل شویم که جهان را آنگونه که حقیقتاً هست بشناسیم. ترس خداوند هم آغاز حکمت و هم هدفِ آن است و در معنای مسیحی آن، زندگی بر اساس اعتماد به عیسای مسیح است که اول و آخر، کامل‌کننده ایمان ما و منجی جاودانی ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده: گریم گُلدزورثی&lt;br /&gt;ترجمه و تلخیص: حسام مرتضوی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-3464604874035799663?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/3464604874035799663/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=3464604874035799663&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3464604874035799663'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3464604874035799663'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/09/blog-post.html' title='”ترس خداوند“ چیست؟'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-Qqn4hsQ_AzM/TmOD9H5ucfI/AAAAAAAAAiM/tF3f5ACt-d4/s72-c/1674Web_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7991723559223103770</id><published>2011-06-28T21:31:00.004+02:00</published><updated>2011-09-04T19:34:18.444+02:00</updated><title type='text'>عقيده مسيحيان در مورد امور آينده چيست؟ ۱</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-yXCBiEzn4B0/TgordQRL5NI/AAAAAAAAAhw/y8_rXtbCopo/s1600/02.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://3.bp.blogspot.com/-yXCBiEzn4B0/TgordQRL5NI/AAAAAAAAAhw/y8_rXtbCopo/s320/02.jpg" width="219" /&gt;&lt;/a&gt;بطوريكه در ابتداى اين مطلب بيان نمودم، مسيحيان به خداى قادر مطلق ايمان دارند كه براى اين جهان نقشه‏اى دارد و اين نقشه يقينا عملى خواهد شد. هنگاميكه بشر، عليه خدا طغيان نمود و گناهكار شد، خدا پسر خود را جهت نجات جهان فرستاد ( یوحنا ۳:‏۱۶-۱۹). كسانی كه به او ايمان می‏آورند نجات ميابند و كسانی كه او را رد می‏كنند محكوم ميشوند. در پايان، خدا جميع دشمنان خويش را مطيع خواهد ساخت و ملكوت جاودانى خويش را كه در آن هيچگونه شرارتى وجود نخواهد داشت برقرار خواهد نمود. در كتاب مقدس پيشگوئيهاى فراوانى درباره امور آينده يافت ميشود، لكن خدا صلاح نديده است كه همه چيز را براى ما كاملا روشن و واضح سازد. بنابراين، مسيحيان اغلب اين نبوتها را بطرق مختلف تفسير و تعبير می‏‏نمايند.&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;اكنون آن وقايع آينده را كه مورد قبول اكثر مسيحيان ميباشد توضيح خواهم داد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- بازگشت عيسى مسيح&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسيح، قبل از اينكه به آسمان صعود نمايد؛ بارها به شاگردانش اطمينان بخشيد كه به نزد ايشان بر ميگردد و مسيحيان تا كنون منتظر بازگشت او ميباشند.&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; opacity: 0.5; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;نخستين آمدن عیسى بر زمين براى نجات انسانها بوده است، لكن برگشت ثانوى او براى داورى و برقرارى كامل ملكوت خدا خواهد بود. هنگاميكه شاگردان از عيسى پرسيدند كه او چه وقت مر اجعت خواهد نمود، او پاسخ داد كه زمان مراجعت او را فقط خدا ميداند. همچنین به ايشان اصرار نمود تا هميشه آماده باشند، زيرا هنگاميكه مردم منتظر او نيستند او خواهد آمد .او به ايشان فرمود كه در جلال با فرشتگان خواهد آمد و ظهورش مانند رعد و برق آسمان توسط همه ديده خواهد شد. او شاگردان خود را از مسيح ها و پيامبران دروغين كه براى گمراهى مردم خواهند آمد بر حذر داشت .بخوبى ميدانيم كه در مدت ۱۹۰۰ سال گذشته ،دروغگويان زيادى آمده اند، لكن مسيحيان هوشمند و دانا هرگز فريب آنان را نخورده‏اند، زيرا مسيح به خوبى برايشان روشن ساخت كه هر كه بگويد "مسيح آمده و در فلان مكان است " ، آن شخص مسيح دروغين ميباشد. هنگاميكه مسيح واقعى از آسمان ميايد، تمام مردم جهان او را فورا خواهند شناخت و احتياجى نخواهد بود كه اين خبر را از ديگران بشنوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگاميكه مسيح به آسمان صعود می‏نمود؛ فرشتگان به شاگردانش كه او را نگاه ميكردند گفتند: " همين عيسى كه از نزد شما به آسمان بالا برده شد ،باز خواهد آمد، به همين نحويكه او را به سوى آسمان روانه ديديد. " (اعمال رسولان ۱:‏۱۱)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراين عيسى در بازگشت ثانوى خود به شكل طفلى كه از مادر بشرى متولد ميشود به جهان نخواهد آمد تا یكبار دیگر مانند مرتبه اول بر زمين زندگى نمايد و بميرد. زيرا كتاب مقدس ميگويد كه عيسى فقط يك مرتبه براى گناهان ما مرد و ديگر هرگز نخواهد مرد، چرا كه مرگ ديگر بر او تسلط ندارد. (روميان ۶:‏۹). پس بديهى است كه از زمان صعودش به آسمان تا كنون باز نگشته است. وقتى عيسى مسيح از مرگ قيام نمود، بدن جسمانى او به بدن روحانى كه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرگ در آن راهى نداشت تبديل شد، از اين رو او قادر بود مانند فرشتگان آسمان، پديدار و ناپديد گردد. او با داشتن بدن روحانى، اكنون در آسمان است و ما معتقديم كه با همين بدن روحانى برخواهد گشت و مجددا به مردم ظاهر خواهد شد. چون مسيحيان هميشه در پيشگوئى زمان و محل برگشت مسيح مرتكب اشتباه شده‏اند، خوب است كه ما از تكرار اين اشتباه اجتناب ورزيم .همه بايد به طريقى زندگى كنيم و بايد خداوند خود را طورى خدمت نمائیم كه هر وقت او بازگشت نمود، براى استقبال او حاضر باشيم. (متى بابهاى: ۲۴ و ۲۵)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگاميكه مسيح بازگشت نمايد چه خواهد كرد؟ جواب اين سوال در كتاب مقدس كاملا واضح نيست .برخى از مسيحيان عقيده دارند كه مسيح تمام شرارت جهان را نابود مينمايد و سلطنت خدا را بر زمين مستقر خواهد نمود و مشغول سلطنت خواهد شد. جميع مردم مطيع او خواهند شد و زمان صلح و عدالت واقعى فرا خواهد رسيد. آنگاه زندگى بر روى زمين طورى خواهد شد كه نقشه خدا بود و قرار بود قبل از طغيان بشر عليه خدا عملى گردد .بعضى از مسيحيان تصور ميكنند كه حكمرانى مسيح مانند سلطنت پادشاهان دنيوى در اين جهان نخواهد بود، بلكه به عنوان پادشاه روحانى در ملكوت جاودانى خدا سلطنت خواهد كرد. هنگاميكه او بيايد كارهايش بدون شك مافوق تصورات ما خواهد بود. مسلما ضرورت ندارد كه جميع اين اسرار را بدانيم. لكن لازم است كه همه خود را براى برگشت وى آماده سازيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- رستاخيز عمومى&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عيسى فرمود :" ساعتى ميايد كه در آن جميع كسانيكه در قبور ميباشند آواز او (مسيح ) را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هركه اعمال نيكو كرد براى قيامت حيات و هر كه اعمال بد كرد جهت قيامت داورى " يوحنا (۵:‏۲۷ و ۲۸).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اين فرمايشات، عيسى مسيح ادعا ميكند كه او خودش جميع مردگان را بر ميخيزاند به همان نحوى كه وقتى در فلسطين زندگى ميكرد عده‏اى از مردگان را زنده كرد. وقتى مردگان زنده شوند، چه نوع بدنى خواهند داشت؟ پولس رسول ميفرمايد كه بدن هاى جسمانى ايمانداران در روز رستاخيز عوض خواهد شد. درست مانند تخمى كه وقتى آنرا در زمين ميكارند ميميرد و به گياه جديدى تبديل ميشود .(اول قرنتيان باب ۱۵).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عيسى در جواب كسانيكه از او در باره زندگى آينده سوال كردند فرمود كه در زندگى آينده هيچگونه ازدواجى وجود نخواهد داشت بلكه ايمانداران شبيه فرشتگان خدا خواهند بود .(متى ۲۲:‏۳۰).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-ewCuhyHvg2Q/TmO2JAcwUrI/AAAAAAAAAiY/OD9SUiRQmz8/s1600/03.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-ewCuhyHvg2Q/TmO2JAcwUrI/AAAAAAAAAiY/OD9SUiRQmz8/s1600/03.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;عقيده مسيحيان در مورد امور آينده چيست؟ ۲&lt;br /&gt;۳- داورى آخر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسيح نه فقط مردگان را زنده خواهد كرد؛ بلكه جميع مردم را داورى خواهد نمود .او فرمود كه جميع ملل در حضور او جمع خواهند شد و او آنان را از يكديگر جدا خواهد نمود به همان طريقى كه شبان گوسفندان خود را از بز ها جدا ميكند .به آنانيكه به بيماران و نيازمندان محبت نموده‏اند، خواهد فرمود " بياييد، اى بركت يافتگان از پدر ملكوتى را كه از ابتداى عالم براى شما آماده شده است به ميراث گيريد " و به آنانيكه از محبت به ديگران غفلت ورزيده‏اند خواهد فرمود: "از من دور شويد در آتش جاودانى كه براى ابليس و فرشتگان او مهيل شده است " .اينان در تنبيه جاودانى داخل خواهند شد ولى صالحان به حيات جاودانى داخل ميگردند. (متی ۲۵:‏۳۱-۴۶).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بلى خدا جميع بنى نوع بشر را توسط پسرش عيسى مسيح داورى خواهد نمود .جميع ما از هر ملت و مذهبى كه باشيم، روزى در پيشگاه عادلانه مسيح خواهيم ايستاد تا بر طبق كارهائى كه در موقع و اعمال زندگى خود در اين جهان انجام داده ايم داورى شويم. ( يوحنا ۵:‏۲۲ و اعمال ۱۷:‏۳۱ و دوم قرنتیان ۵:‏۱۰). البته داور عادل است و از روى عدالت و رحمت داورى خواهد نمود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا كسانى يافت ميشوند كه از اين روز ترسناك داورى نهراسند؟ آرى، آنانيكه ايمان واقعى به مسيح نجات دهنده دارند ؛از مسيح داور، ترسى نخواهند داشت زيرا او فرمود : "آمين آمين به شما ميگويم هركه كلام مرا بشنود و به فرستنده من ايمان آورد، حيات جاودانى دارد و در داورى نمی‏آيد بلكه از موت تا به حيات منتقل گشته است. (یوحنا ۵:‏۲۳). گرچه ايمانداران مسيح بيگناه نيستند، لكن بوسيله خدا پذيرفته خواهند شد زيرا ايمان دارند كه مسيح به جاى آنان جان داد. در داورى عادلانه مسيح ايمانداران مسيح به نسبت وفادارى خود پاداش خواهند يافت. (متى ۲۵:‏۱۴-۳۰ و اول قرنتیان ۳:‏‏۱۲-۱۵).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرنوشت آنانی‏كه از ايمان به مسيح امتناع ورزيده‏اند چه خواهد بود؟ ايشان محكوم و مجازات خواهند شد زيرا مسيح فرمود " هركه ايمان نياورد، الان بر او حكم شده است به جهت آنكه به اسم پسر يگانه خدا ايمان نياورده و حكم اين است كه نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بيشتر از نور دوست داشتند؛ از آنجا كه اعمال ايشان بد است. (یوحنا۳:‏۱۸ و ۱۹). آنانيكه پسر خدا را رد می‏كنند خدا را رد كرده‏اند و در واقع گناهى بزرگتر از اين وجود ندارد. دوست عزيزم، اكنون بخوبى ميتوانيد بفهميد كه چرا ما مسيحيان بسيار مشتاقيم كه جميع مردم در هر مكان مسيح را بشناسند و به او ايمان اوردند، زيرا اگر او را رد كنند، خدا نيز ايشان را رد خواهد نمود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- بهشت و جهنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنچه تا كنون گفته شده است اصول عقايد مسيحيان در مورد زندگى آينده روشن ميشود. آنانيكه بوسيله مسيح پذيرفته شده‏اند به نزد خدا حضور ميابند و برای هميشه با او در محبت و شادى زندگى مينمايند. عيسى فرمود : " در خانه پدر من منزل بسيار است ... وقتى بروم و براى شما مكانى حاضر كنم باز ميايم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جائيكه من ميباشم شما نيز باشيد " يوحنا (۱۴:‏۲-۳)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قسمت آخر كتاب مقدس، يوحناى رسول جلال زندگى در حضور خدا را چنين تشريح مينمايد : " و ديدم آسمانى جديد و زمينى جديد ... آوازى بلند از آسمان شنيدم كه ميگفت اينك خيمه خدا با آدميان است و با ايشان ساكن خواهد بود و ايشان قومهای او خواهند بود ... خدا هر اشكی از چشمان ايشان پاك خواهد نمود و بعد از اين موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد ديگر رو نخواهد نمود ... و هركه غالب آيد وارث همه چيز خواهد شد و او را خدا خواهم بود و اين است آن بهشتى كه براى فرزندان او مرا پسر خواهد بود " (مكاشفه ۲۱:‏۱-۷). خدا مهيا شده است جلال و عظمت آن ما فوق تصور ما خواهد بود زيرا كتاب مقدس ميگويد: " چيزهائى را كه چشمى نديد و گوشى نشنيد و به خاطر انسانى خطور نكرد؛ يعنى آنچه خدا براى دوست داران خود مهيا كرده است " ( اول قرنتيان ۲:‏۹).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرنوشت آنانيكه فرزندان مطيع خدا نيستند چه خواهد بود؟ خدا ميفرمايد " لكن ترسندگان و بى ايمانان و خبيثان و قاتلان و زانيان و جادوگران و بت پرستان و جميع دروغگويان نسيب ايشان در درياچه افروخته شده به آتش و كبريت خواهد بود " (مكاشفه ۸:‏۲۱). جهنم عبارت از جدائى كامل از نور و محبت خدا است و با هيچ زبانى نميتوان وحشتناك بودن آنرا به اندازه كافى توصيف نمود. كاش تمام مردم به جاى مجازات ابدی در جستجوى حيات جاودانى باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵ – مرگ ايمانداران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا ايمانداران مسيح از مرگ می‏هراسند؟ خير، آنها از مرگ نميترسند زيرا مسيح وعده فرمود كه وقتى بميرند با او خواهند بود(دوم قرنتیان ۵:‏۸). پولس رسول، هنگاميكه احتمال داشت در روم اعدام شود، چنين نوشت : "مايلم رحلت نمايم و با مسيح باشم زيرا اين بسيار بهتر است. (فيليپيان ۱:‏۲۳). گاهى مردم تعجب ميكنند از اينكه ميبينند مسيحيان در مجالس ختم عزيزان خود سرودهاى شادى بخش می‏سرايند .دليل اين موضوع آن است كه ما ميدانيم كه آنها واقعا نمرده‏اند .آنها نزد مسيح رفته‏اند و به همين دليل در عين حال كه از جدائى آنها ناراحتيم و اشك ميريزيم چون ميدانيم كه نزد مسيح هستند خوشحال هستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاتمه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست گرامى! اكنون بايد نامه طولانى خود را خاتمه دهم . اميدوارم توانسته باشم جوابهای رضايت بخش به برخى از سوالات شما داده باشم .بی شك هنوز سوالات ديگرى داريد كه آنها را جواب نداده‏ام . مثلا ممكن است بخواهيد بدانيد كه آيا كشفيات جديد علمى با ايمان مسيحى مغايرت دارد يا نه ؟ به هيچوجه مغايرت ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا سرچشمه تمام حقايق است خواه اين حقايق در كتاب مقدس باشند و يا در طبيعت. بين دانش واقعى و ايمان واقعى هيچگونه مغايرت و مخالفتى وجود ندارد. برخى از دانشمندان جديد، از ايمانداران صميمى مسيح بوده‏اند .دانشمندان، شگفتى‏هاى اين عالم پهناور را هر قدر بيشتر كشف كنند ما بهتر خواهيم توانست به عظمت حكمت و قدرت خدا كه خالق و حافظ جميع اين چيزها است پى ببريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا شايد شما مانند بسيارى از مردم، از مشكلات هولناك جنگ و فقر و بی‏‏عدالتى در جهان سخت رنج ميبريد و ميپرسيد چرا خدا اجازه ميدهد كه اين شرارتها در جهان روى دهد. پاسخى كه كتاب مقدس به ما ميدهد اين است كه جميع اين شرارتها و بدى‏ها توسط بشر گناهكار ايجاد ميشود نه بوسيله خداى عادل و مقدس . خدا حتى در حال حاضر مردم را به خاطر گناهانشان داورى و مجازات ميكند. خدا هر شخصى ر ا مطابق اعمالش داورى خواهد نمود. جهان تحت نظر خدا اداره ميشود. گرچه نميتوانيم كاملا بفهميم كه چرا اجازه می‏دهد اين همه شرارت در جهان وجود داشته باشد ولى ميدانيم كه او بالاخره شيطان را به جهنم خواهد افكند و ملكوت مقدس و جاودانى خود را بر قرار خواهد فرمود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست گرامى، جدی‏ترين درخواستم از شما اين است كه كتاب مقدس را دقيقا مطالعه كرده و دعا كنيد كه خدا شما را در فهميدن تعاليم آن راهنمائى فرمايد و شما با ايمان به عيسى مسيح نجات دهنده، فرزند خدا بشوید. بعد از آن اميدوارم كه در تمام مدت زندگى خود را در اين جهان به خدا و مردم خدمت خواهيد كرد و سپس هميشه با مسيح در خانه پدر سماوى خود ساكن خواهيد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; height: 210px; left: 102px; opacity: 0; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; top: 20px; width: 144.26px; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img src="http://3.bp.blogspot.com/-yXCBiEzn4B0/TgordQRL5NI/AAAAAAAAAhw/y8_rXtbCopo/s1600/02.jpg" style="height: 210px; width: 144.26px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7991723559223103770?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7991723559223103770/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7991723559223103770&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7991723559223103770'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7991723559223103770'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='عقيده مسيحيان در مورد امور آينده چيست؟ ۱'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-yXCBiEzn4B0/TgordQRL5NI/AAAAAAAAAhw/y8_rXtbCopo/s72-c/02.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6493678264665988432</id><published>2011-04-20T17:02:00.000+02:00</published><updated>2011-04-20T17:02:36.997+02:00</updated><title type='text'>جمعه مقدس (جمعه صلیب)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-w7LSyS_rjUg/Ta71bVTwk7I/AAAAAAAAAhc/gNJxo5EhFCU/s1600/FIRE.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://1.bp.blogspot.com/-w7LSyS_rjUg/Ta71bVTwk7I/AAAAAAAAAhc/gNJxo5EhFCU/s320/FIRE.jpg" width="260" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب است که بسیار جدی میباشد. جمعه مقدس یا جمعه صلیب، بزرگداشت مصلوب شدن خداوند ما عیسای مسیح است. که در تقویم سال متفاوت است بین ۲۰ مارس تا ۲۳ آوریل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب، روزیست که خداوند به درون خاک میرود و این جمعه آخرین جمعه قبل از عید پاک میباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هفته که هفته مقدس نام دارد در اوج تقدس است و مسیحیان این روز جمعه را که بسیار با ارزش و مقدس است و خون خداوند در این روز برروی زمین ریخته شده است را با رعایت فروتنی و احترام به دعا و نیایش میپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;تاریخچه جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اوایل قرن یک میلادی، کلیسا هر جمعه را بعنوان یک روزه ویژه به دعا و روزه میپرداخت تا اینکه در قرن ۴ این رسم تغییر پیدا کرد و کلیسا رعایت این احترام را به روز جمعه قبل از عید پاک که مصادف با روز مصلوب شدن مسیح است، اختصاص داد. که توسط کلیسای یونانی به نام “جمعه مقدس” ویا “جمعه بزرگ” نامیده شد. نام جمعه صلیب توسط کلیسای روم در حدود قرن ششم یا هفتم پذیرفته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریشه کلمه جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو منشا احتمالی برای کلمه جمعه صلیب وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- ممکن است که از کلیسای اهل نژاد گل در کشور گل ( فرانسه و آلمان مدرن امروزی) باشد که کلمه Gute Freitag یک کلمه ژرمنی است و در اصل به معنای حقیقی  جمعه ” صلیب” یا “مقدس” اشاره دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- احتمال دوم در این است که یکی از نامهای متنوع خدا باشد ” جمعه خدا ” که در آن کلمه خوب جایگزین کلمه خدا شده است چونکه برای صحبت کردن کلمه خدا بیش از اندازه مقدس بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سنت های جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب مراسم مذهبی و سنتی تمامی کلیساهای است که برای جمعه صلیب اهمیت قابل توجهی قائل هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در برخی کلیساها مراسم کاملا در تاریکی انجام میشود. کشیش و شماس ها، لباس های سیاه بر تن دارند و منبر و مذبح خالی است و صلیب پوشیده است و هیچ شمعی روشن نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف پشت سر این مراسم ارائه و یادآوری است از اندوه بیش از حد خدا، برای فداکاری تنها فرزندش که خود را قربانی بشریت کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیین کلیسایی جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شروع مراسم بین ساعات نیمه شب است تا ۳ صبح. کشیش ها و بقیه شروع به خواندن دعای مخصوص میکنند. در مراسم صبح، کشیش تعالیمی را از کتاب مقدس قرائت و موعظه میکند. پس از آن مراسم دعا صورت میگرد که در آن از خداوند درخواست میشود که با فیض و رحمت خود گناهان بشریت را ببخشاید. در هنگام ظهر کشیش با احترام و عشق پرده از روی صلیب برمیدارد و همگی با خداوند دوباره بیعت میکنند که به صلیب او وفادار باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کلیسای اورشلیم، تکه هایی از صلیب حقیقی مسیح را به نمایش میگذارند و در هنگام عشای ربانی مردم به یاد مسیح به آن احترام میگذارند و دعا میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بسیاری از کلیساهای پروتستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب از ظهر شروع میشود و تا ۳ بعد از ظهر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادامه دارد. زیرا که عیسای خداوند در این ساعات به صلیب کشیده شد. این مراسم معمولا شامل هفت موعظه آخر مسیح است در حالیکه صلیب خود را بر دوش میکشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بقیه مراسم، شامل سرودهایی است که در ارتباط با رنجهای مسیح در انجیل یوحنا به آنها اشاره شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمامی این مراسم و آیین که درباره جمعه صلیب گفته شد برای کسانی مهم است که به اهمیت و ارزش والای آن اعتقاد دارند و آنرا رعایت میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای بسیاری از مسیحیان جمعه صلیب، روز غم و اندوه است و زمانی است که انسان از لعنت گناه رها شود و به عشق محض خدا فکرو تعمق کند که چگونه اینطور سخاوتمندانه تنها پسرش را برای رستگاری بشریت از گناه فدا کرد. آمین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; height: 487px; left: 111.5px; opacity: 0; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; top: 380px; width: 396px; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-w7LSyS_rjUg/Ta71bVTwk7I/AAAAAAAAAhc/gNJxo5EhFCU/s1600/FIRE.jpg" style="height: 487px; width: 396px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6493678264665988432?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6493678264665988432/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6493678264665988432&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6493678264665988432'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6493678264665988432'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='جمعه مقدس (جمعه صلیب)'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-w7LSyS_rjUg/Ta71bVTwk7I/AAAAAAAAAhc/gNJxo5EhFCU/s72-c/FIRE.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-1333764282707840812</id><published>2011-03-31T19:11:00.001+02:00</published><updated>2011-03-31T19:13:08.240+02:00</updated><title type='text'>رازهای نادر طالب زاده ، كــارگردان " مسیح " جمهوری اسلامی !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.fcnn.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=2218:-q-q-&amp;amp;catid=120:art&amp;amp;Itemid=491"&gt;&lt;img border="0" height="192" src="http://3.bp.blogspot.com/-8CfkcptrKD8/TZS1uOpIw6I/AAAAAAAAAhY/ebVwD6viZ0Q/s320/talebzadeh-besharat-3.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://www.fcnn.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=2218:-q-q-&amp;amp;catid=120:art&amp;amp;Itemid=491"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; height: 150px; left: 409px; opacity: 0; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; top: 32px; width: 250px; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img src="http://3.bp.blogspot.com/-8CfkcptrKD8/TZS1uOpIw6I/AAAAAAAAAhY/ebVwD6viZ0Q/s1600/talebzadeh-besharat-3.jpg" style="height: 150px; width: 250px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; height: 150px; left: 106px; opacity: 0; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; top: 46px; width: 250px; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img src="http://3.bp.blogspot.com/-8CfkcptrKD8/TZS1uOpIw6I/AAAAAAAAAhY/ebVwD6viZ0Q/s1600/talebzadeh-besharat-3.jpg" style="height: 150px; width: 250px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-1333764282707840812?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/1333764282707840812/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=1333764282707840812&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1333764282707840812'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1333764282707840812'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/03/blog-post_31.html' title='رازهای نادر طالب زاده ، كــارگردان &quot; مسیح &quot; جمهوری اسلامی !'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-8CfkcptrKD8/TZS1uOpIw6I/AAAAAAAAAhY/ebVwD6viZ0Q/s72-c/talebzadeh-besharat-3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8096730340430844856</id><published>2011-03-20T18:15:00.001+01:00</published><updated>2011-03-20T18:18:37.057+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="https://lh5.googleusercontent.com/-0me6MQz3TYI/TYY20h3ofVI/AAAAAAAAAhU/OzfiZgggpzY/s1600/web_promo_norooz_0.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="https://lh5.googleusercontent.com/-0me6MQz3TYI/TYY20h3ofVI/AAAAAAAAAhU/OzfiZgggpzY/s1600/web_promo_norooz_0.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;نوروز جشنی عقیدتی نیست که شخصی موافق وشخصی مخالفش باشد&lt;br /&gt;نوروز جشنی مذهبی هم نیست که وابسته به انکار و تایید افراد باشد&lt;br /&gt;نوروز جشن سالگرد ها و مناسبتهای ملی وسیاسی هم نیست که دولتی قادر به ترویج و یا تحریم ش باشد&lt;br /&gt;نوروز انکار شدنی نیست&lt;br /&gt;نوروز جشن یادآوری ریشه های باستانی ملت ایران است&lt;br /&gt;نوروز جشن ارج نهادن به اصالت ها و یادآوری جوهر ایران باستان ست&lt;br /&gt;نوروز نماد آغاز بهار است و با زایش طبیعت گره خورده است&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; opacity: 0.5; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; height: 175px; left: 132px; opacity: 0; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; top: 163px; width: 540px; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img src="https://lh5.googleusercontent.com/-0me6MQz3TYI/TYY20h3ofVI/AAAAAAAAAhU/OzfiZgggpzY/s1600/web_promo_norooz_0.jpg" style="height: 175px; width: 540px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8096730340430844856?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8096730340430844856/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8096730340430844856&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8096730340430844856'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8096730340430844856'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/03/blog-post_20.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='https://lh5.googleusercontent.com/-0me6MQz3TYI/TYY20h3ofVI/AAAAAAAAAhU/OzfiZgggpzY/s72-c/web_promo_norooz_0.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-977635534382857261</id><published>2011-03-12T13:35:00.000+01:00</published><updated>2011-03-12T13:35:08.184+01:00</updated><title type='text'>بررسی مسئله دشوار انکار پطرس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;در متی26: 34 عیسی مسیح در مورد انکار پطرس چنین می گوید: "یقین بدان که همین امشب پیش از آنکه خروس بخواند، تو سه بار خواهی گفت که مرا نمی شناسی" و در کتاب مرقس به این مطلب بصورت دقیقتر پرداخته شده است (مرقس 14: 30) و کتاب لوقا تقریبأ توضیحات انجیل متی را با تغییرات جزئی بیان می کند. آیا این تنوع شرح واقعه در این متون به معنی تضاد است و آیا داستانهای این اناجیل با هم در تضاد می باشند؟&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;مطمئنأ اگر با تعصب و روحیه ایرادگیری به کتاب مقدس نزدیک شویم با اکثر متون کلام خدا با مشکل مواجه خواهیم شد، اما نگاهی منتقدانه ولی بدون تعصب به طور حتم ما را در جهت یافتن پاسخی قانع کننده راهنمایی خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظاهرأ عیسی به این مطلب اشاره می کند که بعد از سومین انکار پطرس، خروس دو بار بانگ خواهد زد. قسمت مهم این پیشگویی بر تعداد دفعات انکار پطرس تمرکز دارد و نه بر تعداد دفعات بانگ زدن خروس.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اضافه کردن اطلاعات جانبی بر داستان در جهت تکمیل و بسط متنی که به صورت خلاصه به موضوع می نگرد به معنی تضاد در توضیحات نمی باشد. چنین تنوع را می توان در یادداشتهای دانش آموزان در کلاسهای درس مشاهد نمود. بعضی از شاگردان در درج مطلب دقیقتر از دیگران هستند. اما تفاوت آنها در ثبت موضوعات بصورت جزئی و کلی ارزش آنها را به عنوان شاهدین در صحنه هنگام تدریس دبیر نمی کاهد. این اصل در مورد موضوع صحبت ما نیز صدق می کند. اناجیل مشابه (متی، مرقس، لوقا) هر کدام بصورت جداگانه مطالبی در مورد داستانی مشخص بیان می کنند که در کنار هم شرح حال واقعه را کامل می سازد و در کنار آن انجیل یوحنا نکاتی تازه که در اناجیل مشابه به آن اشاره نشده به صحنه جذابیت می بخشد. و این تنوع مطالب به معنی تضاد نیست بلکه در کنار هم گذاشتن اطلاعات به موازات هم و توجه آن در کل به ما درک بهتر و کاملتری از موضوع می دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از اینکه یوحنا با دربان صحبت می کند به پطرس اجازه ورود به حیات بیرونی خانه کاهن اعظم داده می شود. ( یوحنا 18: 15- 16) بعد از داخل شدن پطرس او در کنار آتش برای گرم کردن حود نشست ( لوقا 22: 569 اما در این حین دختری که در داخل به عنوان دربان خدمت می کرد، بعد از نگاهی دقیق به پطرس به زبان آمده گفت: " تو هم همراه عیسی ناصری بودی" (مرقس 14: 67) " این مرد هم با عیسی بود" (لوقا22: 56) و سپس از او سوال می کند " مگر تو یکی از شاگردان این مرد نیستی؟" (یوحنا 18: 17) و در اینجا است که پطرس در عکس العمل به بازجویی این زن اولین انکار خود را به زبان می آورد "من اصلأ نمی دانم و نمی فهمم تو چه می گویی" (متی26: 70 و مرقس 14: 68) و سپس (لوقا22: 57) اضافه می کند "ای زن، من او را نمی شناسم" پطرس بعد از این اولین برخورد خود با آن زن و انکار خود به داخل ساختمان می رود و در آنجا نیز او توجه دیگران را به خود جلب کرده، خادمه دیگری به او نزدیک شده به یکی از حاضرین توجه کرده می گوید "این شخص با عیسی ناصری بود" (متی 26: 71) "این هم یکی از آنهاست" (مرقس14: 69) در این لحظه یکی از مردان که در جمع حاضر بود انگشت خود را به طرف پطرس دراز کرده می گوید "تو هم یکی از آنها هستی" (لوقا 22: 58) پطرس اکنون در کنار آتش با جمعی ایستاده (ظاهرأ آتش دیگری که به جهت گرم کردن حضار ایجاد شده بود) آنجا نیز از توجه مردم پنهان نمی ماند، آنها نیز چنین می گویند: "البته تو یکی از آنها هستی زیرا از لهجت پیداست. تو حتمی یکی از آنهایی، چون اهل جلیل هستی" (متی 26: 73 و مرقس 14: 70) آنها به اتهامات خود چنین ادامه دادند "مگر تو از شاگردان او نیستی" (یوحنا 18: 25) پطرس در حالت عصبی جواب می دهد "تو هم یکی از آنها هستی؟" (لوقا 22: 58) "من قسم می خورم که آن مرد را نمی شناسم" (متی 26: 72) پس از مدتی، احتمالأ یک ساعت بعد از انکار اول ( لوقا 22: 59) فامیل آن خادمی که پطرس او در باغ جتسیمانی زخمی ساخته بود پطرس را شناسایی کرده و فریاد می زند "البته این مرد هم با او بوده چونکه جلیلی است" (لوقا 22: 59) افرادی که در صحنه حاضر بودند ملحق شده ادامه دادند "تو حتمی یکی از آنهایی، چون اهل جلیل هستی" (مرقس14: 70) "البته توی کی از آنها هستی زیرا از لهجه ات پیداست" (متی26: 73) در این مرحله پطرس وحشت کرده شروع به لعن کدن نموده می گوید"من این شخص را که شما درباره اش صحبت می کنید نمی شناسم (مرقس 14: 71) درست بعد از اینکه این دروع از زبان او جاری شد، خروس بانگ زد و بالافاصله ادعاهای خود را که نزد مسیح کرده گفته بود که او را هرگز ترک خواهد کرد و اگر لازم باشد تا پای جان او را متابعت خواهد کرد را بیاد آورد. در آن زمان بود که عیسی در حالی که در حال محاکمه نزد کیفا ایستاده بود به چشمان پطرس خیره شد ( لوقا22: 61) پطرس شرمنده از بی وفایی خود از آن مکان گریخته در تاریکی شب پنهان شد و با گریه تلخی بر بی ایمانی خود گریسته و ماتم گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نگاهی بر گزارشات ثبت شده اناجیل متوجه می شویم که روایات این داستان نه تنها متضاد نبوده بلکه در کنار هم تصویری زیبا و کاملی بر آنچه بر پطرس گذشت را به ما آشکار می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="__ImgTipPopup__" style="background-color: white; border-bottom-color: #000000; border-bottom-left-radius: 0px; border-bottom-right-radius: 0px; border-bottom-style: solid; border-bottom-width: 1px; border-left-color: #000000; border-left-style: solid; border-left-width: 1px; border-right-color: #000000; border-right-style: solid; border-right-width: 1px; border-top-color: #000000; border-top-left-radius: 0px; border-top-right-radius: 0px; border-top-style: solid; border-top-width: 1px; box-shadow: 2px 2px 15px; display: none; opacity: 0.5; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; position: fixed; z-index: 1000000;"&gt;&lt;img /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-977635534382857261?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/977635534382857261/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=977635534382857261&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/977635534382857261'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/977635534382857261'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='بررسی مسئله دشوار انکار پطرس'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4111325184890677530</id><published>2011-02-06T14:34:00.000+01:00</published><updated>2011-02-06T14:34:20.755+01:00</updated><title type='text'>افسردگی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;شاید بعضی بر این باور باشند که افسردگی می بایست کلمه ای غریب و نا آشنا برای یک ایماندار به مسیح باشد و گاهأ  با افرادی که با چنین مشکل روحی در کلیسا درگیر هستند با توبیخ و بازخواست برخورد می شود. و مطمئنأ هنگامی که یک شخص افسرده چنین برخوردی را از یک خادم کم تجربه و نا آگاه می بیند، نهایتأ او را تشویق بر دو رویی و ظاهر سازی کرده چه بسا این برادر یا خواهر، راه انکار را پیشه کرده خود را در تکذیب تسکین دهد. در مدت خدمت خود در بین ایمانداران و مشاوره هایی که به عزیزان داده ام با کمال تعجب متوجه شده ام که تعداد ایماندارن افسرده کم نمی باشد و بسیاری در زندگی روزمره خود با این مشکل دست و پنجره نرم می کنند و حتی شاهد کسانی بوده ام که افسردگی، زندگی آنها را فلج ساخته و برخی مدتها است زندگی طبیعی خود را ترک کرده  در این تاریکی روح باقی مانده اند. به همین جهت مقاله ای را که در ادامه خواهید خواند را برای علاقمندان ترجمه و ترخیص نموده ام که امیدوارم باعث برکت شما خواننده گرامی بشود. این مقاله توسط چارلز اسپرول، الهایات دان معاصر که تعلیمات این شخص کمک بسیاری به این حقیر در درک و فهم حقایق الهی نموده، بقلم در آمده است.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;شخص کمک بسیاری به این حقیر در درک و فهم حقایق الهی نموده، بقلم در آمده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسردگی - این پدیده، از ناخوشی صحبت می کند که بسیاری از ایمانداران گاهأ به آن دچار می شوند. این همان دردی بود که داود پادشاه را به آن واداشت که بالش خود را شبها،غرق اشکهای خود سازد. این همان بیماری بود که باعث شد ارمیا نبی لقب "نبی گریان" را بخود گیرد. این همان مرضی بود که مارتین لوتر به آن دچار گشت و شب و روز در تهدید بیماری مالیخوبیا زندگی کرد. معمولأ یک شخص افسرده تا این حد ویران نمی گردد ولی این نوعی از افسردگی است که به تزلزل ایمان ارتباط مستقیم دارد، تزلزلی که شخص ایماندار حساس می کند که خدا از او دور شده و او را به حال خود رها کرده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسردگی روحانی، حقیقی است و می تواند باعث بحران شدید در زندگی ما شود. شاید این سوال را از خود بپرسیم که چگونه یک شخص ایماندار می تواند با چنین تجربه تندی روبرو گردد.  محرک این بحران هرچه که باشد از حقیقت و واقعی بودن آن نمی کاهد. نکته ای را که باید به آن توجه داشته باشیم این است که ما همیشه در ایمان خود ثابت و ایستا نیستیم.  ایمان ما در حال حرکت و نوسان می باشد.  ما از ایمان به ایمان در حال حرکت و رشد هستیم و در حین این رشد شاید زمانی را نیز تجربه کنیم که زمان شک و گمان باشد و آن زمانی است که گریه سر می دهیم و گوییم: "خداوندا، من باور دارم، بی ایمانی مرا مدد کن"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید با خود بی اندیشیم که این زمان تاریکی، که روح ما آن را تجربه می کند در تضاد کامل با میوه روح القدس و حتی شادی مسیحی است که در روح دریافت می کنیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه ممکن است وقتی روح القدس قلبهای ما را با شادی آسمانی مملو ساخته هنوز جایی برای چنین تاریکی باقی بماند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای پاسخ دادن به این سوال اهمیت دارد که بین شادی که میوه روح القدس است و مفهوم عامیانه ای که از خوشحالی در فرهنگ ما مرسوم می باشد، فرقی قائل شویم. یک ایماندار می تواند در قلب خودش شاد باشد و در عین حال در روان خود با افسردگی روحانی دست و پنجه نرم کند. شادی عمیق روحانی که محصول عمل روح القدس در ما می باشد در این شب تاریک ما را از گزند آن حفظ خواهد کرد و هرگز افسردگی روحانی شعله این شادی سماوی را خاموش نمی تواند کرد. شادی مسیحی در سرازیریها زندگی از بین نمی رود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پولس رسول در نامه دوم خود به کلیسای قرنتس از اهیمت وعظ و اعلام خبر خوش انجیل به مردم سخن می راند. ولی در بین نصیحتهای خود به کلیسا یادآور می شود که آن گنجی را که ما از خدا دریافت کرده ایم در خزینه های طلائیی و نقره ای نگاه داشته نمی شود بلکه ما آنها را در خزینه خاکی نگاه می داریم.  به همین دلیل او در (دوم قرنتیان 4: 7- 10) می گوید: " اما این گنجینه را در ظروفی خاکی داریم، تا آشکار باشد که این قدرت خارق العاده از خدا است نه از ما. ما از هر سو در فشاریم، اما خرد نشده ایم، متحیریم، اما نومید نیستیم، آزار می بینیم، اما وانهاده نشده ایم، بر زمین افکنده شده ایم، اما از پا در نیامده ایم. همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بخش از کلام، به ما حد مرز افسردگی را که گاهأ آن را تجربه می کنیم مشخص می کند. ممکن است عمق افسردگی ما بسیار باشد، اما هرگز پایدار و مرگ آور نیست. به وضعیت یک شخص ایماندار به توصیف پولس رسول توجه کنید. پولس می گوید که "در فشاریم، متحیریم، آزار دیده ایم، بر زمین افکنده شده ایم و حامل مرگ مسیح در بدن خود هستیم" و اینها تصاویر بسیار واضح و روشنی هستند از نوساناتی که یک شخص ایماندار در زندگی زمینی خود تجربه خواهد کرد ولی در همان جایی که این تنزلات را به قلم می کشد، محدودیتها و مرز تجربیات را هم یادآور می شود. " در فشاریم، اما خرد نشده ایم، متحیریم، اما نومید نیستیم، آزار می بینیم، اما وانهاده نشده ایم، بر زمین افکنده شده ایم، اما از پا در نیامده ایم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحت فشار هستیم و گاهأ این فشار بسیار سنگین و آزار دهنده می نماید اما قدرت خرد کنندگی ندارد. مطمئنأ در اوقاتی از زندگی متحیر، گیج و حیران هستیم ولی در عمیقترین وضع این حالت هرگز نامید نیستیم. اگر حتی در جفاهای سخت، مورد آزار و اذیت قرار بگیریم، هرگز وانهاده نشده و خدای پدر ما را ترک نخواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حبقوق نبی در نهایت بدبختی و نزول خود این اطمینان را داشت که خدا به او پایهایی به چابکی آهو خواهد بخشید، پایهایی که به او قدرت قدم زدن در جایهای بلند را خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جای دیگر پولس رسول در رساله خود به ایمانداران فیلپی به ایشان نصیحت می کند که برای چیزی نگران نباشند و به آنها یادآوری می کند که چاره تشویش و دلواپسی باقی ماندن ما بر روی زانوهایمان است، جایی که آرامش روح  القدس که نگرانی را از هم می پاشد را تجربه خواهیم کرد. نگرانی ها، تشویشها و اضطرابها به سراغمان می آید ولی به عنوان یک ایماندار مسیحی این وعده به ما داده شده است که در این پریشانی باقی نمانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همزیستی ایمان و افسردگی روحانی، در بخشهای دیگر کتاب مقدس نیز قابل مشاهده است که به موازات هم در قسمتهایی که به مسائل مربوط به احساسات ایمانداران می پردازد، دیده می شود. آنچیزی که از کتاب مقدس فرا می گیریم این حقیقت است که برحق، ایمانداران با غم و اندوه روبرو خواهند شد و حتی اشعیا نبی در باب خداوند ما عیسی مسیح می گوید که او صاحب غمها و رنج دیده خواهد بود. اما آگاه باشیم  که اگر این حزن و رنجش به اعماق قلب ما رسوخ کردند، باعث تلخی نباشند. زیرا حزن و غم، چون شادی و سرور احساساتی هستند که ما انسانها با داشتن قابلیت تجربه کردن آنها برکت یافته ایم، اما مواظب باشیم که این تجبریات میوه تلخی را در روح ما به بار نیاورند.  حضور ایمان عدم وجود افسردگی را در ما تضمین نمی کند، اما شب تاریک روح ما مطمئنأ با روشنایی نور پرجلال حضور خدا از بین می رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4111325184890677530?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4111325184890677530/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4111325184890677530&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4111325184890677530'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4111325184890677530'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/02/blog-post_4559.html' title='افسردگی'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2813694507321903920</id><published>2011-02-06T14:30:00.000+01:00</published><updated>2011-02-06T14:30:26.491+01:00</updated><title type='text'>تولد تازه و حیات ابدی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6iaEVcxOI/AAAAAAAAAhQ/rjxbeDNmboM/s1600/a731592784_1650714_7234.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6iaEVcxOI/AAAAAAAAAhQ/rjxbeDNmboM/s1600/a731592784_1650714_7234.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در شبی که نیقودیموس پیر با مسیح خداوند ملاقات کرد، با مفاهیم عمیق روحانیی آشنا شد که او را به حیرت واداشت. حقیقتی که گاهی اهمیت و توجه به آن در کلیسای مسیح کمرنگ بوده، زیرا که  تمرکز ما  بر چیزهای دیگر معطوف می باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آمین آمین به تو می گویم اگر کسی از سر نو مولود نشود، ملکوت خدا را نمی تواند دید" (یوحنا ۳: ۳)&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;برای نیقودیموس و هم پایان فریسی او، آموزۀ تولد نو نکته تازه ای بود که هرگز در مورد آن تعمق نکرده بودند و نیقودیموس پس از شنیدن این تعلیم به مسیح خداوند چنین پاسخ می دهد: "چگونه ممکن است انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا می شود که بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟" (آیۀ ۴) اما با مطالعۀ دقیق تر کتاب مقدس این حقیقت بر ما آشکار می شود که مفهموم این آموزه  در کتب عهد عتیق نمایان بوده و عیسی مسیح در آیۀ ۱۰ باب سوم انحیل یوحنا به این معلم یهودی یادآور شد که سخنان او تعالیم نوینی نمی باشد. " ... آیا تو معلم اسرائیل هستی و این را نمی دانی؟ "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند به زبان حزقیال در کلام اینچنین می فرماید: "و ایشان را یکدل خواهم داد و در اندرون ایشان روح تازه خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد ایشان دور کرده، دل گوشتی به ایشان خواهم بخشید. تا در فرایض من سلوک نمایند و احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورند. و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود." (حزقیال۱۱: ۱۹- ۲۰) با وجود چنین آیاتی در کتب عهد عتیق، بسیاری از فریسیان بر این باور بودند که هیچگونه نوزآیی روحانیی مورد نیاز نبود و لازمۀ ورود به ملکوت خداوند ارتباط خونی با ابراهیم، پدر قوم اسرائیل می باشد. "بدو (عیسی) جواب دادند که: اولاد ابراهیم می باشیم ..." (یوحنا ۸: ۳۱- ۵۲)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صرف اینکه کسی در خانوادۀ مسیحی به دنیا می آید، دلیل بر این نمی شود که او فرزند خدا بوده و نجات را دارد. بوجود آمدن اصطلاحاتی چون "مسیحی از نو تولد یافته" اشاره برعدم توجه مسیحیان به این حقیقت بسیار مهم  دارد  که  در وحلۀ اول اگر این نوزآیی در زندگی کسی اتفاق نیافتد، نمی تواند مسیحی واقعی باشد. تولد تازه، لازمۀ نجات و دریافت حیات ابدی بوده و اولین قدم در فرایند نجات می باشد.  بهتر است بگویم این قدم قبل از توبۀ گناهان می بایست انجام شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه ممکن است کسی با دلی سنگی که هیچگونه حساسیت به ارزشهای الهی نداشته و نسبت به خدا کاملأ مرده است، از وجود ملکوت الهی آگاه و واقف باشد. مسیح فرمود بدون تولد تازه، دیدن ملکوت خدا میسر نمی باشد (یوحنا۳: ۳) چه رسد به ورود به این پادشاهی مقدس. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب مقدس ما را از وجود کسانی که به زبانشان عیسی مسیح را به عنوان خداوند خود اعتراف کرده و نهایتأ با زندگیشان او را انکار می کنند آگاه ساخته است. برآمد، حاصل و تجلی تولد تازه، زندگی است که در اجرا و اقتباس ارزشهای کتاب مقدسی کوشا باشد. گاهی شنیده می شود که خادمین به کسانی که به تازگی دعای توبه را انجام داده اند چنین نصیحت می کنند که "نگران تولد تازه نباش، به موقع خودش، آن هم در زندگی تو دیده خواهد شد، مهم این است که نجات را دریافت کرده ای!" ولی آیا حقیقتأ آموزه تولد دوباره از چنین ارزش پستی برخوردار است که می توان به این سادگی چشم از آن پوشید و از کنار آن بی تفاوت عبور کرد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه من از کلام خداوند متوجه می شوم درست برخلاف این جمله فوق است. تولد تازه اولین رویدادی است که ما باید در زندگی خود به جستجوی آن بپردازیم. توجه داشته باشیم، تولد تازه، تقدس کامل نیست یا تولد به معنی تبدیل شدن ما به مرد و یا زن بی نقص خدا نیست. بلکه تولد تازه، با داشتن ماهیت اسرار آمیزش، یعنی داشتن روحی حساس و توبه کار نسبت به خدا و زندگی مقدسانه است. و اگر کسی چنین حساسیتی را از خدا دریافت کند یا به عبارتی از لحاظ روحانی دوباره تولد بیابد، مسلمأ ثمرات آن را نیز در زندگی خود مشاهده خواهد نمود که همانا اشتیاق و تمایل او برای تقدیس و زندگی مطیعانه موافق احکام کلام خدا می باشد. البته این یک فرایند طولانی است (تقدس) که به اندازه طول عمر ما طول خواهد کشید و کسی در عرض یک شب به تقدس کامل نمی رسد و ایماندار می بایست در این مسیر دشوار در انضباط صحیح گام بردارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادوین کشیش آبنوس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2813694507321903920?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2813694507321903920/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2813694507321903920&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2813694507321903920'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2813694507321903920'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/02/blog-post_06.html' title='تولد تازه و حیات ابدی'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6iaEVcxOI/AAAAAAAAAhQ/rjxbeDNmboM/s72-c/a731592784_1650714_7234.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6105485637867877607</id><published>2011-02-06T14:25:00.001+01:00</published><updated>2011-02-06T14:27:57.918+01:00</updated><title type='text'>کلام یا مسح یا هر دو؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6hyyPzLyI/AAAAAAAAAhM/BLiSppDJPek/s1600/180px-Nicaea_icon.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6hyyPzLyI/AAAAAAAAAhM/BLiSppDJPek/s1600/180px-Nicaea_icon.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;تعلیم و تحصیل کتاب مقدس موضوع مهم و بکرات تکرار شده در کلام خدا می باشد. تاکید این امر در عهد عتیق به قوت و بوضوح قابل مشاهده است و اهمیت آن بصورت سنت زیبای تعلیم کلام در خانواده های یهودی انعکاس یافته بود. یک یهودی هر روز که دعای خود را (دعای شمای) به حضور یهوه بلند می کرد این فرمان در گوش او طنین می افکند: "ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما. و این سخنانی که من امروز تو را امر می فرمایم، بر دل تو باشد. و آنها را به پسرانت به دقت تعلیم نما، و حین نشستنت در خانه، و رفتنت به راه، و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما. و آنها را بر دست خود برای علامت ببند، و در میان چشمانت عصابه باشد. آنها را بر باهوهای در خانه ات و بر دروازه هایت بنویس" (تثنیه6: 4-9)&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;مطالعه، تعمق و قرائت کلام در تار و پود فرهنگ و زندگی آنها تنیده شده بود به حدی که هویت ملت در رابطه کتب مقدسه تعریف می شد. هر پدر یهودی، به عنوان رهبر و سر خانواده مسئول آموزش کلام خدا به اعضای خانواده خود بود تا فرزندان در حکمت و فرائض خداوند رشد کرده و در خداترسی-اطاعت از یهوه، سالک باشند. این تشویق و تذکر در کتب و نصایح عهد جدید نیز انعکاس یافته و به تفتیش کلام ارزش والائی داده شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین راستا خداوند با بخشیدن معلمین به بدن خود کلیسا، از این عطا برای بنای جماعت مقدسین استفاده می کند تا کلیسا در دانش الهی و معرفت خداوند به قوت پیش رود. پولس رسول به دستیار جوان خود تیموتاوس، چنین نصیحت می کند "...خدمتکاری باش  که کلام خدا را به درستی به کار می بندد" (دوم تیموتاوس2: 15) پولس از او می خواهد همانطور که کلام خدا را با امانت در کودکی یافته بود و به همان قسم که از حکمت الهی منور گشته به جماعت تعلیم دهد (دوم تیموتاوس3: 15)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلیسای اولیه، الهام گرفته از دستورات کلام در آموزش فرائض خداوند، و مشاهده عادت یهودیان در تدریس مستمر کتب در کنایس خود، کلاسهای تدریس کتاب مقدس را در بطن کلیسا شکل دادند. ایمانداران قدیمی و با تجربه مسئول انتقال آموخته ها و دانش الهی خود به خادمین جوان و نوایمانان شده و جلسات بررسی و تعمق در کلام به مراکز اصلی تدریس ایماندارن مبدل گشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جای تاسف است که در طی گذشت سالها این عادت زیبا و الهی در کلیساها کمرنگ شده و مقام خود را بتدریج از دست می دهد. آموختن کلام از یک نیاز و لزوم به یک تجمل در دانشگاههای الهایات مبدل شده، تا جایی پیش رفته ایم که خادمین، شیوخ (شبان، کشیشان) اهمیت و ضرورت یادگیری علم الهی (الهایات) را نادیده گرفته، تنها به تجربیات شخصی خود اتکا می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهی اهمیت توجه به مسح الهی را بسیار افضلتر از تفتیش کتب می دانند، ناآگاه از این حقیقت که روح القدس کلمات و سخنان مسیح را به ما یادآور کرده و کلام خدا را بر ما کشف می سازد. روح قدوس خداوند در چهارچوب کلام، حقایق الهی را بر ما مکشوف می سازد و بر اساس شنیدن و تامل درکلام است که ایمان را در ما ایجاد می کند. چندی پیش فرصتی را داشتم با خادمی در رابطه با مطالعه عمیق کلام و تشویق اعضای کلیسا در سپردن خود به چنین عادتی گفتگو نمایم. بار دیگر به اهمیت این مطلب زمانی پی بردم، که این خادم خلاف این مطلب را به اعضای کلیسا پیشنهاد کرده بود تا مبادا ایشان در دام گناه غرور گرفتار آیند. حقیقتأ جای تاسف است که کلیسای خداوند از ترفندهای شریر و حملات موزیانه او آگاه نمی باشد و بسادگی فریفته شده هر روز بیشتر از دیروز با کلام پدر آسمانی بیگانه می گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بهتر باشد بار دیگر به تاریخ کلیسا نظری بی افکنیم و زندگی بزرگمردانی چون مارتین لوتر و جان کالوین را که داشتن کتاب مقدس و فرصت مطالعه کلام را مدیون این چنین افرادی می باشیم، را مورد توجه قرار دهیم. نهضت ریفورمی که بوسیله چنین مردانی آگاه از کلام خدا که دانش الهی خود را در دانشگاه ها کسب کرده و پس از تحولات ایمان همچنان در مکانهای تحصیلی عالیه ادامه داده و وسیله ای در دست خدای قادر در جهت بیداری بسیاری گردیدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلیسای ایران می بایست بار دیگر به ریشه قدیمی پدران کلیسا برگردد و در ایمان و دانش الهی اجازه دهد تا روح خدا هیکل مقدس را بنا کند. آگاهی از کلام و ریشه دوانیدن در فهم اصول کتاب مقدس کلیسای خداوند را از تعالیم ناراست مصون نگاه داشته آن را تبدیل به عمارتی قائم می سازد. اگر ایمانداران از فرائض ابدی و راست خدا مزئین باشند، دشمن هرگز فرصت و مجال ارائه دروغهای مجلل خود را در قالب تعالیم جدید و دل انگیز نخواهد داشت. بیایید امروز ما آن کسی باشیم که این تشنگی را به دیگران انتقال می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادوین کشیش آبنوس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6105485637867877607?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6105485637867877607/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6105485637867877607&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6105485637867877607'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6105485637867877607'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='کلام یا مسح یا هر دو؟'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TU6hyyPzLyI/AAAAAAAAAhM/BLiSppDJPek/s72-c/180px-Nicaea_icon.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7759382701908676108</id><published>2010-12-22T19:13:00.003+01:00</published><updated>2010-12-22T19:14:48.721+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: magenta;"&gt;تجسم خداوندمان عیسی مسیح مبارک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7759382701908676108?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7759382701908676108/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7759382701908676108&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7759382701908676108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7759382701908676108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/12/blog-post_9434.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-3702691905929201396</id><published>2010-12-22T19:11:00.001+01:00</published><updated>2011-01-09T14:01:38.678+01:00</updated><title type='text'>عیسی کجا، آخور کجا !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TRI-5pF069I/AAAAAAAAAg4/26AipC0N1mU/s1600/j-birth02_150_150.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TRI-5pF069I/AAAAAAAAAg4/26AipC0N1mU/s1600/j-birth02_150_150.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;آیا می‌توان انتظار داشت که عیسی مسیح، آن پیام‌آورِ عالی مقام و بلند مرتبه، در کمال تنگدستی و تهیدستی در طویله به جهان آمده، در قنداقه پیچیـده و در آخور خوابانیـده شـده باشـد؟ چـرا مسیحیان پافشاری می‌کنند کـه ‌مـحل ‌تـولدِ نجات دهنده‌شان همان ‌جایی بود که چهارپایانِ زبان ‌بسته می‌خوردند، می‌خوابیدند و رفع حاجت می‌کردند؟ عیسی کجـا، آخور کجـا؟&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نزدیک به دو هزار سال پیش از این‌، در سرزمین فلسطین در دهکده‌ای گمنام به نام بیت لحم واقعه‌ای رخ داد که راه تاریخ آدمی را به قبل و پس از آن رخداد، بخش کرد. خدایی که هستی را از نیستی آفرید، نور را از میان ظلمت پدید آورد، دیدنی‌ها را از نادیدنی‌ها ساخت و جسم جاندار آدمی را از خاک بی‌جان زمین خلق نمود، تصمیم گرفت که تمام معادلات عقلانی انسان را بر هم بزند. او در مسیح جسم انسانی بر خود گرفت، همانند ما شد و به راستی وارد تاریخ آدمی گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتابمقدس از راز بسیار بزرگی پرده بر می‌دارد و انجیل گفتگو از کاری می‌کند که یک جهان دانش، توانا به درک آن نیست و در عقل محدود انسان نمی‌گنجد. تصور اینکه خدا، ستمکار و قهار است برای ما آسان می‌باشد. شاید هم تا اندازه‌ای بتوانیم درک کنیم که او رحیم و بخشاینده است، ولی هرگز گفتگو از فروتنی خدا به زبان نمی‌آوریم. آیا خدا فروتن است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه خدا هست می‌خواهد ما نیز باشیم. و در نهاد همه انسانها شمه‌ای از خویشتنِ خویش را نهاده و از ما می‌خواهد که به اصالت خود که همانا صورت اوست برگردیم و بر پایه خواست وی زندگی نماییم. خدا چون دادگر مطلق است از ما می‌خواهد که دادگری را گسترش دهیم. خدا چون دانای مطلق است از ما می‌خواهد که دانش را بیافزاییم و همه چیز را بدانیم. خدا چون بخشاینده و مهربان است از ما می‌خواهد که بخشنده و با محبت باشیم. خدا چون پاک و قدوس است ما را به پاکی و قدوسیت فرا می‌خواند. و او میل به نیکی را در سرشت هر انسانی نهاده چون او خودش خدای نیک است و هیچ بدی در او نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت انکار ناپذیر این است که خدا فروتن نیز هست و از این رو ما را دعوت می‌کند که افتاده و فروتن باشیم. دو هزار سال پیش از این، در برابر چشمان گیج زده انسان، خدا فروتن شد و در مسیح افتادگی خود را به آدم‌های خودپسند آشکار کرد. به گفته‌ای دیگر در کریسمس خدا فروتن شد. خدایی که شاهزاده بود لباس گدا بر تن کرد و در عیسی به میان مردم جهان آمد. او رحم زن را که آفریده بود ناپسند ندانست، به مدت 9 ماه در آن ماند و محل زایش خود را محقرترین جای ممکن برگزید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی مسیح به دنیای ما آمد و این کار را با روح حلم و افتادگی انجام داد به گونه‌ای که در انجیل متی11: 29 می‌فرماید: « از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتاده دل می‌باشم.» او خود را فروتن کرد و در تجربیات انسانی ما شریک شد، ولی هرگز مرتکب گناه نگردید. او آمد تا بمیرد و با مرگ خود حیات جاودانی را برای کسانی فراهم نماید که به او باور می‌آورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تولد عیسی مسیح در آخور نه تنها افتادگی و فروتنی آفریننده جهان را به ما نشان می‌دهد بلکه گفتگو از حقیقت دیگری نیز می‌کند. آخور اشاره به ناپاکی قلب انسان دارد. زایش مسیح در آخور این نوید را به ما می‌دهد که اوحاضر است در قلب فاسد، متعفن و گندیده ما نیز به جهان بیاید و آن را با حضورش درخشان کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا می‌دانید فاسدترین و گناه‌آلودترین قسمت وجودی انسان کدام است؟ کتابمقدس پاسخ را به روشنی می‌دهد: «دل از همه چیز فریبنده‌تر است و بسیار مریض است، کیست که آن را بداند؟»(ارمیا 17: 9) عیسی فرمود: «از درون دل انسان صادر می‌شود خیالات بد و زنا و فسق و قتل و دزدی و طمع و خباثت و مکر و شهوت‌پرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت. تمامی این چیزهای بد از درون صادر می‌گردد و آدم را ناپاک می‌گرداند»(مرقس7 : 21- 23).«چگونه می‌توانید سخن نیکو گفت و حال آنکه بد هستید، زیرا که زبان از زیادتی دل سخن می‌گوید»(متی12: 34).«تمامی سر بیمار است و تمامی دل مریض. از کف پا تا به سر در آن تندرستی نیست»(اشعیا 1: 5-6).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله دوستان عزیز، دل ما فاسد و آلوده به گناه و ناراستی است. اعمال بد ما از دلمان سرچشمه می‌گیرند و زبانمان به آنچه در دل داریم گواهی می‌دهد. امکان ندارد کسی دلش پاک باشد ولی کردارش ناپاک یا اعمالش پاک باشد ولی روحش ناپاک. ما آنچه در ظاهر هستیم در باطن نیز هستیم. برای زمانی می‌توانیم فیلم بازی کنیم و خودمان را زیر پرده ریا و تزویر پنهان نماییم، ولی سرانجام گندش بالا خواهد آمد و آنچه در پنهان انجام داده‌ایم به گوش همه خواهد رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا تا کنون همانند این جمله را شنیده‌اید: « فلانی دل خیلی پاکی داره، به حرفهاش و کارهاش توجه نکن، دلش پاکه؟» عیسای مسیح خط بطلان روی این عبارت متداول می‌کشد و به ما گوشزد می‌نماید که خود را گمراه نکنیم، بلکه دنبال چاره برای درمان دل بیمار خودمان باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف دیگر نغز است بدانید که ما توانا به پاک کردن قلبمان نیستیم. ما همانند شخص بیماری هستیم که نمی‌تواند خودش را درمان کند و لازم است که نزد پزشک برود. و هنگامی که نزد عیسی مسیح می‌رویم و از او شفای قلبی می‌طلبیم، بی‌درنگ به داد ما می‌رسد، گناهانمان را پاک می‌سازد و با حضورش وجودمان را درخشان می‌گرداند. ولی پرسش اینجاست که چرا عیسی تواناست قلب ما را پاک نماید؟ آیا تنها انگیزه این است که او در آخور زاده شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید توجه داشته باشید که زایش مسیح در آخور به خودی خود ما را از گناه نجات نمی‌دهد. او در آخور زاده شد تا بوی گند طویله و آخور را برای زمانی بر خود بگیرد. و این عمل به گونه نمادین اشاره به کار مسیح روی صلیب می‌کند. به راستی او به جهان آمد تا گناهان ما را بر خود بگیرد و در مقام یک گناهکار به جای ما مجازات شود و بمیرد تا از مرگ روحانی و عذاب ابدیِ دوزخ رهایی بیابیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا محبت است و شکی در این حقیقت نیست، ولی صلیب عیسای مسیح «تنها» محبت خدا را نشان نمی‌دهد. برخی از به اصطلاح مسیحیان نوظهور که بیشتر از مذهب غیر مسیحی به مسیحیت گرویده‌اند شوربختانه نه تنها برخی آموزش‌های غیر مسیحی را وارد مسیحیت ایرانی کرده‌اند، بلکه پا فشاری فراوان بر محبت خدا دارند. عبارت «خدا محبت است» همیشه ورد زبان آنهاست. این گفته، پیام راستین صلیب مسیح را خدشه‌دار می‌کند و به نظر نگارنده بدعتی است که کلیساهای ایرانی را به سوی دنیوی بودن سوق می‌دهد. بیشتر کسانی که چنین دیدی در برابر خدا دارند «یک پا» در کلیسا و «دو پا» در مجالس عیش و نوش یا محافل غیر مذهبی و سیاسی می‌گذارند و محبت خدا را دستاویزی قرار می‌دهند برای ادامه اعمال گناه آلود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تولد مسیح در آخور، نمایان‌گر فروتنی خدا و فاسد بودن دل انسان است. همان‌گونه که قنداقه و بدن پاک عیسای نوزاد بوی گند آخور و طویله را بر خود گرفت، عیسای جوان بر روی صلیب گناهان ما را بر خود حمل کرد. صلیب عیسی نشان دهنده هولناک بودن و زشت بودن گناه، داوری و غضب ایزدی، پارسایی خدا، گناهکار بودن ما و در پایان، محبت خداست. هر وقت که به صلیب می‌نگریم نباید فراموش کنیم که خدا گناه را بی‌سزا نخواهد گذاشت چون او آتش فرو بَرنده است نه کسی که گناه را ماست مالی می‌کند(عبرانیان12: 29).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یگانه منجی جهان آدمی در آخور زاده شد تا روی صلیب بمیرد و با مرگ خود حیات جاودانی را برای من و تو به ارمغان آورَد. او این کار را با قربان کردن جان خود انجام داد. باید گفت که «قربونت برم»، «فدات بشم»، «قربان شما» و «قربونت بشم» را که ما ایرانیان به گونه روزمره و آن هم تنها زبانی به کار می‌بریم، مسیح به راستی انجام داد و جانش را فدای گناهکاران نمود.&lt;br /&gt;کسانی کـه به او در حکمِ خداوند و نجات دهنده باور می‌آورند از موت به حیات منتقل می‌شوند و دیگر نیاز نیست جریمه و تاوان گناهانشان را به هر اندازه‌ای که باشد بپردازند. کفاره گناهان آنان بدست مرگ نیابتی مسیح که به جانشینی ما گناهکاران صورت پذیرفت، دو هزار سال پیش از این پرداخت شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطن عزیز، آیا عالی نیست که می‌توانیم به گونه رایگان، محض فیض خدا و بدون اینکه کار شاقّ انجام بدهیم از هلاکت جاودانی که در انتظار همه گناهکاران توبه نکرده است رستگار گردیم؟ امروز مژده برای شما این است که عیسای مسیح حاضر است در آخور زاده شود، و این بار آخور قلب شما را در نظر گرفته است. او با حضورش می‌تواند قلب فاسد شما را پاک کند و آن را جایگاه سکونت روح خدا بگرداند. او با فروتنی درِ قلب شما را می‌کوبد و اجازه ورود می‌خواهد. به دعوت بی‌نظیر او گوش فرا دهید:&lt;br /&gt;«بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید ، زیرا که حلیم و افتاده دل می‌باشم و در نفوس خود آرامی خواهید یافت »( متی 11: 28- 29). « هر که با من نیست، بر خلاف من است؛ و هر که با من جمع نکند، پراکنده سازد » (متی12: 30). « آنکه به پسر (عیسی مسیح) ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد، و آنکه به پسر (عیسی مسیح) ایمان نیاورَد، حیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر او می‌مانَد » (یوحنا3: 36).&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-3702691905929201396?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/3702691905929201396/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=3702691905929201396&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3702691905929201396'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3702691905929201396'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/12/blog-post_22.html' title='عیسی کجا، آخور کجا !'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TRI-5pF069I/AAAAAAAAAg4/26AipC0N1mU/s72-c/j-birth02_150_150.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-5733245420227433120</id><published>2010-12-01T13:44:00.003+01:00</published><updated>2010-12-01T13:49:24.978+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://forum.mosalman.net/showthread.php?t=15736"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;خداوند دروغگویان و تحریف کنندگان را می بخشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-5733245420227433120?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/5733245420227433120/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=5733245420227433120&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5733245420227433120'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5733245420227433120'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-5495405369202593249</id><published>2010-11-30T20:30:00.001+01:00</published><updated>2011-01-09T14:03:28.616+01:00</updated><title type='text'>روح‏‏القدس كيست‏؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPVQqfHa42I/AAAAAAAAAgc/e47n8h_OaZU/s1600/healing_of_the_blind_man_jekel.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPVQqfHa42I/AAAAAAAAAgc/e47n8h_OaZU/s200/healing_of_the_blind_man_jekel.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;همان طوری كه به خاطر داريد قبلا بيان شد كه وقتی عيسی به وسيله يحيی تعميد دهنده تعميد گرفت روح‏القدس بر او نازل شد. هم چنين قبل از مرگ،عيسی وعده داد كه روح را كه تسلی دهنده خوانده می‏شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهد فرستاد تا پس از صعود خودش به آسمان رسولانش را در خدماتی كه بايد انجام دهند هدايت و تقويت فرمايد .طبق همين وعده ده روز پس از صعود عيسی به آسمان، روح‏القدس از آسمان بر جميع ايمان داران فرو ريخت و آنها پيام عيسی مسيح را با قدرت به مردم رسانيدند و در نتيجه چند هزار نفر به عيسی مسيح ايمان آوردند.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين روح‏القدس كيست؟ برخی تصور كرده‏اند كه روح‏القدس جبراييل فرشته يا اين كه پيغمبری بوده است. عده‏ای ديگر نيز خيال كرده‏اند كه روح‏القدس چيزی جز يك نيروی مقدس نيست. به هر حال از كتاب مقدس اين طور می‏فهميم كه روح‏القدس از مخلوقات خدا نبوده بلكه روح خدا است و با خدا یكی می‏باشد .هنگامی كه به اعمال روح‏القدس توجه می‏كنيم اين موضوع به خوبی روشن می‏شود. عيسی به مرد دانشمندی به نان نيقوديموس فرمود كه او می‏بايست از نو تولد شود تا بتواند داخل ملكوت خدا گردد. وقتی نيقوديموس با تعجب پرسيد كه چگونه مرد پيری مثل او می‏تواند دو مرتبه تولد يابد؛ عيسی به او پاسخ داد كه تولد تازه عمل روح‏القدس می‏باشد .بديهی است همان طوری كه تنها خدا می‏تواند حيات جسمانی را بيافريند هم چنين تنها خدا قادر است به انسان حيات روحانی ببخشد و او را به موجود جديدی تبديل نمايد. گناهی كه بشر در گناه زندگی می‏كند فرزند شيطان است. ولی خدا قادر است به وسيله روح‏القدس خويش انسان گناهكار را عوض كند و هنگامی كه انسان از نو متولد می‏شود؛ فرزند خدا می‏گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به علاوه روح‏القدس مولف كتب مقدس خدا است؛ زيرا او انبيا عهد عتيق نظير داود و اشعيا را تعليم داد و هدايت نمود. هم چنين روح‏القدس بود كه متی و لوقا و پولس و ديگر نويسندگان كتب عهد جديد را هدايت فرمود زيرا به قول كتاب مقدس : " نبوت به اراده انسان هرگز آورده نشد بلكه مردمان به روح‏‏القدس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند " (۲ پطرس۲۱:‏۱). همان طوری كه روح خدا آنانی را كه كتب مقدس را نوشته و هدايت فرمود همچنين همين روح برای آنانی كه اين كتب را می‏خوانند تنها راهنمای درست و واقعی است .عيسی مسيح فرمود:" ليكن تسلی دهنده يعنی روح‏القدس كه پدر او را به اسم من می‏فرستد او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد و آن چه به شما گفتم به ياد شما خواهد آورد": ( يوحنا ۲۶:۱۴). البته پيروان عيسی مضطرب شدند از اين كه عيسی به آنان گفت می‏بايد مصلوب گردد و بعدا از اين زمين خاكی به عالم بالا صعود نمايد. ليكن عيسی به وسيله وعده خويش در مورد فرستادن روح خود جهت هدايت و قدرت بخشيدن به آنها،آنان را تسلی بخشيد و فرمود كه خودش هميشه روحا با آنها خواهد بود. ده روز پس از صعود عيسی؛ روح‏‏القدس از آسمان بر پيروانش نازل شد و آنان را دگرگون ساخت. از آن زمان تا كنون همان روح‏‏‏القدس در پيروان واقعی مسيح ساكن بوده است و طبق وعده عيسی در آنها خواهد ماند. (یوحنا ۱۵:۲۵-۲۷).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه تنها روح خدا می‏تواند چشمان نابينای گناهكاران را بگشايد و آنان را قادر سازد كه بدانند عيسی مسيح كيست؛ زيرا كتاب مقدس می‏فرمايد: "احدی جز به روح القدس، عيسی را خداوند نمی‏تواند گفت" (اول قرنتيان ۳:۱۲). از اين رو تعجب‏آور نيست كه آنانی كه روح‏القدس را ندارند غير ممكن می‏دانند كه عيسی را "خداوند" و " پسر خدا"بخوانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس روح‏القدس به ايمانداران تولد تازه می‏بخشد و معرفت واقعی عطا می‏فرمايد تا بدانيم عيسی كيست .او همچنين چشمان ما را می‏گشايد تا گناهان درونی خويش را بدانيم و ما را قادر می‏سازد تا توبه كنيم و گناهان خود را ترك گوييم. به محض اين كه شخصی به عيسی مسيح ايمان می‏آورد؛ خدا او را می‏بخشد و او را به فرزندی خود می‏پذيرد و به او قلبی جديد عطا می‏فرمايد. ولی ذات گناه آلود قديمی او باقی می‏ماند و او را پيوسته به طرف شرارت می‏كشاند و شيطان هميشه آماده است تا او را وسوسه نمايد كه نسبت به خدا نافرمانی كند .اما روح‏القدس كه در او است او را ياری می‏نمايد كه با شيطان مقاومت كند و در او صفاتی به وجود می‏آورد كه مقبول خداست مانند محبت، پاكی، راستی، شادی، آرامش و صلح جويی (غلاطيان ۵‏:۲۲-۲۴). این عمل روح‏القدس در ايمانداران تا زمانی كه در اين جهان زيست می‏كنند ادامه دارد و تدريجا آنان را عوض می‏كند و به استادشان عيسی مسيح شبيه‏تر می‏سازد .زيرا منظور خدا اين است كه همه ما مانند پسر يگانه او كامل شويم. ولی فقط وقتی مانند مسيح كامل خواهيم شد كه به بهشت برويم( اول يوحنا ۲:‏۳). روح‏القدس از راههای بسيار ديگری هم به ما كمك می‏كند و به ما ياد می‏دهد كه چگونه دعا كنيم و هم چنين ما را در راه اعمال وخدمت به مسيح رهبری و تقويت می‏فرمايد (روميان ٨:۲۶ و ۲۷ – اعمال ۲‏:۴-۱۳ و ۱۶:‏۶ و ۷).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه از اين حقايق می‏فهميم اين است كه روح‏القدس در ايمانداران در واقع خود خدا است كه در ايشان ساكن می‏باشد. چه امتياز گرانبها و بی‏نظيری است كه خدای بزرگ و مقدس با روح مقدس خود در انسان ساكن شود !در واقع اين بزرگترين هديه‏ای است كه خدا می‏توانست به بشر عطا نمايد كه عبارتست از بخشيدن خودش به انسان. اين هديه به چه كسانی بخشيده شده است؟ به طوری كه می‏دانيم در زمانهای گذشته خدا روح مقدس خود را به انبيا و مقدسين عطا می‏فرمايد .لكن هنگامی كه خدا پسر خود را فرستاد تا نجات دهنده جهان باشد؛ روح خود را هم به همه كسانی كه به عيسی مسيح ايمان می‏آورند عطا فرمود .عيسی فرمود " پس اگر شما با آن كه شرير هستيد می‏دانيد چيزهای نيكو را به اولاد خود بايد داد چند مرتبه پدر آسمانی شما روح‏القدس را خواهد داد به هر كه از او سوال كند " (لوقا ۱۱:۱۳ ). خدای ما امين است و هر كس در هر زمان به مسيح ايمان آورد و خود را به او چون خداوند خود تسليم نمايد از خدا بخواهد كه روح‏القدس را به او عطا فرمايد؛ خدا حتما اين كار را خواهد كرد. همان طوری كه هر روز جهت نان روزانه خود از او در خواست می‏نماييم همچنين برای ادامه حيات معنوی خود می‏بايد لا ينقطع از او بخواهيم تا ما را با روح خود مملو سازد. عيسی مسيح فرمود:" بطلبيد كه خواهيد يافت" (لوقا ۱۱:‏۹).&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-5495405369202593249?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/5495405369202593249/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=5495405369202593249&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5495405369202593249'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5495405369202593249'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/11/blog-post_30.html' title='روح‏‏القدس كيست‏؟'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPVQqfHa42I/AAAAAAAAAgc/e47n8h_OaZU/s72-c/healing_of_the_blind_man_jekel.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-1995084328940269224</id><published>2010-11-29T12:34:00.001+01:00</published><updated>2011-01-09T14:04:02.037+01:00</updated><title type='text'>چگونه نصیحت کنیم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPOPI754Q6I/AAAAAAAAAgY/YYkUHQMJFzI/s1600/maslub.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPOPI754Q6I/AAAAAAAAAgY/YYkUHQMJFzI/s1600/maslub.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;وقتی شوهرش به خانه آمد، خانم مشغول درست کردن نیمرو بود. او بلافاصله به آشپزخانه رفته و شروع به فریاد زدن کرد که " مراقب باش، مراقب باش، روغن بیشتری بریز، همشون بزن، سریع همشون بزن، داره می سوزه، مراقب باش، مراقب باش، تند تند به هم بزن، سریع باش، دیوانه شدی؟ روغن داره می سوزه، نمک بزن، نمک...."&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;خانم خیلی عصبانی شده و به شوهرش می گوید: " چرا اینطوری می کنی؟ چرا اینطور داد می زنی؟ فکر می کنی که من نمی تونم یه نیمرو درست کنم..."&lt;br /&gt;شوهرش به آرامی پاسخ می دهد: " فقط می خواستم بهت نشون بدم که چه حالتی داره، وقتی من دارم رانندگی می کنم و تو کنارم نشستی." &lt;br /&gt;بدون اینکه حرف زدن خانمها را در رانندگی شوهران و شوهران را در آشپزی خانمها قضاوت کنیم، اجازه بدهید عنوان کنم که همگی ما بایستی مراقب باشیم که چگونه دیگران را نصیحت کنیم. در این مورد نویسندۀ کتاب امثال، سلیمان، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. درحقیقت کلماتی از قبیل زبان، دهان، لبها و کلام، تقریباً 150 بار در امثال آمده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نصیحتهای ذیل را هنگام نصیحت کردن دیگران درنظر بگیرید: &lt;br /&gt;1. از همۀ حقایق موجود، قبل از دادن هر گونه پندی مطلع شوید ـ " هر که سخنی را قبل از شنیدنش جواب دهد، برای وی حماقت و عار می باشد." ( امثال 18 : 13 )&lt;br /&gt;2. با رفتاری نرم و ملایم نصیحت کنید ـ " جواب نرم خشم را برمی گرداند، اما سخن تلخ غیظ را به هیجان می آورد." (امثال 15 : 1 ) &lt;br /&gt;3. مراقب تعداد دفعات نصیحتهای خود باشید ـ " کثرت کلام از گناه خالی نمی باشد، امّا آنکه لبهایش را ضبط نماید عاقل است." ( امثال 10 : 19 ). &lt;br /&gt;4. وقتی لازم است که دیگران را پند و نصیحت کنید، خود را برای دادن پندهای خدائی آماده کنید ـ " دل مرد عادل در جواب دادن تفکر می کند، اما دهان شریران، چیزهای بد را جاری می سازد." ( امثال 15 : 28 ). &lt;br /&gt;5. مهمتر از همه با محبّتی خالصانه دوست خود را نصیحت کنید ـ " تنبیه آشکار از محبّت پنهان بهتر است. جراحات دوست وفادار است، امّا بوسه های دشمن افراط است." ( امثال 27 : 5 ـ 6 ).&lt;br /&gt;6. وقتی نصیحت می کنید، کلامتان بایستی در محلش گفته شود ( امثال 25 : 11 )، زیرا سخنی که در محلش گفته شود، چه بسیار نیکو است ( امثال 15 : 23 ).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترجمه: آرش&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-1995084328940269224?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/1995084328940269224/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=1995084328940269224&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1995084328940269224'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1995084328940269224'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/11/blog-post_29.html' title='چگونه نصیحت کنیم'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TPOPI754Q6I/AAAAAAAAAgY/YYkUHQMJFzI/s72-c/maslub.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6094210317090998058</id><published>2010-11-09T11:52:00.000+01:00</published><updated>2010-11-09T11:52:35.624+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.lifeagape.org/farsi/spirit.htm"&gt;&lt;img border="0" height="153" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TNknzAsbFNI/AAAAAAAAAgE/BYMk7D97NMM/s400/spirit1.gif" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6094210317090998058?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6094210317090998058/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6094210317090998058&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6094210317090998058'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6094210317090998058'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TNknzAsbFNI/AAAAAAAAAgE/BYMk7D97NMM/s72-c/spirit1.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6243684556153864221</id><published>2010-10-28T21:34:00.002+02:00</published><updated>2010-10-28T21:34:53.210+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnQTd5KX4I/AAAAAAAAAgA/ZpXa-nCohhs/s1600/maslub1.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="640" nx="true" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnQTd5KX4I/AAAAAAAAAgA/ZpXa-nCohhs/s640/maslub1.jpg" width="452" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6243684556153864221?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6243684556153864221/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6243684556153864221&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6243684556153864221'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6243684556153864221'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/10/blog-post_3210.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnQTd5KX4I/AAAAAAAAAgA/ZpXa-nCohhs/s72-c/maslub1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-269424133350610252</id><published>2010-10-28T21:33:00.002+02:00</published><updated>2010-10-28T21:33:30.016+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnP-NDDN2I/AAAAAAAAAf8/re7V-lhKZsI/s1600/maslub2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="640" nx="true" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnP-NDDN2I/AAAAAAAAAf8/re7V-lhKZsI/s640/maslub2.jpg" width="432" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-269424133350610252?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/269424133350610252/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=269424133350610252&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/269424133350610252'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/269424133350610252'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/10/blog-post_4506.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMnP-NDDN2I/AAAAAAAAAf8/re7V-lhKZsI/s72-c/maslub2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6869234255296326296</id><published>2010-10-25T12:29:00.001+02:00</published><updated>2011-01-09T14:04:39.646+01:00</updated><title type='text'>مسیحیان جن‌زده؟ این دیگه چه بازاریه که راه افتاده؟!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;یکی از پدیده‌های جالـب و گـاهی دیدنی کـه توجـه کنجکاوانه بسیاری از ایرانیان را به خود جلب می‌کند، مشاهده کسانی است که بیشتر از زمینه غیر مسیحی به مسیحیت گرویده‌اند و ادعا می‌کنند که پس از باور آوردن به مسیح در قید و بند جن‌هایی بوده‌اند که به اصطلاح با دعای این کشیش و آن کشیشه از آنها آزاد گشته‌اند. آیا مسیحیان می‌توانند درعین حالی که نجات یافته‌اند و تولد تازه هستند، در چنگال ارواح پلید نیز گرفتار باشند‌؟ اصولاً چرا ما ایرانیان دلبستگی به مسأله جن و پَری داریم؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMVcBe6JNII/AAAAAAAAAfk/v2aUh_yULRc/s1600/FFD2.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" nx="true" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMVcBe6JNII/AAAAAAAAAfk/v2aUh_yULRc/s1600/FFD2.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;آدم از دیرباز درصدد بود که مسؤولیت گناهش را به گردن شخص دیگری بیاندازد. پس از افتادن در گناه، هنگامی که او در باغ عدن بود کوشش مذبوهانه کرد تا همسرش را در نافرمانی که بر ضد خدا انجام داده بود مقصر قلمداد کند. البته هر چند که انگشت محکومیت به سوی زوجه‌اش دراز کرده بود، ولی به راستی خدایی را سرزنش می‌کرد که زن را آفریده و قرین وی ساخته بود. و از آنجا که زن هرگز زیر بار حرف زور نمی‌رود، گناهش را به گردن شیطان انداخت. به راستی می‌توان گفت که آدم و حوا در حکمِ نخستین انسان‌ها و به نمایندگی از همه نسل آدمی این انگاره را پایه‌گذاری کردند که مسؤولیت گناه انسان به گردن خودش نیست و باید شخص دیگری را متهم کرد.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;خوب، اکنون که زورمان به خدا و شیطان و «انس» نمی‌رسد و نمی‌توانیم آنها را مسؤول اشتباهات و گناهانمان بدانیم چرا سراغ «جن» نرویم؟ ما هر چه می‌کشیم از دسـت ایـن جن‌های لامذهب است. راستش نمی‌دونم چرا گاهی جنی می‌شم، دست خودم نیست، یک چیزی منو وادار می‌کنه فحش بدم، دروغ بگم، سوگند بخورم، زنا بکنم، چشم بد داشته باشم، غیبت کنم، کفری بشم، زود از کوره در برم و هزار و یک گناه دیگه رو مرتکب بشم. فلانی رو می‌‌بینید. اصلاً نمی‌دونم چه جور جن‌هایی داره! وقتی می‌یاد خونمون جن‌هاشو با خودش می‌یاره. همیشه پس از اومدنش یه اتفاق بدی می‌افته. میان من و زنم شکراب می‌شه. میان فامیل جنگ و دعوا راه می‌افته! به نظر می‌یاد که جن‌هاش خیلی بدجنس‌اند و همتا ندارند.»&lt;br /&gt;آیا چنین مطالبی را شنیده یا گفته‌اید؟ بی‌گمان عبارت‌های فوق برای ما ناآشنا نیست، و هر چند وقت یک بار همانند آنها را می‌شنویم یا بازگو می‌کنیم. صادقانه باید بپذیریم‌ که‌ بدمان نمی‌آید تقصیر و اهمال و ندانم کاری ما به گردن جن‌های فلان کس و یا حتی آن جن‌هایی باشد که ناخواسته از سر و کول ما بالا می‌روند.&lt;br /&gt;البته موجودیت ارواح پلید که آنها را دیو نیز می‌نامیم غیر قابل انکار است و کتابمقدس بر وجود و حضور پُر کار آنها صحه می‌گذارد. سخن خدا به ما آموزش می‌دهد که ارواح پلید، فرشتگان سقوط کرده‌ای هستند که در متابعت از شیطان مردم را اغوا می‌کنند تا بر علیه خدا نافرمانی نمایند. ولی تصمیم پایانی و مسؤولیت غایی با انسان است که میان وسوسه دیو و صدای خدا، میان شهوت جسم و خواهش روح‌القدس، میان نجوای شیطان و ندای وجدان یکی را برگزیند.&lt;br /&gt;از آنجا که انسان‌ها گرفتار گناهند و ماهیت آن را از والدین خود به ارث می‌برند، طبیعتاً گرایش به نافرمانی از خدا دارند. هر چند که خدا انسان را به شباهت خود آفرید، ولی صورت خدا بر اثر گناه در آدمی تیره و تار شده است. انسان مانند سکه‌ای است که هر چند نقش پادشاه را بر خود دارد، ولی در گرد و غبار دنیای خاکی گمشده است. کار مسیح این است که ما را پیدا می‌کند، صورت خدا را که در ماست جلا می‌دهد و درجایی می‌گذارد که باید باشیم، نه درگرد و غبار گناه یا گوشه تاریک جهان.&lt;br /&gt;کتابمقدس به روشنی آموزش می‌دهد کار مسیح رهایی انسان از قهر ابلیس است(اعمال رسولان10: 38). و همین قدرت را به شاگردانش داد تا آنها نیز با موعظه انجیلِ رهایی بتوانند مردم را کمک کنند که از قدرت شیطان و ارواح پلید رستگار گردند. در کتاب اعمال رسولان باب هشتم آیه هفتم می‌خوانیم که بر اثر موعظه و خدمت فیلیپسِ مبشر، ارواح پلید از بسیاری که داشتند نعره زده بیرون می‌شدند و مفلوجان و لنگان بسیار شفا می‌یافتند و شادی سترگ در شهر سامره روی نمود.&lt;br /&gt;در ادامه همان باب می‌خوانیم کسی به نام شمعون جادوگر وجود داشت که در ظاهر مسیحی شد و حتی غسل تعمید گرفت و همواره با فیلیپس و دیگر شاگردان بود و با آنها شراکت داشت. او خواست که پای خود را در کفش پطرس فرستاده بگذارد و مانند او شود. به گمانش خدمت روحانی پطرس پولساز بود و حتی خواست که عطای خدا را با پول بخرد تا از آن سود به دست آورد. ولی پاسخ پطرس در آیه 22 خط بطلان بر افکار کسانی می‌کشد که گمان می‌کنند ارواح پلید مسؤول گناه ما هستند:«پس از این شرارت خود توبه کن و از خدا درخواست کن تا شاید این فکر دلت آمرزیده شود.»&lt;br /&gt;پطرس نشست خصوصی اعتراف اعمال گذشته برای شمعون ترتیب نداد و کسی را تعیین نکرد تا آنچه را در دوران پیش از باور آوردن به مسیح، ولو باور ظاهری انجام داده بود نزدش اعتراف کند، و سپس از او بخواهد که درباره آن نشست با کسی گفتگو نکند. هیچ‌کس برشمعون دست نگذاشت و ارواح پلید او را به اصطلاح نهیب نکرد، نه بست و به هاویه نفرستاد! بلکه فقط پطرس ‌او را دلگرمی ‌داد که توبه کند و تصمیم به ترک گناه بگیرد.&lt;br /&gt;اگر به عهد عتیق مراجعه کنیم در می‌یابیم که در آنجا نیز مسؤولیت گناه انسان به گردن خودش است؛ نه به گردن روح شهوت، خشم، ترس یا کینه که حضرات به اصطلاح کشیش و کشیشه به خیالشان از مسیحیان بیرون می‌کنند. هنگامی که حضرت داوود مرتکب گناه زنا و شبه قتل نفس شد، و از راه ناتان نبی متنبه گردید، بی‌درنگ مسؤولیت گناهش را پذیرفت و در مزمور 51 آیه 3 فرمود:«من به معصیت خود اعتراف می‌کنم و گناهم همیشه در نظر من است.» او گناهش را به گردن دیو، جن یا روح شهوت نیانداخت، بلکه اعتراف کرد که خودش تصمیم را گرفته وآن بدی را مرتکب شده بود.&lt;br /&gt;آیه‌های بسیاری در کتابمقدس هست که نشان می‌دهد مسیحیان نمی‌توانند در بنـد ارواح پلید باشـند. « ما را از قدرت ظلمت رهانیده به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت»(کولسیان1: 3). «که در آنها قبل رفتار می‌کردید بر حسب دوره این جهان بر وفق رییس قدرت هوا یعنی آن روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل می‌کند»(افسسیان2: 1). « پس از این به بعد غریب و اجنبی نیسـتید بلکه هـموطن مقـدسین هستـید و از اهـل خـانه خـدا» (افسسیان2: 19).&lt;br /&gt;عیسای مسیح در انجیل لوقا باب 11: 24- 26 آموزش داد که وقتی روح پلید از آدمی بیرون می‌آید دوباره کوشش می‌کند وارد آن شخص گردد؛ ولی این اتفاق زمانی می‌افتد که خانه قلب شخص خالی باشد. ولی نکته در اینجاست که خانه قلب ما مسیحیان خالی نیست، بلکه روح‌القدس وارد وجود ما می‌گردد؛ روح‌القدسی که بزرگتر است از آنکه در جهان است(اول یوحنا 4: 4). بدن ما هیکل روح‌القدس است(اول قرنتیان6 : 19) و روح پلید نمی‌تواند در جایی ساکن شود که روح‌القدس وجود داشته باشد. عیسی در انجیل لوقا باب یازدهم آموزش داد که شیطان مانند مردی زور آور است، ولی از سوی دیگر روشن کرد که خودش زورآورتر از اوست. بدین معنی که او را می‌بندد و اموالش را تقسیم می‌کند. و اگر زور آورتر از شیطان در ما ساکن باشد، چگونه امکان دارد که فرشتگانش بتوانند با عیسای مسیح و روح‌القدسی که در ماست همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و ککشان نگزد؟&lt;br /&gt;اما پرسش اینجاست که اگر مسیحیان نمی‌توانند در بند روح پلید باشند، چرا گاهی دچار ضعف‌ها و عادت‌هایی هستند که آنان را آن‌سان که پیداست گرفتار کرده و به نظر می‌رسد که نیاز به رهایی ویژه دارند؟ پاسخ را پولس فرستاده در رساله به رومیان باب هفتم و رساله به غلاطیان باب پنجم می‌دهد. هر چند که قلب ما از سر نو مولود شده، ولی افکار و نفس ما نیاز به دگرگونی تدریجی دارد. و بر پایه رومیان 12: 1- 2 و یعقوب1: 18- 22 وظیفه ما این است که با مطالعه سخن خدا و دعا و فرمانبرداری کردن از احکام ایزدی هر روزه نفس خود را پاک نماییم و اجازه دهیم که روح خدا زندگی ما را در دست خود بگیرد. &lt;br /&gt;هر چند که خداوند گناهان ما را آمرزیده و قلب ما را عوض کرده، ولی شوربختانه یاد‌آوری گناهانی که در گذشته انجام داده‌ایم همواره با ماست، زیرا قسمتی از حافظه ما را در بر می‌گیرد. گناهـان بدنـی از قبـیل زنـا هـرگز فراموش نمی‌شـوند. نارسایی‌های فرهنگی و جامعه بسته ایرانی مایه گردیده که در بسیاری موارد تجاوزات و کژی‌های جنسی، همجنس بازی و کتک کاری والدین که بسیاری از هم‌میهنان ما در دوران کودکی گواه آن بوده‌اند کارایی منفی بر روند زندگی کنونی آنها داشته باشد. گاهی یاد‌آوری آن ایام حتی بعد از باورآوردن به مسیح ما را آزار می‌دهد و مایه دلشکستگی می‌شود.&lt;br /&gt;راه آزاد شدن از آنچه در گذشته بر ما واقع شده، پیوستن به انجمن‌ها و اجتماعاتی نیست که ادعا می‌کنند شیطان را می‌بندند، نهیب می‌دهند و ارواح پلید را به هاویه می‌فرستند. هیچ کدام از این اعمال در کتابمقدس یافت نمی‌شود و تنها برای زمانی مایه خودفریبی ما می‌گردد و به اصطلاح ما را قلقلک روحانی می‌دهد. بسیاری از کسانی که ادعای اخراج جن می‌کنند گرفتار بیماری‌های گوناگون هستند، یا در پایه‌ریزی و ادامه زندگی زناشویی شکست خورده‌اند. اگر خیلی ادعایشان می‌شود چرا نمی‌توانند چاره‌ای برای درمان درد خود پیدا کنند و تنها با ارواح اخلاقی و عادتی دیگران کلنجار می‌روند؟ به راستی که مساییلی از این دست ما را به یاد واپس‌گرایی سده‌های میانی و دوران تاریک کلیسا می‌اندازد که رنگ تجدد بر خود گرفته و امروزی شده است.&lt;br /&gt;آموزش موهوم بستن شیطان که روی برداشت نادرست از انجیل متی باب 18: 18- 20 پایه‌گذاری شده هیچ‌گونه بنیاد کتابمقدسی ندارد. با نگرش به دانش برداشت درست از کتابمقدس که باید معنی را در متن آیه‌های قبل و بعد جستجو نماییم، مقصود عیسای مسیح در آیه‌های مزبور اقتدار و حاکمیت کلیسا در زمینه تأدیب عضو خاطی است، به گونه‌ای که تصمیم کلیسا بر روی زمین مورد تأیید خداوند در آسمان قرار می‌گیرد. و با نگرش به یوحنا20: 23 و اقتداری که مسیح به شاگردانش می‌دهد پی‌می‌بریم که اگر قرار است بستن در کار باشد، این بستن مربوط به گناهان مردم است نه خود شیطان. بستن شیطان در گستره اقتدار و اختیار ما نیست و خود خداوند در پایان زمان او را برای همیشه خواهد بست(مکاشفه 20: 3 و10).&lt;br /&gt;از سوی دیگر، در حالی که عیسای مسیح ارواح‌ پلید را‌ در هیچ مورد به هاویه نفرستاد و پیش از زمان مقرر که پایانی زمان باشد معذب نکرد، چگونه ما این ادعا را می‌کنیم که اختیار بر فرستادن جن‌ها و دیوها به هاویه داریم؟(متی 8 : 29 و لوقا 8 : 31) مگر نه اینکه حتی میکاییل، رییس فرشتگان جرأت نکرد حکم افترا بر ابلیس بزند و از خدا خواست که او را سرزنش فرماید؟(یهودا 9) و همچنین در کتابمقدس می‌خوانیم که تنها خدا می‌تواند شیطان را نهیب نماید(زکریا 3 : 2)، پس چگونه درکمال گستاخی پا را از گلیم خود فراتر می‌گذاریم و مدعی بستن و نهیب دادن و نابودی شیطان می‌شویم؟ آیا به راستی او بسته می‌شود، که اگر چنین است بیایید او را برای همیشه ببندیم تا از شرش راحت شویم!&lt;br /&gt;شوربختانه کسانی که خودباوری ندارند و سست اراده هستند یا خیلی زود تحت کارایی پیرامون خود قرارمی‌گیرند، به مدعیان بیرون کننده ارواح پلید فرصت می‌دهند که با تعریف از خود و ارواح انبوهی که به گمان خودشان در گذشته اخراج کرده‌اند، ذهن آنها را تسخیر کنند. از این رو، زمینه برای قدم پس از آن که تجربه احساسی است فراهم می‌شود؛ به گونه‌ای که شخص اخراج کننده اظهار می‌دارد که اگر پس از دعای من احساس کردید چیزی در بدنتان حرکت کرد پس بدانید که این جن است. ترس حاصله از پی بردن به وجود روح پلیدی که به اصطلاح سال‌ها در شخص بوده و از آن اطلاعی نداشته مایه می‌شود که داد و فریاد راه بیاندازد که بدیـن روش شخـص اخراج کننده بـه مقصودی که داشت می‌رسد.&lt;br /&gt;کسانی که پس از مسیحی شدن و پیوستن به کلیسا گمان می‌کنند که دارای جن، روح پلید یا دیوهایی بوده‌اند که از آنها آزاد شده‌اند، پس از زمانی درمی‌یابند که گویا همان عادت‌ها و اسارت‌های اخلاقی گذشته دوباره بر آنها چیره گشته است. چنین به نظر می‌رسد که کارایی اخراج جن، گذرا بوده و دوباره دنبال فرصتی می‌گردند که در نشست به اصطلاح بیداری روحانی، کنفرانس کلیسایی و یا فلان کسی که مسح ویژه در این زمینه دارد شرکت کنند تا این بار برای همیشه از دست ارواح پلید خلاص شوند. این طرز تفکر جلوی رشد روحانی آنها را می‌گیرد.&lt;br /&gt;به جای اتلاف وقت و خودفریبی بهتر است که به سخن خدا مراجعه کنیم و چاره را در آن بجوییم. کتابمقدس به روشنی آموزش می‌دهد:«پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه‌ای است؛ چیزهای کهنه در گذشت و اینک همه چیز تازه شده است»(دوم قرنتیان5 : 17). وظیفه ما این است که آن انسانیت تازه را که یافته‌ایم، بپوشیم. «و انسانیت تازه را که به صورت خدا در عدالت و قدوسیت حقیقی آفریده شده است، بپوشید»(افسسیان 4 : 24). این انسانیت تازه روز به روز در ما تا به معرفت کامل رشد می‌کند(کولسیان3 : 10). سخن‌ خدا به‌ ما دلگرمی می‌دهد که جنگ نیکوی باور را بکنیم و در جهاد با گناه تا به حد ریخته شدن خونمان پایداری کنیم(اول تیموتاؤوس6 : 12 و عبرانیان12: 4).&lt;br /&gt;راه رویارویی با خاطرات بد گذشته جایگزین کردن آنها با افکار مثبت بر پایه کتابمقدس است. «هر چه راست باشد و هر چه مجید و هر چه عادل و هر چه پاک و هر چه جمیل و هر چه نیک نام است و هر فضیلت و هرمدحی که بوده باشد، در آنها تفکر کنید(فیلپیان4: 8). هنگامی که افکار ما از کلام خدا لبریز می‌شوند دیگر جایی برای یادآوری خاطرات تلخ گذشته باقی نمی‌ماند. شوربختانه کسانی که مطالعه درست و شایسته ازکتابمقدس ندارند و به جایگاه آن در روند رشد روحانی پی نبرده‌اند بیشتر گرایش به جریانات احساسی‌ دارند و شیفته خرافات می‌شوند. بیایید سخن خدا را در زندگی خودمان پاس بداریم و از آن فرمانبرداری کنیم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6869234255296326296?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6869234255296326296/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6869234255296326296&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6869234255296326296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6869234255296326296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/10/blog-post_25.html' title='مسیحیان جن‌زده؟ این دیگه چه بازاریه که راه افتاده؟!'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TMVcBe6JNII/AAAAAAAAAfk/v2aUh_yULRc/s72-c/FFD2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2137346920550376462</id><published>2010-10-10T19:38:00.001+02:00</published><updated>2010-10-10T19:39:23.799+02:00</updated><title type='text'>اعتقاد نامه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TLH6AHTkXHI/AAAAAAAAAfg/ySILQvjIfmQ/s1600/maslub.png" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" ex="true" height="156" src="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TLH6AHTkXHI/AAAAAAAAAfg/ySILQvjIfmQ/s400/maslub.png" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2137346920550376462?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2137346920550376462/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2137346920550376462&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2137346920550376462'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2137346920550376462'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='اعتقاد نامه'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TLH6AHTkXHI/AAAAAAAAAfg/ySILQvjIfmQ/s72-c/maslub.png' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-3956611044587786860</id><published>2010-09-28T10:33:00.001+02:00</published><updated>2010-09-28T10:35:57.283+02:00</updated><title type='text'>ملاقات با خدا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TKGoD0V4vLI/AAAAAAAAAe0/sGNsFReFV4U/s1600/psalm27_1_12.gif" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="640" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TKGoD0V4vLI/AAAAAAAAAe0/sGNsFReFV4U/s640/psalm27_1_12.gif" width="233" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-3956611044587786860?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/3956611044587786860/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=3956611044587786860&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3956611044587786860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/3956611044587786860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/09/blog-post_28.html' title='ملاقات با خدا'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TKGoD0V4vLI/AAAAAAAAAe0/sGNsFReFV4U/s72-c/psalm27_1_12.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4409639737767370126</id><published>2010-09-12T09:12:00.001+02:00</published><updated>2010-09-12T09:16:17.338+02:00</updated><title type='text'>بدهکار طلبکار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TIx-NXLDyGI/AAAAAAAAAes/ReiXlXjPw-A/s1600/maslub.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" ox="true" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TIx-NXLDyGI/AAAAAAAAAes/ReiXlXjPw-A/s320/maslub.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;یکی از مهمترین روشهای آموزشی که مسیح در خدمت پر جلال خویش در امر تعلیم و تربیت شاگردان در پیش گرفت استفاده از داستانها و مثلها بود. مسیح خداوند حقایق عمیق زندگی الهی را و نکاتی که در رابطه با رستگاری آدمیان بود را در قالب داستانهای ساده و قابل لمس برای شاگردان و شنوندگانش بیان می کرد و همین امر باعث شده است که وقتی اناجیل را مطالعه می کنیم با اقیانوسی از مفاهیم ناب همیشه قابل ارجاع مواجه می شویم که دائما عطر و معنایی تازه را به یاری روح مکشوف گر خدا یعنی روح القدس و مطالعه دقیق و تحقیق به ما عطا می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از این مثلهای عمیق مسیح که می توان از آن مفاهیمی بسیار بنیادی را آموخت مثلی است که تحت عنوان بنده و یا خادم بی رحم در انجیل متی باب ۱۸ آیات ۲۳ تا ۳۴ وجود دارد . این مثل زمانی توسط مسیح ایراد گردید که پطرس حواری از مسیح خداوند درباره آمرزش دیگران و بخشش سوال کرد. در این مثل اهمیت بخشیدن دیگران به شکلی بسیار اعجاب انگیزی و متحیر کننده بیان شده است. مسیح در این مثل بخشیده شدن و آمرزش گناهان را در گرو بخشیدن دیگرانی که به ما بدی کرده اند بیان داشته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آیه ۲۴ شخصی بدهکار( استعاره ای از گنهکار بودن) ده هزار قنطار بدهکاری به پادشاه داشت. از آنجاییکه هر قنطار معادل دستمزد پانزده سال یک کارگر بود این رقم رقمی غیر قابل پرداخت برای این بدهکار به پادشاهی بود که می خواست این شخص حساب خود را به او بپردازد و می بینیم زمانی که نه تنها او بلکه زن و فرزند و دارایی اش را باید به اسیری می فروختند تا بدهکاری او به پادشاه ادا شود خادم نزد پای ارباب به زانو در افتاد( آیه ۲۶) و با التماس از او درخواست مهلت کرد تا قرض خود را ادا کند( دقت نماییم که فقط مهلت خواست). باید توجه داشت که این بنده و خادم از او حتی طلب بخشایش این بدهکاری را نکرد بلکه طلب مهلت تا شاید بتواند قرض خود را ادا کند اما شگفت انگیز رحم وبخشایش این ارباب است که در آیه ۲۷ بیان شده است:" پس دل ارباب به حال او سوخت و قرض او را بخشید و آزادش کرد(آیه ۲۷)". اما درست زمانی که باید این خادم بدهکار به عمق این رحمت پی ببرد، آن را درک نکرد. او که دمی پیش می بایست به حق، خود و زن و فرزندانش به خاطر بدهکاری به یغما میرفتند و فروخته می شدند توسط این ارباب دلرحم که از درخواست این خادم نیز پیشی گرفته بود و تمام طلب خویش را بخشید به جای این که به او مهلت دهد کاملا بخشیده شده اما در عوض این خادم سخت دل هنوز گویی به بدهکاری خویش می اندیشید و بخشش پادشاه را اصلا نفهمیده بود زیرا که فورا وقتی از آنجا بیرون می رفت (آیه ۲۸) همکاری را دید که تنها صد دینار به او بدهکار بود یعنی در واقع دستمزد یک روز کارگر که در مقایسه با قرضی که این خادم (ده هزار قنطار) به پادشاه داشت یعنی پانصد هزار برابر، رقمی ناچیز به شمار میرفت . به عبارت دیگر اگر به مقیاسهای فرهنگ ایرانی زمان بخواهیم مقایسه ای ساده برقرار کنیم ۱۰۰ تومان ناقابل در برابر ۵۰ میلیون تومان بدهکاری به پادشاه قرار می گیرد. اما می بینیم که این خادم سخت دل و بیرحم در این آیه ۲۸ چگونه گلوی همکار خویش را برای این صد تومان می فشارد و حتی به التماس او که از وی نه بخشش بدهکاری بلکه مهلت می خواست برای پرداخت این صد تومان (یک دینار) توجهی نکرد و این همکار مقروض را برای چنین مبلغ ناچیزی به زندان انداخت تا قرض خویش را ادا کند(آیه ۳۰) در حالیکه دمی پیش خود ۵۰ میلیون تومان به پادشاه بدهکاری داشت. اما قصه به اینجا ختم نمی شود و زمانی که ماجرا به گوش پادشاه دل رحم و بخشاینده میرسد او را احضار کرده و چنین می گوید:"ای خادم شرور مگر من محض خواهش تو تمام قرضت را نبخشیدم؟ آیا نمی بایست تو نیز بر همکار خود رحم می کردی، همانگونه که من بر تو رحم کردم؟"(آیه ۳۲-۳۳). در نهایت این خادم سخت دل به زندان افکنده می شود تا شکنجه شود و تا همه قرضی را که در ابتدا بخشیده شده بود را باز بپردازد و نکته متحیر کننده این مثل در این است که در آیه ۳۵ مسیح خداوند نیز عملکرد خدا با ما را به این مثل و رویکرد خدا تشبیه می کند و می فرماید:" به همین گونه نیز پدر آسمانی من نیز با هر یک از شما رفتار خواهد کرد، اگر شما نیز برادر خود را از دل نبخشید."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قصه دردناک این خادم سخت دل آیا گاهی شباهت به ما ندارد زمانی که دشمنان و بدتر از آن دوستان و حتی بسی درد آور تر عزیزان و حتی اعضای خانواده خود را نمی بخشیم و یا در لزوم بخشیدن آنها تردید داریم؟ شاید مشکل این خادم در این بود که در حالیکه در وهله اول پادشاه بدهکاری او را کاملا بخشیده بود او هنوز در فکر مهلتی بود که در ابتدا از پادشاه برای پرداخت بدهی خویش طلب کرده بود و برای همین نیز گلوی همکار بدهکار خویش را برای پرداخت بدهی چنان فشرد. شاید این خادم سخت دل هنوز متوجه فیض بلاعوض و بخشایش پادشاهی نشده بود که سخاوتمندانه به کلی از طلب خویش که بسیار و غیر قابل پرداخت بود گذشت و کاملا او را عفو کرد در حالیکه این خادم تنها مهلت خواسته بود. گاهی ما نیز به دنبال طلب های کوچک خود از دیگران هستیم زیرا که به تمام و کمال این حقیقت را که خدا در مسیح ما را بخشیده است را درک نکرده ایم. شاید ما هنوز به دنبال مهلت هستیم که قرض خود را به خدا کاملا بپردازیم در حالیکه چنین کاری غیر ممکن و عبث است زیرا ما هرگز قادر نیستیم که قرضهای بی نهایت خود( ده هزار قنطار به عنوان مثل در این داستان) را به خدا بپردازیم. از این رو با همین دیدگاه و نگرش قاصر از درک بخشیده شدن به دیگران نگاه می کنیم و به دنبال طلب های خود هستیم. بهتر است که بدهی خود به خدا را از دیگران طلب نکنیم زیرا که بدهی های ما در صلیب مسیح توسط خدایی فیاض و رحیم، محض ایمان به او و کار عظیمش در جلجتا بخشیده شده است حال ما باید بر تکیه و با استفاده از برکت حیات تازه و بخشیده شدن، دیگران را نیز ببخشیم تا خدا نیز در نهایت در روز جزا ما را در زمره بخشیده شدگان خویش قرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معمولا نزدیک ترین کسان به ما عمیق ترین زخمها را به ما وارد می کنند کسانی چون پدر و مادر، زن و شوهر، برادر و یا خواهر. اما حقیقت این است که ما گاهی در بخشش دشمنان راحت تر عمل می کنیم تا بخشش عزیزان زیرا عنصر احساس و توقع گاهی این زخمها را عمیق تر از آنچه که هستند به ما می نمایانند و به حق هم شاید چنین باشد و به همین دلیل بخشش عزیزان از دشمنان گاهی سخت تر است. پس بهتر است که در این صورت با تمرکز و آگاهی و به یاد آوردن مداوم بخشش شفا بخش خدا که خدا تمامی قرضهای ما و بدهکاری ها و شرارت های آشکار و خصوصا پنهان ما را در مسیح بخشید، خود را از این زخمها آزاد سازیم. به یاد آوری بخشش خدا حقیقتا شفا بخش است و قادر است تا هر درد پنهان و آشکار را شفا بخشد. کافیست در آن زندگی کنیم و به یاد آوریم. در درجه دوم شاید به یاد آوردن این حقیقت که چقدر دشمنان و خصوصا دوستان ونزدیکان ما به این بخشایش احتیاج دارند ما را کمک کند تا آنها را ببخشیم تا هم آنها از زیر دین ما آزاد شوند و هم از همه مهمتر خود آزاد شویم تا مجبور نباشیم گلوی آنها را بفشاریم و برای پرداخت قرضهایشان آنها را به زندان افکنیم زیرا که در آنصورت این ما هستیم که نهایتا توسط پادشاه، داور عادل به زندان افکنده خواهیم شد برای آن قرض غیر قابل جبرانی که به او بدهکاریم. ما در مسیح بخشیده شده ایم پس مانند بخشیده شدگان دیگران را نیز باید ببخشیم هر چند که سخت و در ظاهر غیر قابل اجرا باشد. دعا کنیم تا خدا ما را یاری نماید تا به جای آنکه بخواهیم بدهی های خود به خدا را که بخشیده شده است را از دیگران طلب کنیم، بدهی های دیگران به خود را ببخشیم تا خود نیز آمرزیده شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند ما بیا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کیوان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4409639737767370126?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4409639737767370126/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4409639737767370126&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4409639737767370126'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4409639737767370126'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='بدهکار طلبکار'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TIx-NXLDyGI/AAAAAAAAAes/ReiXlXjPw-A/s72-c/maslub.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6700798801615431436</id><published>2010-08-15T18:27:00.001+02:00</published><updated>2010-08-15T18:27:31.466+02:00</updated><title type='text'>چه چیز مایه تبسم خدا میگردد؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TGgVP04xM1I/AAAAAAAAAec/eARnYfr22vI/s1600/merabantarin.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TGgVP04xM1I/AAAAAAAAAec/eARnYfr22vI/s320/merabantarin.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;باشد که خداوند با تبسم بر تو بنگرد. اعداد۶ : ۲۵&lt;br /&gt;لبخند و شادمان ساختن خدا باید هدف زندگیتان باشد.&lt;br /&gt;مهمترین وظیفه ما این است که خداوند را خشنود سازیم. کتاب مقدس میفرماید" بکوشید تا آنچه خداوند را خشنود میسازد، دریابید." افسسیان ۵ : ۱۰&lt;br /&gt;خوشبختانه کتاب مقدس نمونه روشن و واضحی از زندگی که مایه خشنودی خداست، به ما ارائه میدهد. و آن زندگی شخصی است بنام نوح.&lt;br /&gt;در دوران نوح تمام دنیا فاسد شده بودند، هر کسی برای رضایت خودش و نه برای رضاین خدا زندگی میکرد. خدا نتوانست هیچ کس را برروی زمین پیدا کند که به رضامندی خدا تمایل داشته باشد، بنابراین او اندوهگین و متاسف شد که انسان را آفرید. خدا  چنان از انسان دلخورشد که تصمیم گرفت آنرا از بین ببرد. ولی یک نفر بود که خدا را شادمان میساخت. کتاب مقدس میفرماید&lt;br /&gt;" اما نوح در نظر خدا التفات یافت " پیدایش ۶ : ۸&lt;br /&gt;خدا چنین فرمود" این شخص مرا خشنود میسازد. او باعث شادمانی من میشود. من از خانواده نوح، نسل جدیدی بوجود خواهم آورد." چون در گذشته نوح خدا را خشنود گردانید، امروز من و شما زنده هستیم. از زندگی نوح ما ۵ نکته پرستشی را می اموزیم که مایه خشنودی خدا میشود.&lt;br /&gt;۱- خدا شادمان میشود وقتیکه ما او را تا به انتها محبت نماییم. زمانیکه هیچ کس خدا را دوست نمیداشت، نوح خدا را بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا محبت مینمود. " او(نوح) تنها مرد درستکار و خداترس زمان خودش بود و همیشه میکوشید مطابق خواست خدا زندگی کند" پیدایش ۶ : ۹&lt;br /&gt;برقرار داشتن رابطه بالاترین چیزیست که خدا از ما انتظار دارد. این مهمترین حقیقت مبهوت کننده در دنیاست که خالق ما خدا، مایل است با ما مشارکت داشته باشد.&lt;br /&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;a href="http://www.khanehema.com/index.php/taamolrohani/tajarobe-rohani/338-tabasome-khoda.html"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; ادامه مطلب...&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6700798801615431436?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6700798801615431436/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6700798801615431436&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6700798801615431436'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6700798801615431436'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='چه چیز مایه تبسم خدا میگردد؟'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TGgVP04xM1I/AAAAAAAAAec/eARnYfr22vI/s72-c/merabantarin.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6904995601464369401</id><published>2010-07-17T16:34:00.003+02:00</published><updated>2010-07-17T16:36:06.307+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.sama.tv/tv/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=121:pdg&amp;amp;catid=44:researches&amp;amp;Itemid=115"&gt;&lt;img border="0" height="326" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TEG_LCmkE4I/AAAAAAAAAeU/IXS4G1674mM/s400/grtet.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://www.sama.tv/tv/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=121:pdg&amp;amp;catid=44:researches&amp;amp;Itemid=115"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6904995601464369401?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6904995601464369401/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6904995601464369401&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6904995601464369401'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6904995601464369401'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/07/blog-post_17.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TEG_LCmkE4I/AAAAAAAAAeU/IXS4G1674mM/s72-c/grtet.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7874771916704009726</id><published>2010-07-08T19:43:00.000+02:00</published><updated>2010-07-08T19:43:10.112+02:00</updated><title type='text'>هر روز بمیر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TDYOFjqUeWI/AAAAAAAAAeM/z7tyyuEfJag/s1600/LiftUpTheCross1c-1.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="150" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TDYOFjqUeWI/AAAAAAAAAeM/z7tyyuEfJag/s200/LiftUpTheCross1c-1.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;خیلی ها فکر میکنند که " مردن در خود " است که دردناک است مرگ زمانی دردناک است که در مقابل آن مقاومت میکنی. تصوراتت شکلی بدتر از واقعیت مرگ را در ذهنت خلق میکنند. خودپسندی تو با تمام قدرتش میجنگد که زنده بماند. همچنانکه از برون می میری می بایست از درون خود هم بمیری. بگذار آنچه را که در درونت از خداوند متولد نشده، بمیرد.&lt;br /&gt;صلیب خود را حمل کن. آیا میدانی این به چه معناست؟&lt;br /&gt;به این معنا که بیاموزی خود را همانگونه که هستی ببینی و ضعفهای خود را بپذیری تا اینکه خداوند را راضی به شفای خود کنی. هدف اصلی آن است که با خود صبور بوده، همچنانکه با همسایه ات صبور هستی. اگر هر روز به مقدار کمی در زندگیت بمیری، روز آخر خیلی نگران نخواهی بود.&lt;br /&gt;خودپسندی نگرانی بزرگی را برایت ایجاد میکند، تعجبی ندارد که از آینده واهمه داری. صبور باش و اجازه بده که دیگر دوستان مسیحیت تو را کمک کنند. مرگ هر روزه در تو، ابهت مرگ در روز آخر را از بین خواهد برد و مرگ نهایی ات همانند خواب رفتن خواهد شد. چقدر خوشبخت است آن کسی از شما که مرگش همانند خوابی آرام است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرایط سخت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند نمیخواهد که تو را مایوس و ضایع گرداند. شرایط سخت را با جان و دل پذیرا شو حتی زمانیکه حس میکنی که این شرایط تو را در خود غرق کرده است. اجازه بده که خداوند شخصیت تو را از طریق وقایعی که در زندگیت وارد میکند شکل دهد. این مسائل تو را در جهت خواست خداوند انعطاف پذیر میکنند. وقایع زندگی مانند یک کوره برای قلب است، تمام نا خالصی هایت ذوب شده و تمام روشهای گذشته از بین میروند.&lt;br /&gt;هنگامیکه پی به اشتباهت برده و احساس حقارت و خواری میکنی آنوقت کاملا متوجه میشوی که خودپسندیت هم تا چه حد حساس شده است. دردی را که در ناکاملی خود می بینی بدتر از خود اشتباهات توست. مشکل این است که بخاطر اشتباهات خودت بیشتر کلافه و ناراحت میشوی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیاموز که با وجودت آنطوری که هست زندگی کنی بدون اینکه از دست خویش ناراحت شوی. اگر اینگونه کنی به زودی آرامش خواهی یافت.&lt;br /&gt;زیر و بم های زندگیت را تحمل کن. در پس تمام این مسائل ناراحت کننده دست خداوند را بعنوان اداره کننده این رویدادها ببین. بدان که خداوند از طریق شرایط بد و خوب تو را تعلیم میدهد.&lt;br /&gt;مشکلات تحمیلی خداوند بی شک برنامه تو را خراب کرده و مخالف آنچه که میخواهی است اما بی شک این مشکلات تو را بطرف خداوند هدایت میکند. در مقابل خداوند بایست و خواسته ات را به او تسلیم کن. میل و خواست غیرقابل انعطاف تو می آموزد که چگونه انعطاف پذیر شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چه از خداوند میرسد ثمره خوبی خواهد داشت. بعضی مواقع دردسرهایی که تو را آرزومند خلوت و انزوا میکند بهتر از هر گونه منزوی شدن دیگری متواضعت میکند. از هر لحظه از زندگیت برای تکامل استفاده کن.&lt;br /&gt;بعضی مواقع یک کتاب مهیج و یا یک زمان رغبت برانگیز و الهام بخش در دعا، و یا یک بحث عمیق درباره موضوعات روحانی میتواند تو را کاملا ارضای روحی کند. آنوقت باور میکنی که بیشتر از چیزی که خود تصور میکردی جلو هستی.&lt;br /&gt;بحث در رابطه با صلیب اصلا مثل تجربه عملی آن نخواهد بود. پس بخاطر بسپار که در جستجوی شرایط سخت نباشی اما وقتی آمدند آنها را با صبوری و در آرامش بپذیری.&lt;br /&gt;برای تو آسان است که خود را بفریبی.&lt;br /&gt;خداوند را در یک کاخ و یا قلعه ای سفید در دوردست جستجو نکن، او در درون تمام وقایع زندگی که برایت روی میدهد وجود دارد. به مشکلات و دردسرهای گذشته ات بنگر تا او را بیابی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از کتاب قلب جستجوگر&lt;br /&gt;نویسنده: فیلسوف و عارف مسیحی: فنولون&lt;br /&gt;گردآوری: راشین سایروس&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7874771916704009726?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7874771916704009726/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7874771916704009726&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7874771916704009726'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7874771916704009726'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='هر روز بمیر'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TDYOFjqUeWI/AAAAAAAAAeM/z7tyyuEfJag/s72-c/LiftUpTheCross1c-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4962006714492664879</id><published>2010-06-11T23:59:00.000+02:00</published><updated>2010-06-11T23:59:22.135+02:00</updated><title type='text'>خـانه سـه طـبـقـه پـنـطیکاسـت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TBKxk2--jHI/AAAAAAAAAdU/QStlT6JW57A/s1600/pentecost.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="120" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TBKxk2--jHI/AAAAAAAAAdU/QStlT6JW57A/s200/pentecost.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;من میخواهم در روز پنطیکاست که روز جاری شدن روح القدوس برکلیسا میباشد توجه شما را به یک خانه سه طبقه ای جلب کنم که سه نوع شخصیت متفاوت در طبقات مختلف آن زندگی میکردند. چنانکه میدانید بعد ازقیام ازمردگان مسیح به زیاده از پانصد نفر ظاهر شد و فرمود منتظر آمدن روح القدوس بعنوان تنها راه دریافت قدرت مسیحی بودن باشید. ازطرف دیگر در همان ایام ازطرف شورای مذهبی کاهنان در اورشلیم فشار بر مسیحیان بسیار شدید بود که یـا از مسیحیت برگردند و یـا از تمامی حقوق طبیعی و اجتماعی خود محروم شوند و یا در صورت ادامه ایمان به عیسی مسیح قیام کرده کشته شوند . و حالا پانصد نفری که مسیح بطور زنده بر آنها آشکار شده بود به خانه فوق آمدند و هرکدام تصمیم گرفتند در طبقه خاصی از آن ساکن بشوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه اول صد و بیست نفر از آن پانصد نفر بودند که گفتند چون ما به وعده عیسی مسیح مبنی بر آمدن روح القدوس حقیقتا ایمان داریم و میخواهیم از روح القدوس پر بشویم و رویای عظیم و نجاتبخش عیسی مسیح را زندگی کنیم و تعلیم زنده او را سرمشق حیات امروز و فردایمان قرار دهیم بنابراین ما به تنها خواندن و حفظ کردن کلام خدا اکتفا نمیکنیم بلکه احتیاج به قدرت روح القدوس برای شاهد امین مسیح بودن داریم پس ما به طبقه بالا میرویم و رفتند به بالاخانه و در اتحاد صمیمی و دوستانه با همدیگر شروع کردند به دعا و پرستشی که تا آمدن روح القدوس همچنان ادامه یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه دوم گفتند این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. سمبه خیلی پر زوره پهلوان هم زنده خوشه. این شورای مذهبی کاهنان سازمان خیلی عجیب غریب و پیچیده ای ست. باورکن اگر پشه تو دلش یک نیتی بکنه اینها میفهمند. اینها صاف تو چشمات نگاه میکنند و اگر فقط بو ببرند که مسیحی هستی یا یک روزی فکر میکردی که کاش مسیحی میشدی خودت و خانوادت و جد آبادت را حتی اگر سالها قبل هم مرده باشند از گور بیرون میکشند و همگی را دست جمعی اعدام میکنند پس کلاهتو سفت بگیر که باد نبره ما یکی که نیستیم حالا اگردر آینده فرجی شد اونوقت شاید خودمون رو آفتابی بکنیم فعلا هوا پسه. بنابرین اینها طبقه زیر را انتخاب کردند و رفتند به زیر زمین تاریک و نمناک و خودشان را در زنجیر ظلمت و تاریکی و رعب و وحشت از ترس کاهنان یهود پنهان کردند و حتی اگر فامیلشان هم احوالی ازآنها میپرسید در حالیکه سرشان را زیر بالش قایم کرده بودند میگفتند ما نیستیم راستش از اول هم نبودیم اصلا به دیگران بگوئید ما مردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما گروه سوم گفتند شما ها خیلی پخمه و ساده اید باید سیاست داشته باشی تا اموراتت بگذره. هرکاری راهی داره هر قفلی کلیدی و هر قالی ای رگ خوابی داره. کاهنان هم که از کرات زحل و کیوان و مریخ نیامدند بچه همین کره خاکی هستند بالاخره یکجوری میشه فهمید که مزه دهنشان چیه. اصلا بهشون میگیم شما اول جمله را بگید ما آخرش رو میگیم شما بگید مرگ ما میگیم باد شما بگید زنده ما میگیم باد هر چی شما بگید همان درسته. از قدیم گفتند خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. سعی کنید از جماعت عقب نمانید اگر شب از درد گرسنگی نتواستی بخوابی صبح دنبه گوسفند به سبیلات بکش بگو دیشب عجب بره کبابی بود عقل مردم به چشمشونه. ختم کلام نون رو باید به نرخ روز بخورید عیسی مسیح هم خیلی آقاس خودش از دل ما خبر داره و میدونه ما مخلصش هستیم احتیاجی به گفتن نداره خودش میدونه هر روز صبح که بیدار میشیم یواشکی توی دلمون میگوئیم الهی به امید تو. به یکی از همکارای ارمنی مون هم گفتیم اگه رفتید کلیسا تون یک شمعی هم طوریکه کسی نفهمه از طرف ما روشن کن.عزیز خوشبختی رمز و رازی داره رمز خوشبختی یعنی دم کدخدا را ببین بعدا ده را بچاپ اینطوری هم دنیا رو داری هم عاقبت بخیر میشی. بنابراین اینها طبقه هم کف را انتخاب کردند و مثل آفتاب پرست با هر احساسی رنگی عوض میکردند شنبه ها کاهن تراز قیافای کاهن بودند یکشنبه ها هم مسیحی تر از یوحنا و پطرس و مابقی هفته هم در امور مالی دست میرزا یعقوب کلیمی و یهوادی خزانه دار مسیحی را از پشت میبستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بالاخره روز پنطیکاست فرا رسید و روح القدوس جاری شد و منتظرینی که وعده خدا را باور کرده بودند را لبریز کرد و آنها نیز منشا بیداریهای روحانی عمیقی شدند و دنیای خودشان را بحرکت در آوردند. روح القدوس چنان آتشی بپا کرد که شعله هایش بعد از دوهزار سال هنوز هم سر به فلک میزند و اعماق و درون شاعران و عارفان و عاشقان هر نژاد و قوم و ملیتی را در لهیب شعله هایش میسوزاند تا آنجا که خواجه حافظ شیرازمان ناگزیراست سکوت را بشکند و پرده از راز تجربه شعله ور شدن با عشق روح القدوس بر دارد و فریاد زند فیض روح القدوس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بخش را با تمرکز بر روی یک سوال خاتمه میدهم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و سوال این است امروز همین حالا من و شما در هنگام حرکت طوفان برانگیز روح القدوس بر کار حصاد عظیم ملکوت پدر آسمانی مان و جاری شـدنـش بر جماعتهای مشـتاق و مشغول خدمت و لبریز کردن دلهای پرستندگان حقیقی اش کجا قرار گرفته ایم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به راستی شما ساکن کدام طبقه خانه پنطیکاست هستید؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4962006714492664879?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4962006714492664879/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4962006714492664879&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4962006714492664879'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4962006714492664879'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/06/blog-post_11.html' title='خـانه سـه طـبـقـه پـنـطیکاسـت'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TBKxk2--jHI/AAAAAAAAAdU/QStlT6JW57A/s72-c/pentecost.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6552925053841851537</id><published>2010-06-07T18:01:00.001+02:00</published><updated>2010-06-07T18:03:09.044+02:00</updated><title type='text'>زندگی ما به دعا بستگی دارد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TA0XmHWnbJI/AAAAAAAAAdM/qpDLf-JNRNc/s1600/Focus+Magic+Test+Image.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" qu="true" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TA0XmHWnbJI/AAAAAAAAAdM/qpDLf-JNRNc/s320/Focus+Magic+Test+Image.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;عیسی خداوند، تو را خیلی دوست دارم. تو مرکز زندگی من هستی و بدون تو نمی توانم زندگی کنم. محبت و رحمت تو مرا برکت داده، نگذار حتی یک روز بدون تو زندگی کنم. زندگی مرا در دستهایت بگیر و از من استفاده کن. بگذار پرستش من مانند عطر خوشبویی در حضور تو باشد. هر آنچه می گویم یا انجام می دهم پرستشی باشد برای نام پر جلال تو. با کلامت مرا رهبری و هدایت کن و قلب مرا از اراده ات در زندگی ام آگاه ساز. من خیلی بیشتر از آنچه که کلمات قادر به بیان آن هستند مشتاقم که تو را بشناسم. بگذار در تو توسط آمدن به حضور تو و صحبت کردن مداوم با تو، به تمام هدفهایم برسم. تو عظیم هستی و من مشتاقانه منتظر روزی هستم که تو را روبرو ببینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" آنچه امروزه کلیسا به آن نیاز دارد وسایل بیشتر و بهتر نیست و نه سازماندهی جدید و یا روشهای عالی جدید، بلکه کلیسا امروزه احتیاج به مردانی دارد که روح القدس می تواند از آنها استفاده کند- مردان دعا، مردانی که در دعا قوی هستند."(ای. ام. باوندز)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکثر شما مسیحیانی هستید که برای مدتی است که ایمان آورده اید و کاملا آگاه هستید که ما در یک جنگ روحانی قرار داریم، جنگی با دشمن نادیدنی. برای پیروز شدن در این جنگ خداوند به ما سلاحهای قوی ای را داده است تا بر دشمن پیروز شویم.(افسسیان11:6-17) نشان می دهد که خدا چه سلاحهایی را برای محافظت و دفاع ما به ما داده است. اما آیه 18 در مورد سلاح دیگری صحبت می کند که خیلی از اوقات آن را نادیده می گیریم و آن دعا است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه موقع باید دعا کنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسسیان 18:6. دعا یعنی مشارکت و مصاحبت ما با خدا که شامل تشکرات، پرستش و عبادت و همچنین تقاضا و درخواست نیز می شود. در فیلیپیان6:4 پولس دوباره در مورد اهمیت دعا صحبت می کند. در هر دوی این آیه ها گفته شده که همیشه دعا کنید و در مورد همه چیز دعا کنید. در حقیقت ما همیشه باید در حالت دعا باشیم و نه اینکه بعضی اوقات دعا را خاموش کنیم و بعضی اوقات روشن کنیم. دعا باید روش زندگی ما باشد. اولین عکس العمل ما باید دعا باشد و نه آخرین چیزی که به آن می توانیم آویزان شویم. و به این علت است که در تسالونیکیان 17:5 می گوید همیشه دعا کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشنهاد می کنم که دعایتان را محدود به جایی یا حالتی خاص یا مدت زمان خاصی نکنید. البته درست است که باید وقتهای مشخص دعا در حضور خداوند داشته باشید، که از هر نوع مزاحمتی به دور هستید ولی این نباید تنها وقت دعا باشد)جان بنیان گفته زیبایی در مورد دعای با وقت مشخص دارد و می گوید: " کسی که صبح زود از حضور خدا فرار می کند، به سختی بتواند در بقیه روز او را پیدا کند.") بگذارید دعای شما مثل نفس کشیدن شود. هر جا که می روید و در هر وضعیتی که هستید، دعا کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد چه چیزهایی باید دعا کنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از راههایی که می توانید دعا کنید این است که موقعیتهایی را در روز به پرستش بدهید. به این می شود گفت مهلت پرستش. در بعضی مواقع از روز خوب می شود که یک وقت خیلی کوتاهی داشته باشیم که به خداوند بگوییم:" متشکرم خداوند که با من بوده ای. تو را دوست دارم و از ته دل می پرستم." خانمهای خانه دار می توانند با نوشتن یادداشتی روی یخچالشان این را به خود یاد آوری کنند و آقایان هم در ماشینشان یا در محل کارشان یا در هر جایی که هستند این یادداشت را داشته باشند تا به آنها یادآوری کند که مهلت پرستش داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چیز دیگری که خیلی مهم است این است که در طی روز وقتهای استراحت(BREAK) نیز برای شکرگزاری داشته باشیم. شکر کردن خدا برای کارهایی که او برای ما کرده است یا برای برکتی که توقعش را نداشته اید یا کمکی که برای رشد روحانیتان کرده است و یا برای دست محافظ او و غیره... هیچ چیز به اندازه شکرگزاریهای ما قلب خدا را تکان نمی دهد، مخصوصا در وسط مشکلات و سختیها. رابرت موری گفته: " آنچه انسانی بر زانوانش در حضور خداست، همان است و غیر از آن چیز دیگری نیست."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرستش و شکرگزاری دشمن را آشفته می سازد. اگر تابحال این کار را نمی کردید شروع بکنید به کردن آن و پیروزی را در زندگیتان خواهید دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چطور می توانیم بر ضد وسوسه ها دعا کنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بجای اینکه از وسوسه فرار کنید کلام خدا می گوید وسوسه اجتناب ناپذیر است(متی7:18) بجای آن دعا کنید که خدا فیض کافی در وسوسه به ما بدهد که لغزش نخوریم. منظور مسیح از اینکه گفت بیدار باشید و دعا کنید تا در وسوسه نیافتید این بود(مرقس 38:14)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثالی را بگویم: مثلا موقعیتهایی در زندگی شما هستند یا افرادی هستند که شما را وسوسه می کنند که گناه کنید. مثلا می دانید که اگر با شخصی برخوردی داشته باشید با او دعوا خواهید کرد. در آن صورت از پیش دعا کنید که در این گناه نیافتید و با آمادگی با آن مقابله کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه چیزی دعای ما را قوی می سازد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دعا حتما نباید طولانی و با صدای بلند باشد که قوی باشد، بلکه باید از ته دل باشد.(یعقوب 16:5)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با دعا می توانیم چیزهای شریری را که از خدا نیستند ببندیم و چیزهای نیکی که از خدا هستند باز کنیم(متی19:16) خدا می تواند همه آن چیزهایی را که شیطان به منظور خرابی ما بکار می برد به نفع ما برگرداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر وقت برای هر چیز دعا کنید. کنار تختخوابتان، در ماشین، در آشپزخانه، در کلیسا، در حیاط خانه تان. در سکوت دعا کنید و در ضمن با صدای بلند نیز دعا کنید. با دیگران متحدا دعا داشته باشید و در حالیکه پیوسته دعا می کنید قدرت خدا به طرقی که هرگز ندیده اید و تجربه نکرده اید صادر خواهد شد و خیلی طول نخواهد کشید که در هر جای زندگیتان تغییراتی خواهید دید. مری ملکه اسکاتلند یک دفعه گفت: " من از دعاهای جان ناکس بیشتر از یک ارتش ده هزار نفری می ترسم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کشیش باباخانی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6552925053841851537?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6552925053841851537/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6552925053841851537&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6552925053841851537'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6552925053841851537'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='زندگی ما به دعا بستگی دارد'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/TA0XmHWnbJI/AAAAAAAAAdM/qpDLf-JNRNc/s72-c/Focus+Magic+Test+Image.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-485850703550071381</id><published>2010-05-24T14:52:00.000+02:00</published><updated>2010-05-24T14:52:06.304+02:00</updated><title type='text'>شاهدانه زیستن در پرتو روح القدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_p2Y5ABUAI/AAAAAAAAAc8/ZrP_zQOubdM/s1600/pentecost5.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_p2Y5ABUAI/AAAAAAAAAc8/ZrP_zQOubdM/s320/pentecost5.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;«لیکن چون روح القدس بر شما می آید، قوت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه وسامره و تا اقصای جهان.» کتاب اعمال رسولان باب 1: 8&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از رستاخیز پیروزمندانه مسیح و درست قبل از اینکه خداوند ما به آسمان صعود کند، آمدن روح القدس را بر شاگردان خود وعده داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه ذهن شاگردان را قبل از صعود خداوند به خود مشغول ساخته بود برقراری مجدد مجد و جلال و پادشاهی آسمان بر زمین بود و از این رو از خداوند خود زمان برقراری آن را جویا شدند اما پاسخ خداوند به آنها واضح و خالی از هر نوع شبهه بود که:« از شما نیست که زمانها و اوقاتی را که پدردر قدرت خود نگه داشته است بدانید.» &lt;br /&gt;عیسی مسیح به اشتیاق وکنجکاوی شاگردان جهت داده و آن را به عطشی تازه تبدیل نمود. عطش برگرفتن روح القدس و قوت یافتن برای اعلان انجیل.&lt;br /&gt;عیسی از شاگردان خواست تا درانتظار روح خدا بمانند تا به قوت از اعلا آراسته شوند. تنها شرط شهادت دادن به پادشاهی خدا که در تولد، زندگی ، مرگ ، قیام و صعود مسیح متجلی گشت برای عیسی مسیح پرشدن از روح خدا بوده و امروز نیزاین اصل برای کلیسای مسیح همان است. وظیفه کلیسا در این روزگار که خداوندش در اعلا علیین به دست راست قوت نشسته است پرشدن از روح وشهادت دادن بر پادشاهی خدا در عیسای ناصری است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب اعمال رسولان تنها نمونه ای از کار عظیم خدا در کلیسای نوبنیاد رسولان است که چگونه با حمایت، هدایت، تقویت، و عطایای روح القدس پیام انجیل گسترانیده شد و شاگردان خود چگونه متبدل شده و از شاگردانی ترسو و خالی از هرگونه انگیزه تبدیل به رسولانی گشتند که آیینه کامل صورت و سیرت عیسی ناصری را بر عصر خویش بازتابانیدند و جان خویش را بر این راه نثار عیسی نمودند.&lt;br /&gt;هرگاه کلیسای مسیح با امداد روح قدوس عیسی و با انتظار پر شدن از روح القدس به سوی ماموریت مسیحی گام برداشته است نتایج حیرت انگیز پادشاهی خدا که عبارت است از ملزم شدن انسانها به سوی خدا، توبه و تولد نوین، شفاها و آیات و معجزات الهی است رخ نموده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروزه در ایران صدها و هزاران نفر هر روز با خداوند زنده و یگانه راه و راستی و نجات یعنی مسیح منجی برای اولین بارملاقات می کنند و زندگی خود را به او می سپارند و چه بجاست که این نجات یافتگان که خود مسیحان کوچکی هستند که اعمال عظیم خدا در زندگی خود را اعلان می کنند مانند شاگردان در دعا و انتظار بمانند تا به قوت از اعلا آراسته شوند و ثمرات شایسته توبه در آنها توسط روح القدس ظاهر گردد و عطایای روحانی در آنها دیده شود تا پیامشان کلامی خالی از قوت و اثر نباشد بلکه کلمات وسیله ای گردند که مستمعین با عیسای زنده ای که در آنها دیده می شود مواجه شوند.&lt;br /&gt;تنها با حضور و پری از روح خداست که می توانیم شاهدانه زیست کنیم و این تنها وظیفه کلیسا و مسیحیان در آخرین سفارش و دستور خداوند قبل از صعودش به آسمان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما خوانده شده ایم که شاهد او باشیم و بر خداوندی او و کارهای عظیمش، رحمت و فیض و آمرزش گناهان و خلقت تازه ای که آغاز کرده است به جهان شهادت دهیم.&lt;br /&gt;ایمانداران دعوت شده اند تا در هر جا و جایگاهی که قرار دارند شاهدان عیسی مسیح باشند تا سرزمین ایران با یگانه منجی عالم، عیسی مسیح ملاقات کرده و شفا و آزادی حقیقی روحانی بر قلبوب ایرانیان جاری گردد.&lt;br /&gt;آمین.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-485850703550071381?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/485850703550071381/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=485850703550071381&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/485850703550071381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/485850703550071381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html' title='شاهدانه زیستن در پرتو روح القدس'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_p2Y5ABUAI/AAAAAAAAAc8/ZrP_zQOubdM/s72-c/pentecost5.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2941443225668794337</id><published>2010-05-19T14:02:00.000+02:00</published><updated>2010-05-19T14:02:49.810+02:00</updated><title type='text'>تكالیف و مراسم مذهبی مسیحیان چیست؟۲</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;5-عيد ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عيسى به پيروان خود دستور نفرمود كه روزهاى بخصوصى را عيد بگيرند. با این حال مسيحيان معمولا لااقل سه عيد مهم را نگاه ميدارند :اولى عبارتست از عيد يا جشن تولد مسيح. اكثر مسيحيان ميلاد مسيح را در روز بيست و پنجم دسامبر هر سال جشن ميگيرند اما عده‏اى اين عيد را در ششم ژانويه نگاه ميدارند ولى تاريخ دقیق تولد مسيح معلوم نيست. دومين عيد عبارتست از عيد قيام يعنی روزى كه مسيحيان به مناسبت پيروزى مسيح بر مرگ و رستاخيز او جشن و سرور و شادى بر پا ميكنند .تاريخ قيام مسيح، چون از روى تقويم قمرى تعين ميشود، هر سال تغيير ميكند ولى هميشه در ماههاى مارچ و آوريل است. سومين عيد عبارتست از عيد پنطيكاست كه مصادف است با هفت هفته بعد از عيد قيام و يادگار روزى است كه روح‏‏القدس بر شاگردان مسيح نزول كرد .اين سه عيد از اعياد مذهبى مسيحيان ميباشند. عيد سال نو يا اول ژانويه عيد ملى است نه مسيحى.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6&amp;nbsp;– آئينهاى مقدس&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PTRpmBdSI/AAAAAAAAAc0/NOup3Axb41s/s1600/rusum1.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PTRpmBdSI/AAAAAAAAAc0/NOup3Axb41s/s200/rusum1.jpg" width="164" wt="true" /&gt;&lt;/a&gt;عيسى دو آئين مقدس مقرر فرمود كه باید در كليساى او رعايت گردد، اولى تعميد است كه قبلا در باره آن توضيح دادم .اين آئين در موقع پذيرفتن افراد به عضويت كليسا انجام ميشود دومى عبارتست از عشا مقدس يا شام خداوند. عيسى مسيح در شب قبل از مصلوب شدن، به شاگردان خود نان داد و به آنها گفت " اين است بدن من " همچنين پياله شراب را به آنان داد و گفت " اين خون من است ". عيسى نان و شراب را نشانه‏اى از بدن و خون خود قرار داد و به پيروان خود دستور فرمود كه اين آيين مقدس را به ياد او اجرا كنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;اكنون در تمام كليساهاى سرتاسر جهان اين دستور مسيح اجرا ميشود .مسيحيان هر چند وقت يكبار در مكانهاى عبادتى خود جمع شده و هر يك تكه‏اى از نان می‏خورند و اندكى از عصاره انگور مينوشند و بياد مى‏آورند ‏‏‏كه مسيح به خاطر آنها جان داد و قدرت او را بوسيله ايمان در قلوب خويش جا ميدهند. مسيحيان از اين آئين مقدس بركات روحانى فراوانى كسب ميكنند ( اول قرنطيان ۱۱:‏۲۳-۳۰)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PS-5HGzuI/AAAAAAAAAcs/hDpGQwzZP70/s1600/rasm2.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PS-5HGzuI/AAAAAAAAAcs/hDpGQwzZP70/s200/rasm2.jpg" width="150" wt="true" /&gt;&lt;/a&gt;7&amp;nbsp;– ازدواج&lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;تعليم عيسى مسيح در مورد ازدواج اين است كه فقط يك مرد و يك زن بايد بوسيله ازدواج متحد شوند و بايد تا پايان عمر همديگر را محبت نمايند و نسبت به يكديگر وفا دار باشند. عيسى فرمود : " آنچه را خدا پيوست، انسان جدا نسازد ".بنابراين طلاق بر هر علت غير از زنا ممنوع ميباشد (متی ۱۹:‏۱-۱۲) و (مرقس ۱۰:‏۲-۱۲). پولس رسول می‏فرمايد كه محبت بين زن و شوهر بايد شبيه محبتى باشد كه بين مسيح و قوم او وجود دارد. (افسسیان۵:‏۲۱-۳۳).&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2941443225668794337?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2941443225668794337/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2941443225668794337&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2941443225668794337'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2941443225668794337'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post_3667.html' title='تكالیف و مراسم مذهبی مسیحیان چیست؟۲'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PTRpmBdSI/AAAAAAAAAc0/NOup3Axb41s/s72-c/rusum1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6275346248725113333</id><published>2010-05-19T13:51:00.002+02:00</published><updated>2010-05-19T13:56:05.340+02:00</updated><title type='text'>تكالیف و مراسم مذهبی مسیحیان چیست؟۱</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PQg8ZPLUI/AAAAAAAAAck/Bo5CyEVsdaQ/s1600/kk.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="156" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PQg8ZPLUI/AAAAAAAAAck/Bo5CyEVsdaQ/s200/kk.jpg" width="200" wt="true" /&gt;&lt;/a&gt;چون عبادت مسيحيان از چند نظر با عبادت پيروان ساير مذاهب تفاوت دارد، گاهى اوقات به اشتباه تصور شده است كه مسيحيان تكاليف مذهبى ندارند. در عين حال مايلم اين موضوع را كاملا روشن نمايم كه منظور عبادت مسيحيان تحصيل نجات و بخشش گناهان نيست بطوريكه قبلا توضيح دادم؛ نجات را نمی‏توانيم بوسيله كارهایى كه انجام می‏دهيم به دست بياوريم بلكه اين بخشش از طرف خدا بطور رايگان به ما عطا می‏شود؛ به شرطی‏ كه به مسيح ايمان بياوريم. از اين رو، ما خدا را عبادت می‏نمائيم نه جهت تحصيل نجات بلكه به منظور ابراز محبت و قدردانى نسبت به خدا براى نجات رايگانى كه به ما بخشيده است. اجازه بدهید كه عبادتهای مسيحى را بطور مختصر شرح دهم :&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;1-دعا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عيسى به پيروان خود دعاهائى تعليم نداده است كه مجبور باشند هر روز در ساعات مخصوص و در وقت معينى در حاليكه روى خود را بطرف بخصوصى گردانيده‏ اند اين دعاها را بزبان عبرى يا يونانى تكرار كنند.برعكس به ايشان فرمود كه همانطوريكه فرزندان در هر زمان و مكانى كه مايل باشند به نزد پدر خود ميروند و با او سخن می‏گويند آنها نيز مانند فرزند به حضور خدا بروند و به زبان مادرى خودشان با او سخن گويند .طرز دعا كردن اهميت زيادى ندارند، ولى مهم اين است كه خدا را با صميميت و با تمام فكر و قلب خود عبادت كنيم ( متی۵:‏۵-۱۵ و یوحنا ۴:‏۲۳ و ۲۴). مسيحيان، هنگاميكه با ساير ايمانداران در ساختمان كليساى خود اجتماع می‏نمايند، دعا ميكنند و همچنين با خانواده خود در منزل و يا وقتى مشغول كار روزانه خود هستند در سكوت دعا مينمايند. بسيارى از مسيحيان عادت دارند هر روز بطور انفرادى قسمتى از كتاب مقدس را بخوانند و دعا كنند. آنها در دعاهاى خود خدا را براى نعمات فراوانش سپاس ميگويند، به گناهان خود اعتراف نموده بخشش می‏طلبند و براى شفاى بيماران و نجات بى‏ايمانان دعا می‏كنند. همچنين براى حكام و فرمانروايان خود و براى صلح جهان دعا می‏كنند. عيسى فرمود كه ما بايد هميشه دعا كنيم. (لوقا ۱۸:‏۱). چون عيسى مسيح در روز يكشنبه از مرگ قيام كرد؛ روز يكشنبه براى مسيحيان روز مقدسى است. عبادت در كليساها معمولا در روز يكشنبه انجام می‏گيرد.&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;ولى در روزهاى ديگر نيز جلسات عبادتى وجود دارد. در جلسات عبادتى كليسا، كتاب مقدس قرائت و سرودهاى روحانى سرائيده می‏شود و شبان يا كشيش كليسا موعظه می‏كند. اگر شما مايل باشيد در جلسات عبادتى مسيحيان شركت نمائيد مطمئنا يكى از دوستان مسيحى شما می‏تواند شما را به كليساى خود ببرد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;2-روزه&lt;br /&gt;عيسى مسيح براى پيروان خود روزها و يا وقتهاى بخصوصى را جهت روزه تعيين ننموده است و بهمين دليل روزه براى پيروان او اختيارى می‏باشد .اما به پيروان خود فرمود كه هر وقت روزه می‏گيرند بايد فقط جهت خشنودى خدا روزه بگيرند نه اينكه مانند ريا كاران روزه بگيرند تا مردم از آنها تعريف و تمجيد كنند. (متی ۶:‏۱۶-۱۸). برخى از مسیحيان در روز جمعه بمناسبت روزى كه عيسى مصلوب شد از خوردن خوددارى می‏نمايند. برخى نيز در مدت چهل روز قبل از قيام مسيح از خوردن بعضى غذاها پرهيز می‏كنند. در مورد اين عادات و رسوم در كتاب مقدس دستورى يافت نمی‏شود؛ بلكه فقط دستور داده شد كه از انجام دادن و يا گفتن جميع چيزهاى شرارت آميز خوددارى نمائيم. بسيار مناسب است كه در اين مورد گفتار مسيح را ذكر نمايم كه فرمود تمام غذاها پاك و حلال است و چيزى كه انسان را ناپاك می‏سازد غذائى نيست كه به دهان فرو می‏رود بلكه علت ناپاكى او شرارتى است كه از قلب صادر می‏شود و باعث زنا، دزدى، قتل، حسادت و غرور و نظاير آن بر ميگردد. (مرقس ۷:‏۱۸-۲۳)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;3- صدقه و خيرات&lt;/div&gt;عيسى تعين نفرمود كه چه مقدار و چه نسبت از درآمد و دارائى مسيحيان بايد براى كار خدا و كمك به فقرا بخشيده شود. اما تعليم فرمود كه تمام دارائى ما به خدا تعلق دارد و ما بايد دارائى خود را خواه كم يا زياد طبق راهنمائى خدا مورد استفاده قرار بدهيم. بنابراين مسيحيان بمنظور ابراز حق‏شناسى نسبت به خدا از آنچه بطور امانت به آنان سپرده است از روى ميل و رضا هدايائى تقديم می‏كنند تا براى پشتيبانى شبانان و انجام امور كليسائى و كمك به فقرا و بيماران و رسانيدن مژده نجات مسيح به كسانيكه آنرا نشنيده‏اند مورد استفاده قرار گيرد. مسيح فرمود كه پيروانش بايد با سخاوت هديه بدهند تا خدا خشنود شود و به همين دليل بسيارى از مسيحيان يكدهم از درآمد خود را به خدا تقديم می‏كنند، ولى نه به اين منظور كه مورد احترام و تمجيد مردم قرار گيرند.( متى ۶:‏۱-۴)&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;br /&gt;4-زيارت&lt;/div&gt;عيسى به پيروان خود به هيچ عنوان دستور نفرمود كه به مكان مقدسی به زيارت بروند، زيرا خدا در همه جا حضور دارد و هر كس می‏تواند او را در هر مكان پرستش نمايد. برخى از مسيحيان علاقه دارند به فلسطين بروند و سرزمينى را كه عيسى در آن زندگى می‏كرد را ببينند. ولى رفتن بدانجا داراى هيچگونه ثواب مذهبى نيست. غير ممكن است بتوانيم با رفتن به سر قبر مسیح به بدن او احترام بگذاريم زيرا قبر او خالى است و او زنده می‏باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none; text-align: left;"&gt;&amp;nbsp;ادامه دارد ...&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6275346248725113333?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6275346248725113333/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6275346248725113333&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6275346248725113333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6275346248725113333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post_7626.html' title='تكالیف و مراسم مذهبی مسیحیان چیست؟۱'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PQg8ZPLUI/AAAAAAAAAck/Bo5CyEVsdaQ/s72-c/kk.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8025200242847546459</id><published>2010-05-19T13:20:00.000+02:00</published><updated>2010-05-19T13:20:29.996+02:00</updated><title type='text'>هدف دوست داشتن خدا، ممکن است آنچیزی که شما فکر می کنید نباشد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PJZLAU8yI/AAAAAAAAAcc/7xR8o57JYtc/s1600/heaven-re-.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PJZLAU8yI/AAAAAAAAAcc/7xR8o57JYtc/s200/heaven-re-.jpg" width="186" wt="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;آیا مردم برای عزّت نفس است که به گراند کانیون (Grand Canyon) می روند؟ احتمالاً نه. این اشارۀ خوبی است که نشان می دهد که در زندگی عمیقترین لذتها، شناختن و چشیدن از خود نیست بلکه دیدن شکوه و عظمت. امّا نهایتاً گراند کانیون هم نمی تواند اینکار را انجام بدهد؛ چونکه ما ساخته شدیم تا از خدا لذت ببریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما از حقیقت منحرف شده و فکر می کنیم که مرکزیت هستی ما هستیم. چگونه می توانیم از این بیماری هلاک کنندۀ لذت، شفا بیابیم؟ شاید با شنیدن این خبر که بر طبق کتاب مقدس، اساساً این خداست که حقیقت مرکزی هستی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم عهد عتیق و هم عهد جدید به ما می گویند که دوست داشتن ما توسط خدا دلیل این است که ما او را جلال دهیم. " ...عیسی مسیح خادم ... گردید ... تا امّتها خدا را تمجید نمایند به سبب رحمت او ..." ( رومیان 15 : 8 ـ 9 ). خدا برای ما رحمان بوده تا ما او را تمجید نمائیم. دوباره این موضوع در کلام خدا دیده می شود. " ... ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم ... برای ستایش جلال فیض خود ..." ( افسسیان 1 : 5 ـ 6 ). بعبارت دیگر هدف دوست داشتن خدا این است که ما او را ستایش کنیم. یک تصویر دیگر در مزمور 86 : 12 ـ 13 می باشد: " ای خدای من، تو را به تمامی دل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالاباد. زیرا که رحمت تو به من عظیم است ..." محبّت خدا پایه و اساس و درنهایت جلالش هدف است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این حقیقت واقعاً تکان دهنده است. محبّت خدا این نیست که خدا ما را در خودمان بیشتر کند، بلکه خدا ما را از خود مرکز بینی نجات می دهد تا به فراوانی و تا به ابد از وجود خودش لذت ببریم. و محبّت ما برای دیگران این نیست که ما آنها را در خودشان بیشتر کنیم، بلکه کمکشان کنیم تا خوشی خود را در بیشتر شدن خدا در خود ببینند. محبّت واقعی هدفش خوشحال کردن مردم در جلال دادن خداست. هر گونه محبّتی که به انسان ختم شود، نهایتاً مخرّب است. اینگونه محبّتها انسان را به تنها لذت باقی که خود خداست، هدایت نمی کنند. محبّت بایستی خدا محور باشد. محبّتی که انسان را بدون امید پرجلال باقی می گذارد، محبّت حقیقی نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از صلیب مسیح نمونه بگیرید. مرگ عیسی مسیح بر صلیب، نمایش نهایی محبّت الهی است: " خدا محبّت خود را به ما این گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد." ( رومیان 5 : 8 ). کتاب مقدس می گوید که هدف از مرگ مسیح این بود که خدا: " اینرا برای نشان دادن عدالت خود انجام داد، زیرا در تحمّل الهی خویش، از گناهانی که پیشتر صورت گرفته بود، چشم پوشیده است ( رومیان 3 : 25 ). چشم پوشی از این گناهان برای عدالت خدا مشکل عظیمی ایجاد می کند. او را شبیه قاضی ای می کند که اجازه می دهد که مجرمین بدون مجازات، صحنۀ دادگاه را ترک کنند. بعبارت دیگر رحمانیت خدا، عدالت او را به خطر می اندازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس برای اثبات عدالتش، بی درنگ پسرش را بجای ما برای مجازات گناهانمان، به مرگ سپرد. صلیب این را برای همه ساده کرد که بدانند که خدا بدی را درجایی زیر قالی هستی جارو نمی کند تا پنهان شود. او آن بدی را در عیسی، مجازات کرد؛ برای آنانی که ایمان دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس متوجه باشید که این عمل به غایت محبّت آمیز، در مرکز اثبات حقانیت عدالت خدا قرار گرفته است. محبّت جمعه الصلیب، محبّت جلال دهندۀ خداست. خدا، خدا را بر صلیب بر می افرازد. اگر او اینکار را نمی کرد، او نمی توانست عادل باشد و ما را از گناهانمان نجات دهد. بنابراین این اشتباه است که بگوئیم: " خوب، هدف این بود که ما را نجات دهد، پس ما هدف نهایی صلیب بودیم." نه، برای دیدن و چشیدن جلال خدا بود که ما از گناهانمان نجات پیدا کردیم. این هدف نهایی محبّت، مرگ صلیب است. او نمرد تا ما را بیشتر کند، بلکه تا ما را آزاد کند تا از افاضه کردن خدا درخود تا به ابد لذت ببریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر صلیب را تبدیل به مدرکی کنیم تا اثبات کنیم که احترام به نفس (عزّت نفس) ریشۀ سلامتی روانی است، کاملاً اشتباه می کنیم. اگر در مقابل محبّت خدا بایستم، هیچگاه احساس سلامتی، رضایت، آزادی و شادی نخواهم کرد، مگر اینکه این محبّت را تبدلیل به پژواکی از عزّت نفسم کنم. مثل شخصی که در مقابل گراند کانیون ایستاده و هیچ احساس رضایتی نمی کند، امّا زمانی که او این عظمت درۀ بزرگ را به منزلۀ اهمیّت و بزرگی خود تعبیر کند، این نشانۀ سلامتی روانی نیست، بلکه نشانۀ اسیر خود بودن اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاج این اسارت این است که ببینیم که خدا موجودیت مرکزی هستی است که برای او برافرازی خود، کاملترین عمل محبّت آمیز است. در برافرازی نام خود، او جلال را دریافت می کند، ما نیز جلال را دریافت می کنیم. عالیترین خبر در کل دنیا این است که هیچگونه تضادّی بین اشتیاق من برای لذت و شادی و اشتیاق خدا برای داشتن جلالش وجود ندارد. ریسمانی که ایندو را بهم متصل می کند، این حقیقت است که وقتی ما در خدا رضایت کامل داریم که خدا بیشتر از هر وقت در ما به جلال رسیده باشد. عیسی مسیح مرد و برخاست تا ما را از این گناه نفسمان که از چشیدن از خدا به چشیدن از خود برگشته بودیم، آزاد سازد. در صلیب مسیح، خدا ما را از اطاق آئینه ها آزاد کرد تا به قله ها و درّه های شکوه و جلالش برسیم. چیزی بیشتر از این او را بر نمی افرازاند و به ما رضایت نمی دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جان پایپر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکتبر 2000&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;© Desiring God &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابتدا منتشر شده در Dallas Morning News&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مترجم: آرش&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8025200242847546459?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8025200242847546459/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8025200242847546459&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8025200242847546459'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8025200242847546459'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post_19.html' title='هدف دوست داشتن خدا، ممکن است آنچیزی که شما فکر می کنید نباشد'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_PJZLAU8yI/AAAAAAAAAcc/7xR8o57JYtc/s72-c/heaven-re-.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7524584528768064887</id><published>2010-05-17T14:25:00.000+02:00</published><updated>2010-05-17T14:25:19.856+02:00</updated><title type='text'>بـگــذار خــورشــید دخــالــت کنــد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_E1mjiIQOI/AAAAAAAAAcU/sKe7_c2zN7g/s1600/fishing.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_E1mjiIQOI/AAAAAAAAAcU/sKe7_c2zN7g/s320/fishing.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;وقتی عیسی مسیح پطرس را برای اولین بار در کناره دریای جلیل دید پطرس در قایق مشغول ماهیگیری بود ( انجیل متی فصل چهار آیه هیجده تا بیست ) و بعد از قیام هم وقتی برای آخرین بار او را در کناره دریای طبریه دید باز هم پطرس در قایق مشغول ماهیگیری بود ( انجیل یوحنا فصل بیست و یک آیه یک تا هفت) منتها اینبار خسته و نا امید و سرخورده براستی چـرا؟ چه فرقی در نوع کار پطرس بود؟ چرا تجربیات شیرین و پیروزمندانه ما گاهی تبدیل به تجربه های تلخ و ناکامی میگردد؟ جواب خیلی ساده ولی در عین حال خیلی مهم است. تفاوت در داشتن و یا نداشتن رویا بود. بار اول پطرس بخاطرداشتن رویایی که در زندگی داشت ماهیگیری میکرد ولی دفعه دوم بخاطر ترک کردن رویایی که برای زندگی داشت ماهیگیری میکرد. مسیح او را دعوت کرده بود تا بجای ماهیگیری بدنبال جانهای گمشده برود و آنها را از دریای طوفانی گناه صید کند ولی پطرس رویای صید جانها را ترک کرده و گفت میروم ماهی میگیرم و تور استعداد و توانایی اش را در جهت اشتباه انداخته بود بنابراین هرچند تمام شب تاریک را تلاش کرد ولی دیگر هیچ ماهی نتوانست بگیرد تا اینکه مسیح در صبح روشن فردا دخالت و توصیه کرد جهت تور ماهیگیری اش را عوض کند و داستان ناکامی و سرخوردگی پطرس بوسیله تغییر جهت تور ماهیگیری اش با صید پیروزمندانه 153ماهی بزرگ به پایان رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یوحنا میگوید تمام شب تور انداختیم. شب دراصطلاح حرفه ماهیگیران آن زمان ازابتدای غروب آفتاب حدود ساعت 5 عصر در تا طلوع کامل خورشید در ساعت 7 صبح فردا گفته میشد بعبارتی حدودا 14 ساعت زمان مفید برای ماهیگیران بود که در اصطلاح ماهیگیری آنرا شب مینامیدند با یک حساب سر انگشتی آنها هشتصد و چهل دقیقه فرصت ماهیگیری داشتند و چون زمان انداختن و بالا کشیدن و دوباره انداختن تور ماهیگیری برای قایق کوچکی به اندازه قایق پطرس و همکارانش 25 دقیقه بود پس نتیجه میگیریم تقریبا 33 مرتبه پطرس و همکارانش تور را انداخته و بدون ماهی بیرون کشیده اند. سـی وسـه مـرتـبه بـدون مـاهـی !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من و شما چطور؟&lt;br /&gt;ما چه رویایی را ترک کرده ایم؟&lt;br /&gt;ما در چه جهت اشتباهی تورهایمان را انداخته ایم؟&lt;br /&gt;ما در انجام چه فعالیت هایی باید تغییر روش بدهیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر با تمام تلاشی که میکنیم حاصل زیادی بدست نمیآوریم معنی اش اینست که یک جای کار خراب است یا از رویای مان دور شده ایم یا احتمالا رویای مان را کاملا ترک کرده ایم بنابراین همین امروز وقت برگشتن به رویای خدا برای زندگی مان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اگر نتیجه زحمات بی وقفه شبانه روزی مان زیاد امیدوار کننده و ثــمر بخش نیست معنی اش اینست که تور ماهیگیری مان را در جهت نا مناسبی انداخته ایم و همین حالا وقت عوض کردن جهت تورهای ماهیگیری ما است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فراموش نکنیم با دخالت بی سرو صدای خورشید ظلمت و تاریکی شب در سکوتی باور نکردنی و یا کوچکترین مقاومتی جایشان را به نور و روشنایی صبح میدهند. بله همین امروز و همین الان در زندگی ما میتواند همه چیز تغییر پیدا کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب استر فصل نهم آیه یکم میگوید بخاطر یک سنت شکنی جسورانه زنی بنام استر که تصمیم گرفت روش معمولی و همیشگی&lt;br /&gt;ملاقات با پادشاه را درحکومت خشایارشا برهم بزند وبا قبول خطر از مرز تشریفاتی دربارعبور کند این هـمه بـرعکس شـد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا آماده ایم تـور افکار و دیدگاه و نگرش و طرز برخوردمان را بطرفی دیگر بیندازیم؟ معجزه یعنی همین&lt;br /&gt;بـیایید به ماجرای پطرس در فصل بیست و یک انجیل یوحنا بوسیله مقایسه آیه سه با آیه شش نگاه کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکل پطرس بدون مسیح این بود که نمیتوانست جلوی چشم گرسنه زن و بچه هایش تـور خالی را به ساحل برگرداند&lt;br /&gt;مشکل پطرس بـــــا مسیح این بود که نمیتوانست جلوی چشم هـمـکارانـش تــور پـــر از مــاهـی را به ساحل برگرداند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست عزیز:&lt;br /&gt;من ایماندارم میتواند امروز چنین معجزه ای برای ما تکرار شود.&lt;br /&gt;معجزه ای به عظمت تصمیم به تغییر چهارچوبه های کلیشه شده همچون جرم ته سماور چسبیده به کف سرنوشت مان.&lt;br /&gt;معجزه ای به عظمت برخاستن بر علیه رکود و سکوت بی حاصل بلاتکلیفی ها و دست روی دست گذاشتنمان.&lt;br /&gt;معجزه ای به عظمت شجاعت نــــــه گفتن به آنچه برایمان رقم زده اند وبعنوان قسمت و بخت واقبال به حلقـوممان ریخته اند.&lt;br /&gt;معجزه ای به عظمت پـریدن از روی حصارهایی که بعنوان محـدوده بی خطر رشد و حرکت برایمان تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;معجزه ای به عظمت ریسک کردن و تـور خالی را برخلاف روش سنتی ماهیگیران هم عصر خود بطرف دیگر قایق انداختن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای انجام چنین معجزه ای منتظر تصمیم خدا نمانید. جسم پوشیدن کلمه خدا عیسی مسیح درمیان ما سند و گواهی محکمی ست که خدا پیش از بنیاد عالم هستی تصمیم بجهت حیات آمیخته با معجزه را گرفته است. امروز نوبت تصمیم من و شماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته مهم اینکه:&lt;br /&gt;در زمان موسی مردم از مصر بیرون نیامدند چون دریا شکافته شده بود&lt;br /&gt;بلکه دریا شکافته شد چون مردم از مصر بیرون آمده بودند. داود در مزمور صد و چهارده آیه پنج و شش سوال میکند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای دریا ترا چی شد که گریختی؟&lt;br /&gt;ای رودخانه اردن تورا چی شد که به عقب برگشتی؟&lt;br /&gt;ای کوهـها شما را چی شد که مثل قوچها به جستن در آمدید؟&lt;br /&gt;ای تپه ها شما را چی شد که مثل بره های گله جست و خیز کردید؟&lt;br /&gt;و جواب همه آنها فقط یک چیز بود: ( آیه اول همین مزمور ) چـــون قــوم خدا بــیــرون آمـده بــودنـد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خودتان را باور کنید چنانکه قوم خدا خودشان را باورکردند؟ اگر به آزادی ایمان بیاورید چنانکه قوم خدا ایمان آوردند؟ اگر منشاء امیدهای هرگز به تحقق نرسیده خود را بی باکانه تغییر دهید چنانکه قوم خدا اعتمادشان را از فرعون به یهوه خدا تغییر دادند؟ و اگر جســورانه در مسیـری بر خـلاف عـادتها و سنت های پوسیده خرافه پرستی و ترسها ونگرانیهای حاصله از نتیجه وعاقبت کار حـرکت کردید چنانکه قوم خدا حرکت کردند آنوقت دریاهای بسته در برابر اراده فولادین شما چاره ای جز شکافته شدن ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بــیایـید بگذاریم خورشید عالم عیسی مسیح در زندگی مان دخالت کند. او برای پایان دادن به شبهای تاریک وتلاشهای بی حاصل و تورهای خالی مان راه حل هایی دارد که ما را شگفت زده خواهد کرد. و لبخند سالها ماسیده بر لبهایمان را به قهقهه ای فراموش نشدنی تبدیل خواهد کرد. امروز میتواند روز تاریخی تولدی دیگر در زندگی من و شما باشد. بگذار خورشید دخالت کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7524584528768064887?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7524584528768064887/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7524584528768064887&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7524584528768064887'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7524584528768064887'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html' title='بـگــذار خــورشــید دخــالــت کنــد'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_E1mjiIQOI/AAAAAAAAAcU/sKe7_c2zN7g/s72-c/fishing.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2628880231478034532</id><published>2010-05-17T14:16:00.000+02:00</published><updated>2010-05-17T14:16:38.784+02:00</updated><title type='text'>راز پر جلال صعود مسیح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #003366; font-family: tahoma, sans-serif; font-size: small; line-height: 19px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_EzcIwWJvI/AAAAAAAAAcM/Vm26P4mSqYg/s1600/ascension_1.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_EzcIwWJvI/AAAAAAAAAcM/Vm26P4mSqYg/s320/ascension_1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;راز صعود مسیح به آسمان و بر تخت نشستن او به دست راست اقتدار در حضور پدر از مهمترین آموزه ها و باورهای مسیحی است که مبانی الهیاتی و کتاب مقدسی بسیار محکمی در رابطه با آن وجوددارد. این مبانی نه تنها بر لزوم و اهمیت چنین واقعه تاریخی صحه می گذارد بلکه حتی از بعد نجات شناسی، مسیح شناسی و روح القدس شناسی نیز دارای اهمیتی خاص می باشد. به بهانه این عید مهم که در روز پنجشنبه در کلیساهای شرق به طور ویژه جشن گرفته می شود و متاسفانه کلیساهای غربی امروزه کمتر به این راز مهم مسیحی می پردازند و پس از عید قیام به سراغ عید پنطیکاست رفته و کمتر براین روز بزرگ تخت نشینی پادشاه در آسمان تامل می گردد. در این مقاله فهرست وار به برخی از اهمیت های الهیاتی این روز بزرگ می پردازیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;در کتاب اعمال رسولان که جلد دوم انجیل لوقا به قلم لوقا می باشد در باب اول به این مسئله پرداخته شده است که عیسی مسیح پس از ظهور خود به شاگردان به دلایل بسیار زنده شدن خویش را ثابت نمود و درباره پادشاهی خدا با ایشان سخن می گفت و بطور خاص آنها را از ریزش روح القدس بر شاگردان و تعمید کلیسا توسط روح القدس که می بایست به زودی انجام پذیرد خبر میداد. عیسی در حالیکه شاگردان بر او مینگریستند به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت(اعمال باب ۱ آیات ۹ تا ۱۱) و در حین عروج مسیح به آسمان دو فرشته سفید پوش از جانب خدا در کنار شاگردان ایستادند و چنین گفتند: ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین گونه که دیدید به آسمان رفت.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;ین واقعه واقعه ای تخیلی و حتی مختص به عالم روحانی نبود بلکه حقیقتا و عینا شاگردان رفتن عیسی به آسمان را دیدند و نیز این وعده را از آن دو مرد سفید پوش(فرشتگان) دریافت نمودند که همین عیسی همانگونه که به آسمان بالا رفت باز خواهد گردید. در پی ریزش روح القدس در باب دوم اعمال و موعظه معروف پطرس که به ایمان آوردن و تعمید سه هزار نفر انجامید پطرس رسول چنین فرمود: خدا همین عیسی را برخیزانید و ماهمگی شاهد بر آنیم. او به دست راست خدا بالا برده شد و از پدر، روح القدس موعود را دریافت کرده، این را که اکنون می بینید و می شنوید، فرو ریخته است( اعمال باب ۲ ایات۳۲ تا ۳۳).&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;خدا با صعود عیسی مسیح به دست راست خویش در حقیقت نه تنها در پی برخاستن از مردگان، حقانیت مسیح و ادعاها و رسالت و وجود او را به اثبات رسانید بلکه او را در جایی قرار داد در بالاترین مکان به دست راست خویش و در جایگاه اقتدار و شراکت با پدر در خداوندی و حفظ کلیسا و این همان حقیقتی است که پولس رسول در رساله به فیلیپیان در باب ۲ ‏ایات ۹ تا ۱۱ به آن به عنوان سرافرازی مسیح توسط پدر اشاره می کند که چطور خدا مسیح را سرافراز ساخت و نامی برتر از همه نامها به او بخشید تا به نام عیسی هر زانویی خم شود در آسمان و بر زمین و در زیر زمین و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است برای جلال خدای پدر. لذا چنین صعودی مهر تایید خدا بر اقتدار و رسالت و حتی الوهیت اوست از آنجاییکه اینک عیسی است که بعنوان خداوند عمل می کند و روح القدس را بر شاگردان و کلیسا فرو میریزد که این خود تنها در حوزه عمل شخص الوهیت یعنی خداست. اما می بینیم که حال مسیح نیز در کنار خدای پدر صاحب همان اقتدار و عملکردی است که پدر که خداوند آسمان و زمین است از آن برخوردار است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;پس راز صعود مسیح در واقع عید بر تخت نشستن این پادشاه الهی در کنار پدر در حوزه الوهیت و اقتدار است که از آنجا خداوندی و رهبری خویش را بر کلیسا در درجه اول و سپس بر کل خلقت روا می دارد. بدون چنین صعود و جلال شکوهمندی خبری از ریزش روح القدس که وعده عیسی به شاگردان است نیست. بدون چنین صعود ظفرمندی کلیسا چگونه از خداوندی و اقتدار و سرپرستی عیسی مسیح در جانب راست پدر در اقتدار بهره جوید؟ راز صعود عید پادشاهی است که بر اریکه قدرت و اقتدار و فرمانروایی خود جلوس می کند. مسیح در صعودش باز به همان جایی باز می گردد که قبل از راز تولد و انسان گردیدنش از آنجا آمده بود. حال این مسیحایی که در صورت غلام و انسان در میان آدمیان آمد و آنها را خدمت کرد و خود را مطیع و فروتن ساخت حتی تا به مرگ بر صلیب اینک به جایگاه نخست ازلی و الوهی خویش در کنار پدر بازگشته است تا برای کلیسا شفاعت کرده و نیز بار دیگر اینبار برای تسلط و اقتدار و داوری جهان بازگردد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;جالب است که در میان تمامی سوء تفاهمهایی که ادیان و طرز تفکرات مختلف از جمله دین اسلام در رابطه با مسیح، ذات و شخصیت و خدمت او دارند، در آیین اسلام نیز بر عروج مسیح به آسمان تاکید شده است هر چند اسلام حقیقت مسلم تاریخی و الهی مصلوب شدن مسیح را انکار می کند اما بر واقعیت صعود مسیح بر آسمان تاکید می ورزد حال آنکه حتی واقعه صعود را نیز به گونه ای متفاوت از ایمان مسیحی تعریف میکند و درک و تفسیر واضح و قابل قبولی از آن ارائه نمی کند به جز اینکه اظهار نماید که خدا، مسیح را به آسمان نزد خویش خواند اما مسیح تا آسمان چهارم بیشتر بالا برده نشد و سپس در پی توضیح آن روایات و تفاسیر تخیلی، غیر عادی و بدون منطق ارائه می گردد که در حوصله این بحث نمی گنجد و نیز فاقد هیچ گونه ارزش علمی، الهیاتی و حتی فلسفی است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;حال آنکه در باور و ایمان راستین کتاب مقدسی همین صعود مسیح به دست راست خدا خود مهر محکمی بر حقانیت ادعای او، الوهیت، تعالیم و ظفرمندی کار عظیم مسیح بر صلیب است و از آنجاییکه رفتن مسیح به آسمان ماحصل عملی و عینی در پی داشت که همانا آمدن روح القدس و ریزش آن بر شاگردان طبق وعده مسیح در روز پنطیکاست بود. این امر مطابق با تایید شاگردان و سندیت تاریخی آن در حضور شاهدان غیر مسیحی بسیار آنچنانکه در اعمال رسولان باب ۲ مکتوب است صورت گرفت و نیز اینکه این فرو آمدن روح القدس، توسط مسیح که خود آن را از پدر دریافت کرد و بر کلیسا فرو ریخت( طبق گفتار پطرس در باب ۲ اعمال آیه ۳۳) انجام گردید یعنی به عبارت دیگر مسیح عامل ریزش روح و فرستنده روح القدس بر کلیسا بود در حالیکه بر دست راست اقتدار الهی ساکن بود( این امر در اعتقادنامه نیقیه- قسطنطنیه نیز به صراحت ذکر شده است) مطابق با وعده یوییل نبی باب ۲ ‏آیات ۲۸ تا ۳۲ . این حقیقت خود بهترین توضیح و تفسیر را بر اصالت روایت کتاب مقدس از واقعه صعود مسیح به ‏آسمان و دلایل آن و ماحصل آن در میان سایر روایات و تفاسیر تخیلی و غیر منطقی و جعلی در باب عروج مسیح ارائه می کند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;یکی از اسقفان اعظم کلیسای یونان( اسقف اعظم آتنگوراس) چنین می نویسد:&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;مسیح صعود کرده... به همانجاییکه قبلا بود... یعنی مسیح به جلال قبلی خویش که بعنوان خدا از آن بهره مند بود رجوع کرده است. حال نه تنها او از چنین جلالی بعنوان خدا بهره مند است بلکه بعنوان خدا- انسان آن را از آن خود ساخته است. پس او ذات بشری را که در او به اتحاد رسیده است با خود به کمال و جلال رسانیده است که این گویای سرنوشت و مقصد بشریت است. حال حتی بیش از زمان صمیمیت قبل از گناه اولیه یعنی قبل از آنکه از خدا و دوستی و رحمت او جدا و بیگانه شود به خدا نزدیک شده، به کمال رسیده و جلال یافته است. پس در صعود مسیح ما نزدیک شدن مجدد انسان به خدا را جشن میگیریم و این همان چیزی است که آن را (تئوسیسTheosis) یا همان الهی شدن انسان نام می گذاریم( افسسیان باب ۲ آیه ۶- یوحنا باب ۱۷ آیه ۲۱ و رساله دوم پطرس باب ۱ آیه ۴).&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;پادشاهی و خداوندی مسیح در راز پرجلال صعود مسیح بر همه بشریت مبارک باد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;خداوند ما بیا.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;کیوان&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2628880231478034532?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2628880231478034532/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2628880231478034532&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2628880231478034532'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2628880231478034532'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='راز پر جلال صعود مسیح'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S_EzcIwWJvI/AAAAAAAAAcM/Vm26P4mSqYg/s72-c/ascension_1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2448077282368601953</id><published>2010-04-24T15:31:00.000+02:00</published><updated>2010-04-24T15:31:29.709+02:00</updated><title type='text'>محرک شاگردان در بشارت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;محرک شاگردان عیسی مسیح در تبشیر کلام او&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرائت : یوحنا 14 : 15 – 20 اعمال 2 : 1 – 12 یوییل 3 : 2 – 28&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S9LyoM_y4SI/AAAAAAAAAcE/zwfeQd3kJgU/s1600/disciples.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S9LyoM_y4SI/AAAAAAAAAcE/zwfeQd3kJgU/s320/disciples.jpg" tt="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;هر انسانی در زندگی خویش احتیاج به یک محرکی دارد تا بتواند به تحریک آن به مقصد خود برسد. مثلا ً محرک رشوه خواری و پول پرستی هر شخصی طمعی است که در وجود اوست. محرک قتل و خون ریزی در جهان، جاه طلبی و مقام پرستی انسان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محرک ناپاکی و زناکاری انسان شهوتی است که در وجود او قرار دارد. محرکی که انسان را وادار به فداکاری و از خودگذشتگی می نماید، محبتی است که وجود او را فرا گرفته است. به طور حتم و یقین در وجود انسان محرکی باید باشد تا بتواند عملی را چه نیک و یا بد، انجام دهد و الا هیچ امکان ندارد کسی بدون محرک، فداکاری و از خود گذشتگی نشان دهد و یا مرتکب عمل بد و نیک گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز می خواهیم به طور مخصوص به این سئوال فوق جواب داده و پی ببریم و بفهمیم که در حقیقت محرک اصلی حواریون عیسی مسیح چه بوده است که آنها را وادار کرده تا با وجود همه مشکلات و مخالفت ها و زحمات و شکنجه هایی که در این راه می دیدند، دست از ایمان و مقصد خود نکشند، بلکه در برقراری و پیشرفت ملکوت عیسی مسیح و بنای کلیسای مقدس او تا پای جان خویش بکوشند و پیش بروند. وقتی به اوضاع آن روزه شاگردان مسیح نگاه می کنیم، می بینیم که آنها مردمانی فقیر و بی چیز بودند که به وسیله شغل ماهیگیری امرار معاش می کردند و در موقعی که پیرو مسیح شدند همچنان به کمک دیگران، نیازمند بودند. در انجیل می خوانیم که حتی از گرسنگی خوشه های گندم را به کف دست ها مالیده می خوردند. لوقا 6 : 1 و 2 : 6 . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خود عیسی مسیح نیز از خانواده بسیار فقیری چشم به جهان گشود که به وسیله فقر والدینش در طویله در شهر بیت الحم متولد گردید و او را در داخل آخوری خوابانیدند. اولین کسانی که برای زیارت او رفتند، عده ای از شبانان ساده دل بودند که مشغول شبانی گوسفندان خود بودند. لوقا 2 : 15 . وقتی که عیسی بزرگ شد، شخصا ً به وسیله شغل ضعیف نجاری آن هم در محل کوچکی به نام ناصری زندگی خود و فامیلش را تأمین می نمود. وقتی که مأمورین معبد جهت اخذ مالیات سرانه به درب خانه آمده بودند، پولی نداشت که آن وجه ناچیز را بپردازد. دستور داد تا پطرس به وسیله صید ماهی آن را پرداخت نماید. متی 17 : 14 . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین وقتی کاتبی از عیسی تقاضا نمود تا جزو پیروان او گردد، عیسی به او گفت روباهان صحرا سوراخ ها و مرغان هوا را آشیانه هاست، اما من جای سر نهادن را هم ندارم. در موقع صلیب میراثی از او به جای نماند، جزء همان ردایی که بر تن داشت و سربازان بر آن قرعه افکندند. حتی در موقع طفولیت که او را به هیکل جهت تقدیس و تقدیم بردند، پولی نداشتند که مراسم را با تقدیم بره قربانی انجام دهند، بلکه یک جفت فاخته و یا کبوتر را قربانی نمودند. در مواقع سفر، زنان مقدسه و با ایمان که به وسیله عیسی مسیح از امراض و گناهانشان رهایی یافته بودند، عیسی و حواریونش را در قسمت خوراک و پوشاک کمک و حمایت می کردند. در این صورت ما نمی توانیم بگوییم و یا حتی فکر کنیم که محرک شاگردان عیسی مسیح در پیشرفت ملکوت او، ثروت و یا پول و مادیات بوده، زیرا که همگی مستمند و محتاج نان روزانۀ خویش بودند. پس محرک اصلی آنها در پیشرفت امر مسیحیت حتما ً چیز دیگری بوده است. عیسی به وسیله نشان دادن طفلی کوچک به شاگردانش فهمانید که باید در زندگی فروتن و کوچک و بردبار باشند. حتی به آنها فرموده، گفت باید مانند نمکی که در غذا حل شده به آن طعم می بخشد باشند. یعنی برای طعم بخشیدن به این دنیا بایستی خود را فدا سازند و محو گردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی مسیح در شب آخر زندگیش که با شاگردانش دور سفره شام آخر گرد آمده بودند، از جا برخاسته ردای خود را بیرون آورده و دستمالی به کمر بسته، آب در لگن ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردانش و خشکانیدن آنها با دستمالی که بر کمر داشت. چون پاهای آنها را شست رخت خود را گرفته باز نشست و بدیشان گفت: آیا فهمیدید آنچه به شما کردم. شما مرا استاد و آقا می خوانید و خوب می گویید، زیرا که چنین هستم. پس اگر من که آقا و معلم شما هستم پاهای شما را شستم، بر شما نیز واجب است که پاهای همدیگر را بشویید. زیرا نمونه ای به شما داده ام تا چنانکه من با شما رفتار کردم، شما نیز همانطور بکنید. عیسی مسیح به ایشان فرمود، حقیقتا ً به شما می گویم که غلام بزرگتر از آقای خود نیست و نه رسول از فرستندۀ خویش. هرگاه این را دانستید خوشا به حال شما اگر به عمل آورید. یوحنا 13 . عیسی فرمود: من نیامده ام تا مختوم شوم، بلکه خدمت کنم و جان خود را فدای بسیاری سازم و به حواریون خود فرمود: بزرگان جهان بر قوم ها سروری می کنند و پادشاهان بر مردم حکمرانی می نمایند، لیکن شما این طور نباشید، بلکه هر که از شما بزرگتر باشد خادم همه گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پولس رسول نیز تعلیم داده می گوید: پس همین فکر در شما باشد که در مسیح نیز بود که چون در صورت خدا بود، آن را غنیمت نشمرد بلکه خود را حقیر ساخته صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شده و مطیع گردید. حتی تا به موت بر صلیب خود را فروتن ساخت. پس با این همه تعالیم و رفتار فروتنانه، آیا کسی می تواند بگوید و یا قبول کند که وعدۀ مقام و یا ریاست این جهان، شاگردان را تحریک کرده باشد که ملکوت او را در جهان گسترش دهند و پیش ببرند؟ بعد از قیام و صعود عیسی هم مشاهده می کنیم که حواریون او با کمال فروتنی و افتادگی و روح خدمت گذاری، نیرو و زندگی خود را فدای دیگران نمودند. حتی امروزه هم مسیحیان واقعی به امید مقام و ریاست کاری را انجام نمی دهند بلکه وظیفه انسانی و ایمانی خود می دانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس محرک اصلی حواریون و پیروان اولیه عیسی مسیح در حقیقت چیز دیگری بوده، نه حب جا و مقام دنیوی. عیسی مسیح هیچگاه دستور نداد که پیروانش برای پیشبرد کار ملکوتش و رسیدن به این هدف عالی الهی به تقیه و دروغ متوسل گردند، بلکه به آنها فرمود: سخنان شما بلی بلی و نی نی باشد. زیرا هر که از این تجاوز نماید از عادلان نیست بلکه از شریران خواهد بود. متی 5 : 3 . همچنین به حواریونش گفت: هر که مرا پیش مردم اقرار نماید، من نیز او را در حضور خدا و فرشتگانش اقرار خواهم نمود. لوقا 12 : 8.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شبی که دشمنان عیسی جلو آمده تا او را برای محاکمه و صلیب دستگیری نمایند، از آنها سئوال نموده، گفت: چه کسی را می طلبید؟ گفتند: عیسی ناصری را. به آنها گفت: من هستم. حتی وقتی پیروان عیسی را قدغن اکید نمودند که هیچگاه به نام او بشارت ندهند، آنها در جواب حکام وقت و فرمانداران با کمال صراحت و دلیری گفتند: ما را محال است از بیان حقایقی که شاهد و ناظر بر آن بوده ایم لب بربندیم، تا به امروز هم مسیحیان حقیقی در راستگویی و صدق قول و فعل در جهان نمونه واقعی بوده و هستند. پس به هیچ وجه نمی توانیم بگوییم که محرک شاگردان عیسی مسیح در پیشبرد ملکوت او دروغ و یا تقلبی و یا تظاهر بوده است. بلکه باید چیز مهمتری از اینها محرک آنها بوده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی مسیح قشون و یا سپاهی نداشت، اعمال نفوذ و یا زوری را هم بکار نبرد، بلکه شاگردانی ترسو و بی وفا و کم ایمان گرد او جمع شده بودند. چنانکه در شب گرفتاری عیسی به دست دشمنان شاگردانش او را تنها گذارده فرار کردند. غیورترین شاگردان او یعنی پطرس سه بار مسیح را در شب محاکمه انکار کرده و حتی لعنت فرستاده، گفت، من عیسی را نمی شناسم. در موقع صلیب می خوانیم که فقط یکی از شاگردانش به نام یوحنا و مادرش در پای صلیب او حضور داشتند. بقیه به دنبال شغل قبلی خود یعنی ماهیگیری رفتند. با این توصیف به هیچ وجه نمی توانیم محرک شاگردان مسیح را در پیشرفت ملکوت او در زور و یا اعمال نفوذ و یا نیروی حربه بدانیم بلکه محرک اصلی آنها چیزی مهمتر از اینها بوده است. پس هرگاه ثروت و یا مادیات، یا مقام و ریاست دنیوی، یا دروغ و تقیه، یا زور و اعمال نفوذ، محرک شاگردان عیسی مسیح در پیشرفت مسیحیت نبوده، چه چیزی را می توانیم محرک اصلی چنین نهضت عظیمی که هنوز هم درحال پیشرفت است و سبب گردیده که شاگردان ترسو و بی وفای عیسی به طور ناگهانی تغییر حالت داده، وقت و نیرو و حتی جان خود را نیز در راه پیشرفت مسیحیت و برقراری سلطنت مسیح بر قلب های میلیون ها نفر بدهند و این ملکوت روحانی را به درجۀ اعلاء ترقی برسانند و جهان را به وسیله تعالیم حیات بخش عیسی مسیح مسخر نمایند. عیسی مسیح در روزهای آخر زندگیش بر روی زمین راجع به رفتن خود به سوی پدر آسمانیش با شاگردان گفتگوی بسیار می دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حواریونش از اینکه استادشان آنها را تنها گذارده و به سوی پدر می رود، دلتنگ و محزون گردیدند، عیسی مسیح آنها را امیدوار ساخته فرمود: دل شما مضطرب نشود، به خدا توکل کنید و به من نیز ایمان داشته باشید. اگر شما مرا دوست دارید، دستورهای مرا اطاعت خواهید کرد و من از پدر درخواست خواهم نمود و او پشتیبانی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما بماند. یعنی روح و راستی که جهان نمی تواند آن را بپذیرد. زیرا او را نمی بیند و نمی شناسد. ولی شما او را می شناسید، چون که او پیش شما می ماند و در شما خواهد بود. اگر پشتیبان شما که او را از جانب پدر نزد شما می فرستم، بیاید، یعنی روح و راستی که از پدر صادر می گردد، او دربارۀ من شهادت خواهد داد و شما نیز شاهدان من خواهید بود، زیرا از ابتدا با من بوده اید. این چیزها را به شما گفتم، دل های شما پر از غم شد. با وجود این حقیقت را به شما می گویم که رفتن من برای شما بهتر است. زیرا اگر نروم، پشتیبانتان پیش شما نمی آید. اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد. وقتی که او می آید جهان را در مورد گناه و عدالت و مکافات متقاعد می سازد. گناه را نشان خواهد داد، چون که به من ایمان نیاوردند. در هر حال وقتی که روح و راستی بیاید شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد. زیرا از خود سخن خواهد گفت، بلکه دربارۀ آن چه بشنود، سخن می گوید و شما را از امور آینده باخبر&lt;br /&gt;می سازد. او مرا جلال خواهد داد، زیرا حقایقی را که از من دریافت کرده به شما اعلام خواهد نمود. یوحنا 16 : 7 – 14&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین در وقت صعودش به آسمان به شاگردان فرمود: از اورشلیم جدا مشوید بلکه در انتظار آن وعدۀ پدر که در خصوص آن به شما گفته بودم باشید. یحیی با آب تعمید می داد، اما بعد از چند روز شما با روح تعمید خواهید یافت. وقتی روح القدس بر شما نازل شود، قدرت خواهید یافت و در اورشلیم و تمام یهودیه و سامره و تا دورافتاده ترین نقاط عالم شاهدان من خواهید بود. این وعدۀ عیسی مسیح در ارسال تسلی دهنده به حواریونش ده روز پس از صعودش به آسمان به انجام رسید. روح القدس نزول فرموده، شاگردان را پر ساخت و قوت بخشید و محرک آنها گردید تا به نام عیسی مسیح اعمال خارق العاده ای انجام دهند. چنانکه در کتاب اعمال رسولان ثبت گردیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان عزیز به عقیده راسخ کلیه مسیحیان عالم همین تسلی دهنده، همین روح راستی، همین روح القدس، همان محرک اصلی پیروان عیسی مسیح بوده که آنها را تحریک و وادار به انجام اوامر استادشان نموده است تا پیام حیات بخش و سازنده او را به سرتاسر عالم برده، فرزندان خدا را که خود را گرفتار چنگال شیطان ساخته بودند از موت به حیات رهبری و هدایت نمایند و وارث ملکوت بی زوال الهی سازند. لوقا در باب دوم کتاب اعمال رسولان چنین نوشته است: چون پنجاه روز از قیام عیسی مسیح گذشته بود، همگی شاگردان به یک دل در یک جا جمع بودند که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمده خانه را که در آن جمع بودند، پر ساخت و زبان های منقسم شده مثل زبانه های آتش بر هر یکی از ایشان قرار گرفت، به طوری که همه از روح القدس پر گشته به زبان های مختلف به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشیده بود، سخن گفتن آغاز کردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لوقای کاتب در کتاب اعمال رسولان می گوید: چون این صدا بلند شد گروهی در حیرت افتادند. مبهوت و متعجب شده به یکدیگر گفتند مگر همه اینها که حرف می زنند، جلیلی نیستند. پس چون است که هر یکی از ما زبان مادری خود را که در آن واقف هستیم می شنویم. پطرس و سایرین برخاسته آواز خود را بلند کرده، گفتند: ای مردان یهودی و جمیع سکنه اورشلیم این را بدانید که این واقعه همان است که یوییل نبی پیشگویی کرده گفت، خداوند می فرماید در ایام آخر از روح خود بر تمام بشر خواهم ریخت تا دختران و پسران شما نبوت کنند، جوانان شما رویاها و پیران شما خواب ها خواهند دید. حتی بر غلامان و کنیزان از روح خود خواهم ریخت که نبوت خواهند نمود. پطرس به آن جماعت که اطراف آنها بودند، فرمود: چون عیسی به آسمان بالا برده شد، روح القدس را که وعدۀ آن را داده بود جهت تسلی و رهبری و قوت و قدرت بر رسولان نازل نموده، این را که شما مشاهده کرده و می شنوید که بر ما فرو ریخته شده است، همان است که عیسی مسیح وعده آن را داده بود. لوقا می گوید که مردم در اثر بیانات پطرس و سایر رسولان به خطایای خویش نسبت به حقایق مسیحیت پی برده، دل ریش شده، گفتند: حال تکلیف ما چیست؟ پطرس به آنها گفت: توبه کنید و هر یکی از شما به جهت آمرزش گناهان خویش به اسم عیسی مسیح تعمید گیرید که عطایای روح القدس را خواهید یافت. پس جماعت کلام او را پذیرفته تعمید گرفتند که در همان روز سه هزار نفر ایمان آورده به رسولان پیوستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان عزیز نتیجۀ وعدۀ عیسی مسیح یعنی آمدن روح راستی، تسلی دهنده، روح القدس به همین جا خاتمه نیافت، بلکه با مطالعه کتاب اعمال رسولان می توانید به پیشرفت ملکوت مسیح و خدمات رسولان او در سرتاسر مسیحیت پی ببرید. ما به این نتیجه می رسیم که پیشرفت ملکوت عیسی مسیح احتیاج به پول و یا زور، یا اعمال نفوذ و یا دروغ، تقیه و یا وعدۀ مقام و ریاست را ندارد، بلکه فقط احتیاج به هدایت روح خدا دارد تا انسان را نیرو بخشیده و عوض کند تا به جای ترس، شجاعت و به جای جاه طلبی و خودخواهی، فروتنی و خدمت گذاری و به جای کینه و نفرت، روح محبت و اتحاد را در ما به وجود آورد و محرک اصلی ما در انجام امور خیر باشد. دعای ما این است که خداوند روح القدس خود را به همه عطا فرماید و نیرو بخشد تا محرک اصلی ما در کلیۀ امور خیر برای پیشرفت ملکوت الهی گردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده: کشیش میرزایی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2448077282368601953?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2448077282368601953/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2448077282368601953&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2448077282368601953'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2448077282368601953'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/04/blog-post_24.html' title='محرک شاگردان در بشارت'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S9LyoM_y4SI/AAAAAAAAAcE/zwfeQd3kJgU/s72-c/disciples.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8881828038189361790</id><published>2010-04-09T12:38:00.000+02:00</published><updated>2010-04-09T12:38:37.131+02:00</updated><title type='text'>مسیحیت بدون مسیح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S78DkeKKH5I/AAAAAAAAAb8/4Uga6GxYk2U/s1600/jesuswithoutreligion.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S78DkeKKH5I/AAAAAAAAAb8/4Uga6GxYk2U/s320/jesuswithoutreligion.jpg" wt="true" /&gt;&lt;/a&gt;این عنوان کنفرانسی بود که هفته گذشته در آن شرکت کردم. هنگامی که خبر آمدن اساتید الاهیاتی چون دکتر آر. سی. اسپرول و پیتر جونز را به شهر خود شنیدم، از وجد و شادمانی سرشار شدم. اساتیدی که خود را سالها به شنیدن دروس و خواندن کتابهای ایشان تمرین دادم. اما آنچه توجه مرا بیشتر از هر چیز دیگری جلب کرد عنوان این گردهمایی بود که این مردان خدا انتخاب نموده بودند: "مسیحیت بدون مسیح". در این گردهمایی چهار نفر از الهیدانان، بترتیب دکتران آر. سی. اسپرول، پیتر جونز، مایکل هورتون و جان مکارتور سخنرانی کردند که هر کدام به نوعی از زاویه ای منحصر بفرد این معضل موجود در جامعه مسیحی را مورد کنکاش و بررسی قرار داده در نهایت توجه حضار را به انجیل واقعی عیسی مسیح معطوف ساختند. &lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;در سخنرانی نخست دکتر مایکل هورتون خاطر نشان شد که علیرغم رشد روحانیت در آمریکا در مقایسه با اروپا، نباید ذات و ماهیت این روحانیت ضدکتاب مقدسی را با خداترسی که کلام خدا ما را بدان دعوت می کند اشتباه کرد. او اضافه کرد که بر طبق یک سری آمار، 92 درصد آمریکایها معتقد به وجود خدا هستند اما درصد بسیار ناچیزی از این رقم به خدایی شخصی (دارای شخصیت) باور دارند. &lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;او به سه عاملی که ایمان تاریخی مسیحی را از این ملت که روزگاری بر اساس عقاید و باورهای مسیحی بنا شده بود دور کرده است اشاره نموده افزود، روحانیت بر اساس احساس، جامعه امروز را به گونه ای از مذهب رهنمود ساخته، که بر اساس شخصیت و قوانین الهی بنا نگشته بلکه پایه و شالوده آن بر ادراک درونی و انفرادی شخص قرار دارد. در جلسه دوم دکتر جان مکارتور در ادامه سخنرانی همپای خویش به مبشرین توخالیی اشاره کرد که زندگی پربرکت و موفق در این دنیا را به مردم وعده می دهند. مسیحیتی که خود را مشغول امید پرجلال یک ایماندارنکرده بلکه خود را در دستهای شهوت جسم و غرور زندگی و خواهش چشم اسیرساخته، مسیح را وسیله ای برای رسیدن به آمال و آرزوهای گناه آلود خود می سازند. مبشرینی که خود را چنان غرق در موفقیتها و پیروزیهای این دنیا ساخته اند که عالم آینده را به فراموشی می سپارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-right: medium none; border-top: medium none;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;وی در طی سخنرانی خود به مبشرین انجیل کامیابی اشاره کرده اعلام کرد که ایشان نه تنها خادمین انجیل مسیح نیستند بلکه در دستهای شیطان چون دهان او عمل کرده دنیا را اغفال می کنند. در بخش سوم این گردهمایی دکتر آر. سی. اسپرول در تایید تعالیم این مردان خدا چنین اضافه کرد که کلیسا وظیفه دارد تا انجیل رهایی بخش را به دنیای گمشده اعلام نماید و نه یک نصحیت خوب برای رشد اخلاقیات در جهت شکل دادن شخصیت مسیح وارانه بلکه به نیاز دنیای گناه آلود به آزادی از گناه و غضب خدا بپردازد. وی فرمود نیاز انسانها این است که بر گناهکار بودن خود واقف شده چون آن زندانبان از کلیسا سوال کنند: چه کنم تا نجات یابم؟ پیغام کلیسا اعلام انجیل عیسی مسیح است و نه انجیل ما. اهمیت این مطلب آنچنان زیاد است که پولس رسول در رساله خود فرمود حتی اگر فرشته ای انجیلی غیر از آنچه به شما سپردیم را اعلام نماید اناتیما باد "بر او لعنت باد"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرصت نیکویی است تا از خویش سوال نماییم. آیا آنچه را که به عنوان کلام خدا تعلیم می دهم، کلام راستین خداست یا آرزوها و نیازهای پنهان من که در قالب وعده های خدا به جماعت خدا داده می شود.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8881828038189361790?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8881828038189361790/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8881828038189361790&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8881828038189361790'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8881828038189361790'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/04/blog-post_09.html' title='مسیحیت بدون مسیح'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S78DkeKKH5I/AAAAAAAAAb8/4Uga6GxYk2U/s72-c/jesuswithoutreligion.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-4962992301616623302</id><published>2010-04-04T18:09:00.001+02:00</published><updated>2010-04-04T18:11:42.539+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i5mSJTRjI/AAAAAAAAAb0/jWFLpZBEYRA/s1600/Easter_mohabat_0.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="130" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i5mSJTRjI/AAAAAAAAAb0/jWFLpZBEYRA/s400/Easter_mohabat_0.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً به‌عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود. بد نیست ببینیم در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به "ایستر" معروف است، چه سنتی نهفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشه‌اش همان واژه عبریِ "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌کردند. درست همانطور که در شبِ واقعۀ پسح خون بره که بر سر درِ منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خونِ بره خدا سبب رهایی و رستگاریِ قوم جدید خدا ‌شد …. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نامِ الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نورِ در حال تزاید می‌دانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌مرغ‌های قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر می‌دهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغتِ Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده‌دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته می‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌هایی سفید می‌پوشیدند ….&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-4962992301616623302?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/4962992301616623302/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=4962992301616623302&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4962992301616623302'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/4962992301616623302'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/04/blog-post_4543.html' title=''/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i5mSJTRjI/AAAAAAAAAb0/jWFLpZBEYRA/s72-c/Easter_mohabat_0.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-1203367276920487981</id><published>2010-04-04T18:01:00.000+02:00</published><updated>2010-04-04T18:01:12.727+02:00</updated><title type='text'>عید قیام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i3ngybsfI/AAAAAAAAAbs/RB6hbBRmalM/s1600/1-5.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i3ngybsfI/AAAAAAAAAbs/RB6hbBRmalM/s320/1-5.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که قیام مسیح چنین اهمیتی دارد، دشمنان مسیحیت نیز بیشتر آن را هدف حملۀ خود قرار داده‌اند. ولی خدا را شکر که نه فقط کلام خدا بلکه شواهد تاریخی نیز حقیقت قیام عیسی مسیح را تأیید می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما چرا رستاخیز مسیح اهمیت دارد؟ و چه تأثیری بر ما می‌گذارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-‏‏‏‏ قیام مسیح الوهیت او را ثابت می‌کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمام ادعاهای مسیح به‌وسیله قیامش تأیید می‌شود. رستاخیر مسیح ثابت می‌کند که تمام گفته‌های او درست بوده و او واقعاً مسیح است‌. «با زنده شدنش پس از مرگ با قدرتی عظیم ثابت نمود که از لحاظ قدوسیت خدایی‌، او پسر خداست‌» (رومیان ۱:‏۴).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲-‏‏‏‏ قیام مسیح نشان می‌دهد که خدا کار او را بر روی صلیب پذیرفته است‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخاستن مسیح از مردگان مهر موافقت و تأیید خدا را بر کار او نشان می‌دهد. اکنون ما می‌توانیم اعلام بکنیم که آمرزش از گناهان و نجات برای همه وجود دارد. «او به‌خاطر گناهان ما تسلیم مرگ گردید و زنده شد تا ما در پیشگاه خدا کاملاً نیک محسوب شویم‌» (رومیان ۴:‏۲۵). پس وقتی پولس موعظه می‌کرد، می‌توانست بگوید‌‌‌: «ما در حضور شما مژدۀ آن وعده‌ای را که خدا به پدران ما داد اعلام می‌کنیم‌، که خدا برای ما که فرزندان آنان هستیم‌، با رستاخیر عیسی به آن وعده وفا کرده است ... و بدانید که مژدۀ آمرزش گناهان به‌وسیلۀ عیسی به شما اعلام می‌شود» (اعمال رسولان ۱۳:‏۳۲-‏‏‏‏۳۳ و ۳۸).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳-‏‏‏‏ قیام مسیح نشان می‌دهد که مسیح امروز زنده است‌، برای ایمانداران شفاعت می‌کند، و همراه آنها می‌باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما نه فقط احتیاج به نجات از مجازات گناه داریم‌، بلکه همیشه احتیاج به شفاعت و کمک هم داریم‌. پس خدا را شکر، همانطوری که پولس می‌فرماید‌‌‌: «عیسی مسیح‌... مرد و دوباره زنده شد و اکنون در دست راست خدا از ما شفاعت می‌کند» (رومیان ۸:‏۳۴).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین مسیح به‌وسیلۀ روحش با ماست، «... و بدانید که من هر روزه تا انقضای عالم با شما هستم‌» (متی ۲۸:‏۲۰). مسیح قدرت خود را به ما عطا می‌کند تا ما بتوانیم بر قدرت گناه پیروز بشویم‌. پس قیامت مسیح به ایمانداران اطمینان می‌دهد که او نیروی لازم را جهت زندگی و خدمت به ما می‌بخشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴-‏‏‏‏ قیامت مسیح تضمینی است در مورد اینکه خدا بدن‌های ما را هم زنده خواهد کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پولس در این مورد می‌فرماید‌‌‌: «اگر روح خدا که مسیح را پس از من زنده گردانید در وجود شما ساکن باشد، همانطور که او را پس از مرگ زنده گردانید، به‌وسیلۀ همان روح‌القدس که در شما ساکن است به جسم فانی شما هم حیات خواهد بخشید» (رومیان ۸:‏۱۱). بنابراین طرز فکر ما در مقابل مرگ کاملاً عوض می‌شود. چون مسیح ما را از ترس از مرگ آزاد ساخته (عبرانیان ۲:‏۱۴-‏‏‏‏۱۵) و امید زنده‌ای به ما داده (اول پطرس ۱:‏۳-‏‏‏‏۵ و ۲۱)، دیگر نمی‌ترسیم‌. همین حقیقت باعث شد که ایمانداران اولیه در مقابل مشکلات‌، سختی‌ها و جفاها ادامه بدهند. پولس حتی می‌فرماید‌‌‌: «اگر امید ما به مسیح فقط منحصر به این زندگی باشد، از تمام مردم بدبخت‌تر هستیم‌.» او در آیۀ بعدی می‌فرماید‌‌‌: «اما در حقیقت مسیح پس از مرگ زنده شد...». و بعد اضافه می‌کند‌‌‌: «بنابراین ... پابرجا و استوار بمانید. همیشه در کار و خدمت خداوند مشغول باشید، زیرا می‌دانید زحمت شما در خدمت او بی‌نتیجه نخواهد بود» (اول قرنتیان ۱۵:‏۱۹-‏‏‏‏۲۰ و ۵۸).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا عطا فرماید که در این ایام عید قیام‌، قلب‌های ما پر از شادی و آرامش مسیح زنده گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مـژده آمـد کـه اینک قیامش ببیـن    بــاز شـد تـا ابـد آسمـان از زمیـن‌!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موت دیگر نبُد قدرتش بیش از این   از که ترسم دگر از چه باشم حزین‌؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سـر بـرآر از افـق مهـر تـابـان مـا   بین چه‌سان تـازه گشته تن و جان ما!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبـر خالـی نگـر! کـار یـزدان مـا!   زنـده عیسی ببیـن اصـل ایمـان مـا.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-1203367276920487981?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/1203367276920487981/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=1203367276920487981&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1203367276920487981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/1203367276920487981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/04/blog-post_04.html' title='عید قیام'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7i3ngybsfI/AAAAAAAAAbs/RB6hbBRmalM/s72-c/1-5.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-7831629209436802616</id><published>2010-04-02T10:08:00.002+02:00</published><updated>2010-04-02T10:12:03.604+02:00</updated><title type='text'>جمعه مقدس (جمعه صلیب)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7WlG1yIxhI/AAAAAAAAAbM/m_wbd0rpaSk/s1600/messiah_1194460579.gif" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7WlG1yIxhI/AAAAAAAAAbM/m_wbd0rpaSk/s200/messiah_1194460579.gif" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;یکی از مهمترین روزهای مقدس در تقویم مسیحی، جمعه صلیب است که بسیار جدی میباشد. جمعه مقدس یا جمعه صلیب، بزرگداشت مصلوب شدن خداوند ما عیسای مسیح است. که در تقویم سال متفاوت است بین ۲۰ مارس تا ۲۳ آوریل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب، روزیست که خداوند به درون خاک میرود و این جمعه آخرین جمعه قبل از عید پاک میباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هفته که هفته مقدس نام دارد در اوج تقدس است و مسیحیان این روز جمعه را که بسیار با ارزش و مقدس است و خون خداوند در این روز برروی زمین ریخته شده است را با رعایت فروتنی و احترام به دعا و نیایش میپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاریخچه جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اوایل قرن یک میلادی، کلیسا هر جمعه را بعنوان یک روزه ویژه به دعا و روزه میپرداخت تا اینکه در قرن ۴ این رسم تغییر پیدا کرد و کلیسا رعایت این احترام را به روز جمعه قبل از عید پاک که مصادف با روز مصلوب شدن مسیح است، اختصاص داد. که توسط کلیسای یونانی به نام "جمعه مقدس" ویا "جمعه بزرگ" نامیده شد. نام جمعه صلیب توسط کلیسای روم در حدود قرن ششم یا هفتم پذیرفته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریشه کلمه جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو منشا احتمالی برای کلمه جمعه صلیب وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- ممکن است که از کلیسای اهل نژاد گل در کشور گل ( فرانسه و آلمان مدرن امروزی) باشد که کلمه Gute Freitag یک کلمه ژرمنی است و در اصل به معنای حقیقی  جمعه " صلیب" یا "مقدس" اشاره دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- احتمال دوم در این است که یکی از نامهای متنوع خدا باشد " جمعه خدا " که در آن کلمه خوب جایگزین کلمه خدا شده است چونکه برای صحبت کردن کلمه خدا بیش از اندازه مقدس بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سنت های جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب مراسم مذهبی و سنتی تمامی کلیساهای است که برای جمعه صلیب اهمیت قابل توجهی قائل هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در برخی کلیساها مراسم کاملا در تاریکی انجام میشود. کشیش و شماس ها، لباس های سیاه بر تن دارند و منبر و مذبح خالی است و صلیب پوشیده است و هیچ شمعی روشن نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف پشت سر این مراسم ارائه و یادآوری است از اندوه بیش از حد خدا، برای فداکاری تنها فرزندش که خود را قربانی بشریت کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیین کلیسایی جمعه صلیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شروع مراسم بین ساعات نیمه شب است تا ۳ صبح. کشیش ها و بقیه شروع به خواندن دعای مخصوص میکنند. در مراسم صبح، کشیش تعالیمی را از کتاب مقدس قرائت و موعظه میکند. پس از آن مراسم دعا صورت میگرد که در آن از خداوند درخواست میشود که با فیض و رحمت خود گناهان بشریت را ببخشاید. در هنگام ظهر کشیش با احترام و عشق پرده از روی صلیب برمیدارد و همگی با خداوند دوباره بیعت میکنند که به صلیب او وفادار باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کلیسای اورشلیم، تکه هایی از صلیب حقیقی مسیح را به نمایش میگذارند و در هنگام عشای ربانی مردم به یاد مسیح به آن احترام میگذارند و دعا میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بسیاری از کلیساهای پروتستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه صلیب از ظهر شروع میشود و تا ۳ بعد از ظهر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادامه دارد. زیرا که عیسای خداوند در این ساعات به صلیب کشیده شد. این مراسم معمولا شامل هفت موعظه آخر مسیح است در حالیکه صلیب خود را بر دوش میکشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بقیه مراسم، شامل سرودهایی است که در ارتباط با رنجهای مسیح در انجیل یوحنا به آنها اشاره شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمامی این مراسم و آیین که درباره جمعه صلیب گفته شد برای کسانی مهم است که به اهمیت و ارزش والای آن اعتقاد دارند و آنرا رعایت میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای بسیاری از مسیحیان جمعه صلیب، روز غم و اندوه است و زمانی است که انسان از لعنت گناه رها شود و به عشق محض خدا فکرو تعمق کند که چگونه اینطور سخاوتمندانه تنها پسرش را برای رستگاری بشریت از گناه فدا کرد. آمین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده: دیوید کاتسکی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترجمه: راشین سایروس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;موزیک ویدیوی مربوط به این مقاله را ملاحظه بفرمایی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=OU2ctBWO95Q&amp;amp;feature=related"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=OU2ctBWO95Q&amp;amp;feature=related&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-7831629209436802616?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/7831629209436802616/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=7831629209436802616&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7831629209436802616'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/7831629209436802616'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='جمعه مقدس (جمعه صلیب)'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S7WlG1yIxhI/AAAAAAAAAbM/m_wbd0rpaSk/s72-c/messiah_1194460579.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-6029995031507276348</id><published>2010-03-21T12:01:00.000+01:00</published><updated>2010-03-21T12:01:17.811+01:00</updated><title type='text'>نوروز همراه با محبت خدا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;در این روزهای زیبای نوروزی که سال جدید ایرانی را با بهار آغاز میکنیم٬ بهاری که مظهر عشق٬ محبت و بخشش است٬ چه خوب است در شناخت خدای خود و درک نقشه او از خلقت خود بیشتر عمیق شویم و برای این هدف والا خود را تجهیز کنیم. خدایی که محبت خلاصه وجود اوست. نوروز که تجلی و بیانگر تولد٬ خلقت‏٬ تازگی و آفرینش است؛ میتواند ما را به آن هدف والای محبت و عشق محض خدای پدر آشناتر کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تولد ما یک اتفاق تصادفی و یا اشتباه نبوده٬ و همینطورزندگی ما نیز بر حسب اتفاق یا حادثه نبوده٬ شاید پدر یا مادر ما از روی بی هدفی ما را به دنیا آورده باشند ولی آنچه که حائز به اهمیت است٬ اینست که خدا مطلقاً از تولد ما غافلگیر نشده است بلکه در واقع اودر انتظار تولد ما بوده است. در واقع ما در اندیشه خدا نقش بسته بودیم.&lt;br /&gt;خدا طراح تمام اجزای بدن ماست او ما را دقیقاً آنطور که دوست داشت خلق کرده است و استعدادهایی را به ما بخشیده که فقط خاص خود ماست.&lt;br /&gt;کتاب مقدس میفرماید:" وقتی استخوانهایم در رحم مادرم بدقت شکل میگرفت و من د ر نهان نمو میکردم٬ تو از وجود من آگاه بودی."&lt;br /&gt;خدا از پیش نه فقط زمان دقیق تولد و مرگ ما را بلکه تمام روزهای زندگی ما را تعیین کرده است.&lt;br /&gt;کتاب مقدس میفرماید :" پیش از آنکه روزهای زندگی من آغاز شود‏٬ تو همه آنها را در دفتر خود ثبت کرده بودی." &lt;br /&gt;خدا برای هدف خودش٬ محل تولد و زندگی ما را نیز مشخص نمود. نژاد و ملیت ما تصادفی نیست خداوند هیچ کاری را به شانس واگذار ننمود. او از قبل تمام وجود و زندگی ما را برای هدف ومقصود خود طراحی نمود. کتاب مقدس میفرماید: او تمام مردم دنیا را از یک نفر بوجود آورد.... او زمان به قدرت رسیدن وسقوط هر یک از قوم های جهان و مرزهای آنها را از پیش تعیین نمود. خدا برنامه ای مشخص برای آفرینش ما داشت و این برنامه خدا هیچ ربطی به اینکه والدین ما افرادی خوب٬ بد ویا بی اعتنا هستند٬ ندارد. خدا میدانست که والدین ما دارای آن خصوصیات و ژن هایی میباشند که برای تولید و به دنیا آمدن ما لازم بوده است درست به همان شکلی که خدا در اراده خود داشت.&lt;br /&gt;انگیزه خدا ازآفرینش ما محبت او بود. کتاب مقدس میگوید: از زمانهای بسیار دور حتی پیش از آفرینش جهان ٬ ما را برگزید تا در اثر فداکاری که مسیح در راه ما کرد٬ از آن او گردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا ما را آفرید تا بتوانیم او را محبت نماییم٬ حقیقتی که میتوانیم زندگیمان را بر آن استوار گردانیم.&lt;br /&gt;خدا درکتاب مقدس میفرماید: من شما را آفریده ام و از بدو تولد تاکنون از شما نگهداری کرده ام. من خدای شما هستم وتا زمانی که پیر شوید و موهایتان سفید شوند از شما مراقبت خواهم کرد. من شما را آفریده ام و از شما نگهداری خواهم نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها زمانی میتوانیم به درک وجود خدا پی ببریم همان خدایی که ما را برای هدفی خلق کرده و زندگی ما را دارای معنایی بس عمیق کرده٬ که او را مرجع زندگی خود نموده باشیم. ترجمه تفسیری رومیان ۱۲‏: ۳‏ چنین میگوید:" یگانه راه مطمئن برای شناخت خودمان٬ از این طریق است که بفهمیم خدا کیست و برای ما چه میکند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تهیه و گردآوری: راشین سایروس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اقتباس از کتاب زندگی هدفمند و تارنمای خانواده مسیحی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-6029995031507276348?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/6029995031507276348/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=6029995031507276348&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6029995031507276348'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/6029995031507276348'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/03/blog-post_21.html' title='نوروز همراه با محبت خدا'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2302780052171677597</id><published>2010-03-06T11:14:00.000+01:00</published><updated>2010-03-06T11:14:24.657+01:00</updated><title type='text'>روزه چهل روزه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;بسیاری از هموطنان ایرانی از ما در رابطه با عبادت های مرسوم در مسیحیت سوال می کنند و متاسفانه حتی بسیاری از مسیحیان نیز از بسیاری از آیین های مقدس و دعاها و روزه ها و سایر عباداتی که به مدت قرنهای متمادی در سراسر جهان مسیحیت رعایت می شده است اطلاع دقیقی ندارند و فکر می کنند که مسیحیت فاقد هر نوع نظام قانونمند عبادی و آیینی است. ایام روزه ۴۰ روزه یا چله از مهمترین آیین های عبادی مسیحیت است که این مهمترین روزه مسیحیان از روز چهارشنبه خاکستر(Ash Wednesday) آغاز می شود و تا روز یکشنبه قیام ادامه می یابد. از آنجاییکه هر سال زمان روز عید قیام (یکشنبه قیام) تغییر می کند، لذا ایام چله ( Lent) نیز تغییر می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه خاکستر اشاره به ایام توبه دارد که اشخاص در کلیسای باستان به نشان توبه اندکی خاکستر آغشته به روغنی که برای تدهین استفاده می شد را به شکل صلیبی کوچک توسط کشیش بر پیشانی خود می مالیدند بعنوان سمبل و این ایام را در دعا و روزه و توبه و بازگشت به سوی خدا سپری می کردند که خود ریشه در سنتهای عهد عتیقی دارد که قوم خدا وقتی در توبه بسر می برد خاکستر بر سر می کردند. لازم به ذکر است که روز چهارشنبه خاکستر در سال ۲۰۱۰ میلادی از روز ۱۷ فوریه آغاز شده است و ما در ایام چله یا Lent به سر می بریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایام روزه چله در روز عید قیام به پایان می رسد البته تا به آن روز ۴۶ روز است که یکشنبه ها را محسوب نمی کنند. آخرین هفته Lent که هفته مقدس نام دارد با یکشنبه نخل آغاز می شود که یاد آور روزی است که عیسی در هفته آخر زندگی زمینی اش به اورشلیم وارد شد و مردم در تهیت و خوشامد گویی برگهای نخل را در زیر پاهایش گسترانیدند. آخرین روز Lent نیز روز شنبه مقدس است که روز قبل از یکشنبه رستاخیز است ( روزی که خداوند ما از مردگان برخاست).البته در کلیسای کاتولیک به طور رسمی در روز پنجشنبه این ایام به پایان می رسد و در روز جمعه صلیب با شام خداوند (عشا ربانی) رسما این مراسم به پایان می رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این ایام زمانی است که مومنین مسیحی در انضباط شخصی به سر می برند و خود را از لذایذ دنیوی تا آنجا که ممکن است محروم کرده و در دعا و روزه و تهذیب و تزکیه نفس مشغول می شوند. البته روزه به این معنا نیست که تمام ۲۴ ساعت را لب به هیچ آب و غذایی نزنند زیرا در اینصورت به بدن آسیب می رسد که این خلاف اراده خداست بلکه در تلاشند تا آنجاییکه امکان دارد بدن خویش را نیز در تربیت روحانی و در نخوردن و نیاشامیدن در اتحاد با مسیح که ۴۰ روز در بیابان در روزه به سر برد مطیع نمایند. معمولا نوشیدن آب در این روزهای روزه متداول است اما در خصوص خوردن بسته به توان خود شخص هر شخص خود آن را تنظیم می کند و البته برخی که توانایی دارند می توانند چند ساعتی را نیز بدون نوشیدن سپری کنند. برخی در این روزها همه چیز می خورند اما لب به گوشت و فراورده های گوشتی و یا لبنیاتی که از خون حیوانات درست شده باشد نمی زنند. برخی تنها یک روزاز هفته را لب به گوشت و لبنیات نمی زنند. در طول تاریخ و در کلیساها و کشورها و زمانها و سنتهای مختلف نحوه این روزه متفاوت است. بسیاری نیز در این روزها بطور محدود می خورند و می آشامند و تنها به ساده ترین غذاها بسنده کرده و هزینه خوراک همیشگی خود را به جای آن به فقرا می دهند. بسیاری از این فرصت عالی تربیت و نظم روحانی استفاده کرده و عادات بد خود مانند کشیدن دخانیات و یا عادات بد روحانی و اخلاقی خود را با حمایت روح القدس و با قراردادن خود در مبارزه با نفس و خواهشهای آن تحت کنترل خدا قرار می دهند. بیشتر از اینکه در این روزه هدف نخوردن و یا گرسنگی و تشنگی کشیدن باشد هدف افزودن صفات نیکو و نیکوکاری و دستگیری و بخشش و دوری و آزاد شدن از شرارت و همچنین صفات و گناهان گذشته است. البته بعد نخوردن و انضباط جسمانی نیز مهم است و هر سنت و شخصی خود ‏ضوابط خود را دارد.چرا ۴۰ روز؟زیرا عدد ۴۰ مناسبتهای مهمی را در کتاب مقدس برای مسیحیان و یهودیان به یاد می آورد :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) در کتاب پیدایش باران سیل آسا ۴۰ شبانه روز بارید و زمین در زیر سیل غرق شد.&lt;br /&gt;2) عبرانیان ۴۰ سال در بیابان سرگردان بودند تا اینکه به سرزمین وعده رسیدند.&lt;br /&gt;3) موسی ۴۰ روز را در روزه گذرانید قبل از اینکه خدا ده فرمان و شریعت را در کوه سینا به قوم عطا کند.&lt;br /&gt;4) عیسی ۴۰ روز در بیابان روزه گرفت قبل از شروع خدمت عالی نجات بشریت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بسیاری از مسیحیان با اشاره به ۴۰ روز روزه مسیح در بیابان فصل مشترکی برای روزه خویش در ایام قبل از صلیب و قیام خداوند می یابند.حال با الهام از چنین مناسبت بزرگی، مسیحیان ایرانی نیز می توانند در اتحاد و همدلی این ایام چهل روزه عبادت و دعا و روزه را برای امداد و تفقد خدا از سرزمین ایران و اوضاع و شرایط بحرانی ایران چه در داخل و چه در روابط خارجی آن در کنار سایر حاجات و نیازهای روحانی خویش سپری کنند. این سنت همیشگی کلیسایی مهر محکمی بر این حقیقت است که مسیحیت نه تنها مکتبی نیست که در آن دعا و روزه و نظم و انضباط روحانی و تزکیه نفس وجود نداشته باشد بلکه برعکس تاریخ کلیسا ثابت می کند که همواره کلیسا در اجرا و پاس داشتن و ترغیب مومنین در دعا و روزه نقش مهمی داشته است بطوریکه در تقویم سالیانه کلیسا همواره از مهمترین ایام دوران روزه چهل روزه بوده است.گو اینکه برخی از کلیساهای جدید کمتر به این مهم تاکید کرده اند و بیشتر به امور دیگر و دعا و روزه های فردی و شخصی وخارج از تقویم سالیانه پرداخته اند که خود باعث کمرنگ شدن و تضعیف چنین سنتهایی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از وبلاگ پسر خدا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2302780052171677597?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2302780052171677597/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2302780052171677597&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2302780052171677597'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2302780052171677597'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='روزه چهل روزه'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-5281679476693679405</id><published>2010-02-25T21:21:00.001+01:00</published><updated>2010-02-25T21:22:56.239+01:00</updated><title type='text'>محبت با زبان و عمل</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S4bcE0ZBkyI/AAAAAAAAAbE/x_24IYVtUsk/s1600-h/hands-crossed-on-a-pew.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="141" kt="true" src="http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S4bcE0ZBkyI/AAAAAAAAAbE/x_24IYVtUsk/s200/hands-crossed-on-a-pew.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;یک روز مسعود برای مشورت پیش من آمد و گفت که" دیگر امیدی ندارم. آذر گفته که مرا دیگر دوست ندارد&lt;br /&gt;و تصمیم گرفته که از من جدا شود.هیچ نمی فهمم. زیرا که همیشه سعی کرده ام شوهر خوبی باشم. خانه و زندگی و بچه ها همه چیز رو به راه هستند. من زنم را دوست دارم و مرتب از زیبایی و خوبی او تعریف می کنم. نمی دانم چرا او یکباره تصمیم گرفته پس از ۱۷ سال زندگی مشترکمان را به هم بریزد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسیدم: " آذر تاکنون گله یا شکایتی هم از تو داشته؟ "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" بله، او معتقد است که ما به اندازه کافی به یکدیگر وقت نمی دهیم و با هم صحبت نمی کنیم. اما کار من بسیار سنگین است و وقتی به منزل میرسم احتیاج به استراحت دارم." &lt;br /&gt;به علت مشکلشان پی بردم. زبان محبت آذر(روش ابراز محبتی که آذر بیشتر از هر روش دیگری دوست دارد) صرف وقت با یکدیگر است. در صورتیکه مسعود به این زبان محبت نمی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعریف های مسعود از همسرش، برای آذر کافی نیست. او نیاز به وقت و توجه بیشتری دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از عمیق ترین نیازهای روحانی ما این است که احساس کنیم دیگری ما را دوست دارد. بر آورده نشدن این نیاز باعث تضعیف عشق بین زن و شوهر می شود؛ و به دنبال آن واکنش های منفی باعث آزار ما خواهند شد.&lt;br /&gt;به همین سبب آذر اعلام کرد "تو را دوست ندارم"&lt;br /&gt;بعد از ۳۰ سال تجربه در مشاوره ازدواج، به این نتیجه رسیده ام که انسان دارای پنج نوع زبان محبت می باشد. همه با هر پنج زبان آشنا هستند، اما فقط در یکی از این پنج زبان پیشرفت می کنند. هر چه بیشتر به زبان محبت همسرمان صحبت(عمل) کنیم، رابطه احساسی مان با او قوی تر و عمیق تر خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای آشنایی شما، تعریف مختصری از این پنج زبان در زیر آمده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- تایید و تشکر&lt;br /&gt;امثال سلیمان ۲۱:۱۸ "موت و حیات در قدرت زبان است"&lt;br /&gt;ما از همین زبان برای تایید و تمجید دیگران استفاده می کنیم. مثلا: "این لباس به تو می آید، خیلی زیبا شده ای، دستت درد نکند که کیسه زباله را بیرون بردی، از زحمتهای فراوانی که کشیدی متشکرم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- هدیه &lt;br /&gt;هدیه با ما حرف می زند: "او به فکر من بوده."&lt;br /&gt;لازم نیست که هدیه حتما گران قیمت باشد. همیشه گفته شده که انگیزه هدیه دادن مهمتر از خود هدیه است. خود هدیه مهم نیست بلکه مهم این است که هر بار که هدیه میدهید، به وسیله آن محبت خود را ابراز میکنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- اعمال &lt;br /&gt;کلام خدا به ما می آموزد که محبت را نه فقط به کلام و زبان به جا بیاوریم بلکه در عمل و راستی ( رساله اول یوحنا ۱۸:۳) &lt;br /&gt;اعمال شامل واکس زدن کفش، جارو زدن، تی کشیدن، کهنه بچه را عوض کردن، مرتب کردن اتاق و ... است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- صرف وقت با یکدیگر &lt;br /&gt;یعنی زمانی را فقط صرف توجه به همسرتان کنید. مثلا برای تفریح به پارک بروید، تعطیلات آخر هفته به مسافرت بروید، یا در خانه تلوزیون را چند ساعتی خاموش کرده و فقط با هم صحبت کنید. نکته مهم در این مشارکت این است که توجه هر دو نفر به یکدیگر باشد و بیشتر درباره خودتان و یا رابطه تان یا اهداف و علاقمندی های یکدیگر صحبت کنید چون مرکز توجه باید خودتان باشید نه صحبت کردن از دیگران....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵- تماس بدنی &lt;br /&gt;تماس بدنی دارای تاثیر قوی احساسی و روانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می باشد. گرفتن دست، در آغوش گرفتن، نوازش کردن پشت و کمر، ماساژ دادن و غیره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زبان محبت او چیست؟ &lt;br /&gt;می خواهید بدانید زبان محبت همسرتان چیست؟ به خودتان به سوالهای زیر پاسخ دهید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسرتان اغلب به چه روشی ابراز علاقه می کند؟&lt;br /&gt;اگر اغلب از شما تشکر میکند و کارهای مثبت شما را تایید می کند، شاید این زبان محبت اوست.&lt;br /&gt;تشکر را تحویل شما میدهد به امید اینکه شما هم متقابلا به او پس دهید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسرتان اغلب از چه چیزی گلایه دارد؟&lt;br /&gt;شکایت های ما نشانگر خواسته های عمیق ما هستند.&lt;br /&gt;مثلا: ما به اندازه کافی به همدیگر وقت نمی دهیم و با هم حرف نمی زنیم. این نشان دهنده زبان " وقت صرف کردن با یکدیگر" است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسرتان اغلب از شما چه می خواهد؟&lt;br /&gt;اگر همسرتان مرتبا از شما می خواهد که رختخوابها را مرتب کنید یا بچه ها را به حمام ببرید، زبان محبتش "اعمال"است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای موفقیت در عشق تان به سه چیز نیاز دارید: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- اطلاعات: زبان محبت همسر شما چیست؟&lt;br /&gt;۲- اراده: باید بخواهید که به زبان محبت او رفتار کنید.&lt;br /&gt;۳- پشتکار: مرتبا از زبان محبت همسرتان برای ابراز عشق استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آذر نه ماه برای مشاوره پیش من می آمد تا آنکه صدمات ناشی از بی توجهی شوهرش در او بهبود پیدا کرد. اما در طی این مدت به تدریج زندگی زناشویی آنها تولدی تازه پیدا کرد. پس از این مدت آذر با خوشحالی می گفت" هیچ وقت باورم نمی شه که عشق مسعود دوباره در قلبم زنده بشه. اما این اتفاق افتاد و امروز مسعود به زبان عشق من صحبت میکنه."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما هم یاد بگیرید که به زبان محبت همسرتان صحبت (عمل) کنید تا زندگی با همسرتان تبدیل به یک زندگی همراه با شادی بشود. &lt;br /&gt;منبع: &amp;amp;rdquo christianitytoday.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صلح و شادی مسیح بر شما و خانه های شما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-5281679476693679405?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/5281679476693679405/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=5281679476693679405&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5281679476693679405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/5281679476693679405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html' title='محبت با زبان و عمل'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S4bcE0ZBkyI/AAAAAAAAAbE/x_24IYVtUsk/s72-c/hands-crossed-on-a-pew.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2305523689486668518</id><published>2010-02-13T18:41:00.001+01:00</published><updated>2010-02-13T18:44:40.890+01:00</updated><title type='text'>ماموریتی موقت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S3bk-6hqjpI/AAAAAAAAAa8/shII7N0fn2E/s1600-h/heaven-re-.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" ct="true" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S3bk-6hqjpI/AAAAAAAAAa8/shII7N0fn2E/s200/heaven-re-.jpg" width="186" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوندا عمرم را بر من معلوم ساز و اینکه ایام زندگانی من چقدر است تا بدانم که چقدر فانی هستم. حضرت داوود نبی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه از زندگیتان بهترین بهره را ببرید، باید دو حقیقت مهم را همیشه به یاد داشته باشید: &lt;br /&gt;۱- زندگی در مقایسه با ابدیت بسیار کوتاه است&lt;br /&gt;۲- زمین فقط مسکن موقتی است&lt;br /&gt;مدت زیادی را در اینجا نخواهید بود، پس به این زندگی زیاد وابسته نشوید. از خدا بطلبید که شما را یاری کند تا زندگیتان را آنطوری که او می بیند، ببینید.&lt;br /&gt;حضرت داوود در مزامیر چنین دعا میکند "خداوندا پایان عمرم را برمن معلوم ساز و اینکه ایام زندگی من چقدر است تا بدانم که چقدر فانی هستم"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مزمور ۳۹: ۴&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب مقدس به طور مکرر تشبیه میکند که زندگی زمینی مانند زندگی موقت در یک کشور خارجی است. اینجا خانه دائمی و یا مقصد نهایی نیست بلکه محلی است که ما از آن دیدار کوتاهی به عمل می آوریم. کتاب مقدس از واژه هایی چون بیگانه، مهاجر، غریبه، و مسافر برای تشریح اقامت کوتاه ما در روی زمین استفاده نموده است.&lt;br /&gt;حضرت داوود در مزامیر می فرماید: "من در زمین غریبه هستم" مزمور ۱۱۹: ۱۹ &lt;br /&gt;و نیز پطرس رسول می فرماید: "و چون او(خدا) را پدر می خوانید،... پس هنگام غربت(زندگی زمینی) خود را با ترس صرف کنید" اول پطرس ۱: ۱۷&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هویت اصلی ما در ابدیت، و وطن حقیقی ما آسمان است. وقتی این حقیقت را دریابیم، دیگر در این زمین نگران اینکه "همه چیز داشته باشیم" نخواهیم بود. در مورد خطر زیستن برای این دنیا و حال، اتخاذ ارزشها، ارجحیت ها و روش زندگی دنیای اطرافمان، خدا آشکارا به ما هشدار داده است. وقتی با وسوسه های این دنیا بازی می کنیم، خدا آن را زنای روحانی می نامد. کلام خدا چنین می فرماید "ای زانیان آیا نمی دانید که دوستی دنیا، دشمنی خداست. پس هر که می خواهد دوست دنیا باشد، دشمن خدا گردد." یعقوب ۴: ۴&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سفیر یک کشور در کشور متخاصم را در نظر بگیرید. به دلیل ادب و موقعیت ماموریتی و موفقیت در کسب اهداف، احتمالا او مجبور خواهد بود که بعضی از سنت ها و فرهنگ جدید آن کشور را بیاموزد تا خود را از دست دشمن مخفی نگهدارد زیرا برای رسیدن به اهدافش نیازمند حفظ روابطش با آنان می باشد.&lt;br /&gt;حال فرض کنید این شخص چنان با این کشور دوستی کرده که یک نوع احساس دلبستگی به آن پیدا کرده است و ترجیح میدهد آنجا خاک کشورش باشد. در اینصورت وفاداری و تعهدات او عوض خواهد شد و دیگر نمیتواند نقش یک سفیر را بازی کند. بلکه بر عکس به جای اینکه نماینده وطن اصلی خود باشد؛ کم کم تبدیل به یک دشمن گشته و خائن خواهد بود.&lt;br /&gt;کتاب مقدس می فرماید "ما سفیران مسیح هستیم" دوم قرنتیان ۵ : ۲۰ &lt;br /&gt;متاسفانه خیلی از مسیحیان به پادشاه خود و پادشاهی وی خیانت کرده اند. آنها با نادانی تصور کرده اند که چون روی زمین زندگی می کنند، اینجا منزل آنهاست. در صورتیکه چنین نیست&lt;br /&gt;کلام خدا آشکارا می فرماید:"برادران عزیز، شما در این دنیا رهگذری بیش نیستید و خانه اصلی شما در آسمان است. از اینرو، خواهش می کنم خود را از لذت های گناه آلود دنیا دور نگاه دارید" اول پطرس ۲: ۱۱ &lt;br /&gt;در مقایسه با قرون گذشته، زندگی ما به این آسانی نبوده است. تفریحات، خوشی و آسایش بخصوص در غرب بخشی از زندگی ما شده است. و با وجود این همه جاذبه های چشمگیر و اغفال کننده و نیز تفریحات لذت بخش که امروزه برایمان مهیاست، همه اینها باعث شده که فراموش کنیم که به دنبال خوشی دویدن؛ هدف این زندگی نیست. زمانیکه بیاموزیم زندگی یک آزمایش، یک امانت و یک ماموریت موقت است؛ اینگونه چیزها جذابیت خود را در زندگیمان از دست خواهد داد.&lt;br /&gt;ما برای چیزی بسیار والاتر آماده می شویم. "پس ما به آنچه که در مقابل چشمانمان قرار دارد یعنی به ناملایمات و مشکلات اطراف خود اهمیت نمی دهیم، بلکه نگاه و توجه ما به خوشی های آسمانی است که هنوز ندیده ایم. این زحمات به زودی تمام خواهند شد، اما آن خوشی ها تا ابد باقی خواهند ماند" دوم قرنتیان ۴: ۸ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال با درک این حقیقت که زمین منزل نهایی ما نیست، بعنوان پیروان عیسای مسیح، می توانیم بفیمیم که چرا سختی ها، غم و اندوه و طرد شدن توسط این دنیا وجود دارد. و همچینین برایمان روشن میشود که چرا بعضی از وعده های خدا هنوز تحقق نیافته است و یا برخی از دعاها بدون پاسخ مانده و اینکه چرا بعضی مسائل غیر عادلانه به نظر می رسند. داستان به اینجا ختم نمیشود.&lt;br /&gt;برای اینکه بیش از حد به این دنیا وابسته نشویم خداوند اجازه میدهد که تا حدی در این دنیا ناراحت بوده و از زندگی شاکی باشیم. تمایلات ما هرگز در این سوی ابدیت ارضا نخواهد شد. ما کاملا از زندگی خود راضی و خوشحال نخواهیم بود زیرا که نباید هم باشیم! چون زمین منزل نهایی ما نیست، ما برای چیزی بسیار والاتر خلق شده ایم.&lt;br /&gt;یک ماهی هرگز نمیتواند بر روی خشکی زندگی کند و راضی باشد زیرا برای این خلق شده که در آب زیست کند همینطور یک عقاب را اگر نگذارند پرواز کند هرگز راضی نخواهد بود. ما نیز در روی زمین هرگز احساس رضایت کامل نخواهیم داشت، شاید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لحظاتی شاد و خوش داشته باشیم ولی این چیزها با آنچه خدا برایمان در نظر گرفته است قابل مقایسه نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اشتباه بسیار مهلکی است که فکر کنیم هدف خدا برای زندگی ما، آنچنان که دنیا نشان میدهد، موفقیت های مادی یا پیروزی های دنیوی است. زندگی مملو از نعماتی است که هیچ ارتباطی با فراوانی ثروت ندارند، همچنین ایمان داشتن به خدا الزاما به معنای موفقیت در کار و یا خدمات روحانی نیست. &lt;br /&gt;"دلتان را به تاج های موقت خوش نکنید" اول پطرس ۲: ۱۱ &lt;br /&gt;پولس رسول ایماندار بود ولی به زندان افتاد. یحیای تعمید دهنده مومن بود ولی سرش را از تنش جداکردند. میلیونها ایماندار به مسیح شهید شده یا همه چیزشان را از دست داده اند ویا بی چیزاز دنیا رفته اند ولی مرگ پایان نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دید خدا، بزرگترین قهرمانان ایمان کسانی نیستند که به موفقیت، کامیابی و قدرت در این زندگی یافته اند، بلکه کسانی هستند که به این زندگی به عنوان یک ماموریت موقت نگریسته اند و در آن با امانت داری به خدمت مشغول بوده و منتظر پاداشی که به ایشان وعده داده شده، می باشند.&lt;br /&gt;دوره زیستن ما بر روی زمین داستان کامل زندگی ما نیست. برای مابقی بخش های آن بایستی تا زمان رسیدن به آسمان صبر کنیم. لازمه زیستن بر روی زمین به عنوان غریبه و بیگانه، داشتن ایمان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک داستان قدیمی را برایتان نقل میکنم شاید بارها شنیده باشید:&lt;br /&gt;یک میسیونر بازنشسته توسط کشتی به امریکا باز می گشت که اتفاقا رئیس جمهور امریکا نیز با همان کشتی سفر می نمود. به محض ورود کشتی به بندر، درمیان پرچم ها و فرش قرمز پهن شده، موزیک ارتش و فریادهای شادی جمعیت؛ همگی به رئیس جمهور خوش آمد می گفتند. ولی آن میسیونر بدون توجه کسی از کشتی پیاده شد. او با یک احساس دلخوری و رنجش شروع به اعتراض نمودن به خدا کرد.&lt;br /&gt;سپس خدا خیلی آرام به یادش آورد که "فرزند عزیزم، اما تو هنوز به منزل نرسیده ای"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانیکه زندگی روی خشن خود را به شما نشان میدهد، وقت هایی که در شک و شبهه سخت درگیر هستید، یا مواقعی که مطمئن نیستید آیا زیستن برای مسیح ارزش تلاش های شما را دارد یا نه، فقط به خاطر آورید که شما هنوز به منزل نرسیده اید. در زمان فوت، شما منزل را ترک نمی کنید، بلکه به منزل می روید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از کتاب زندگی هدفمند اثر" ریک وارن &lt;br /&gt;تهیه و تنظیم از " راشین سایروس&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2305523689486668518?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2305523689486668518/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2305523689486668518&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2305523689486668518'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2305523689486668518'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='ماموریتی موقت'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S3bk-6hqjpI/AAAAAAAAAa8/shII7N0fn2E/s72-c/heaven-re-.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8335196330648516880</id><published>2010-01-24T15:05:00.000+01:00</published><updated>2010-01-24T15:05:03.851+01:00</updated><title type='text'>حیات شما چیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S1xTeG6Hs1I/AAAAAAAAAa0/6EsCj02KiiY/s1600-h/3.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S1xTeG6Hs1I/AAAAAAAAAa0/6EsCj02KiiY/s320/3.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;درک و تعریف شما از زندگیتان تعیین کننده آخرت شماست. دیدگاه شما از زندگی، بر روی نحوه صرف وقت، پول، بهره برداری از استعداد، و ارزش روابطتان اثر میگذارد. برداشت ذهنی و بیان نشده شما از زندگی، بیشتر از آنچه گمان می کنید زندگیتان را تحت تاثیر قرار میدهد.&lt;br /&gt;اگر از شما بپرسند که چگونه زندگی را به تصویر می کشید، چه منظره یا عکسی در ذهنتان نقش می بندد؟ آن تصویر، برداشت شما از زندگی است. دیدگاهی است خودآگاه یا ناخود آگاه که از زندگی در ذهن خود ساخته اید. این تعریف شما از کاربرد زندگی است و اینکه شما چه انتظاری از آن دارید.&lt;br /&gt;مردم معمولا تصویر زندگیشان را از طریق لباس، جواهرات، اتومبیل، آرایش موهایشان، تجملات گرایی در لوازم منزل، برچسب هایی که بر ماشین خود میزنند و حتی خالکوبی بدنشان، بیان میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیدگاه شما از زندگی چیست؟&lt;br /&gt;ممکن است زندگی خود را بر یک برداشت ناقص از زندگی بنا نهاده باشید. خدا ما را برای هدف خاصی خلق کرده که برای برآورده نمودن آن باید از نمونه های کتاب مقدسی به جای دانش خود استفاده کنیم. کتاب مقدس می فرماید: &lt;br /&gt;"رفتار و کردار و شیوه زندگی مردم دنیا را تقلید نکنید، بلکه بگذارید خدا افکار و طرز فکرتان را دگرگون کند تا به انسانی جدید تبدیل شوید. آنگاه قادر خواهید شد اراده خدا را درک کرده، آنچه را که خوب و کامل و پسند اوست، کشف کنید."&lt;br /&gt;کتاب مقدس ۳ الگو از زندگی به ما نشان میدهد که بیانگر دیدگاه خدا از زندگی است:&lt;br /&gt;۱- زندگی یک امتحان است. ۲- زندگی یک امانت است. ۳- زندگی یک ماموریت موقت است. این ۳ ایده بنیان و اساس زندگی هدفمند را تشکیل میدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی بر روی زمین یک امتحان است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا مرتب شخصیت، ایمان، اطاعت، محبت، امانتداری و وفاداری انسانها را مورد آزمایش قرار میدهد. خدا از ابراهیم خواست تا پسرش اسحاق را قربانی کند و به این وسیله او را امتحان کرد.&lt;br /&gt;خدا یعقوب را اینطور آزمایش کرد تا سالهای بیشتری برای بدست آوردن همسرش راحیل، کار کند. &lt;br /&gt;آدم وحوا در باغ عدن از امتحان خود شکست خوردند و همینطور داوود در چندین موقعیت گوناگون در امتحاناتش شکست خورد. ولی از سویی نمونه های بسیاری چون یوسف، روت، استر، و دانیال در کتاب مقدس هستند که امتحانات عظیم خود را با کامیابی پشت سر گذاشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در امتحانات شخصیت انسانها آشکار شده و رشد میکنند. ما همیشه امتحان شده و میشویم. خدا همواره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عکس العمل های ما را نسبت به دیگران، در شرایط سخت و نا مناسب، در موفقیتها و نا کامیها، بیماریها و دلشکستگیها، شرایط آب وهوایی و حتی کارهای بسیار ساده مانند زباله ای از زمین برداشتن... می بیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما از همه آزمایشهایی که خدا ما را به وسیله آنها خواهد آزمود آگاه نیستیم، ولی میتوانیم با مراجعه به کتاب مقدس برخی از آنها را پیش بینی کنیم. ما بوسیله تغییرات بزرگ، تاخیر در انجام یک وعده، مشکلات غیر قابل حل، دعاهای بدون پاسخ، انتقادهای نادرست، و حتی پیشامدهای ناگوار مورد آزمایش قرار میگیریم. &lt;br /&gt;نوع عملکرد ما در زمانهایی که نمیتوانیم حضور خدا را در زندگیمان احساس کنیم، یکی از دشوارترین و مهمترین امتحانات زندگی ماست.&lt;br /&gt;گاهی اوقات خدا خود را عمدا پنهان میکند و ما نزدیک بودن او را نمی بینیم. پادشاهی چون حزقیال این امتحان را تجربه کرد:&lt;br /&gt;کتاب مقدس می فرماید:" خدا او(حزقیال) را واگذاشت تا او را امتحان نماید و هر چه در دلش بود، بداند". حزقیال از مشارکت نزدیک با خدا برخوردار بود، ولی در شرایطی بحرانی، خدا او را تنها گذاشت تا او را آزمایش کند تا به این وسیله ضعف او آشکار شود و او را برای مسئولیت بیشتر آماده کند.&lt;br /&gt;اگر درک کنیم که زندگی یک امتحان است، آنگاه خواهیم فهمید که چیز بی ارزشی در زندگی وجود ندارد. حتی کوچکترین اتفاقات برای رشد شخصیت ما موثر و قابل اهمیت است. هر روز از زندگی ما مهم است و هر لحظه آن یک فرصت است برای رشد کردن در ابراز محبت، شخصیت و اتکا به خدا. &lt;br /&gt;خبر خوش این است که خدا میخواهد ما  امتحانات زندگی را با موفقیت سپری کنیم بنابراین او اجازه نمیدهد بیش از فیضی که او برای تحمل امتحانات به ما بخشیده مورد آزمایش قرار گیریم.&lt;br /&gt;این وعده خدا در کتاب مقدس است." او به شما نشان خواهد داد که چگونه از وسوسه ها بگریزید تا بتوانید در برابر آنها با صبر و تحمل پایداری کنید."&lt;br /&gt;هر موقع که امتحانی را با موفقیت پشت سر میگذارید، خدا متوجه میشود و برنامه ای ترتیب میدهد که شما در ابدیت پاداش خود را بیابید. یعقوب چنین می فرماید:&lt;br /&gt;خوشا به حال کسی که در برابر وسوسه از پای در نیاید زیرا وقتی آزموده شود تاج حیاتی را که خداوند به دوستداران خود وعده داده است خواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲ قسمت دیگر را در مقالات بعدی بررسی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تهیه از راشین سایروس برگرفته از کتاب زندگی هدفمند &lt;br /&gt;هدایت و فیض خدای پدر، پسر و روح القدس با شما باد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8335196330648516880?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8335196330648516880/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8335196330648516880&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8335196330648516880'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8335196330648516880'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='حیات شما چیست؟'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/S1xTeG6Hs1I/AAAAAAAAAa0/6EsCj02KiiY/s72-c/3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-2060698239769848416</id><published>2009-12-25T13:00:00.001+01:00</published><updated>2009-12-25T13:02:52.834+01:00</updated><title type='text'>تجسم  خداوندمان  عیسی مسیح  مبارک</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SzSpcDhU60I/AAAAAAAAAYo/SnZ4GKQpgHA/s1600-h/window-jesus-birth.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SzSpcDhU60I/AAAAAAAAAYo/SnZ4GKQpgHA/s320/window-jesus-birth.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;1- داستان میلاد و تجسم:&lt;br /&gt;یک زوج معمولی به اسم مریم و یوسف باهم دیگر نامزد بودند و قرار بود که باهم ازدواج کنند، که یک اتفاق عجیب و استثنایی رخ داد. جبرائیل فرشته بر مریم باکره ظاهر شد و گفت: "ای تو فیض یافته ، خداوند با توست و تو در بین زنان مبارک هستی، نترس، تو پسری خواهی زایید و نام او را عیسی (یعنی نجات دهنده) خواهی نهاد، او بزرگ خواهد بود و پسر حضرت اعلی خوانده خواهد شد و پادشاهی او پایان نخواهد داشت." وقتی مریم این را شنید سئوالی بسیار منطقی کرد. او گفت:" که این چگونه خواهد شد چون من باکره هستم و مردی مرا لمس نکرده است " و فرشته به او گفت:"روح القدس بر تو می آید و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند از اینرو آن مولود مقدس و فرزند خدا خواهد بود." و مریم فروتنانه در حالیکه نمی فهمید چه در او می گذرد گفت:"من کنیز خدا هستم." بعد از آن مریم پیش الیصابات مادر یحیی رفت که 6 ماه قبل از او به طور معجزه آسای حامله شده بود و 3 ماه باهم خدا را پرستش کردند.&lt;br /&gt;وقتی یوسف از ماجرای حامله شدن مریم باخبر شد احتمالا خیلی ناراحت شد، با اینکه مریم احتمالا موضوع را برای او توضیح داده است ولی او نمی توانست آن را باور کند و او متواضعانه به جای اینکه به فکر مجازات و سنگسار مریم (طبق سنت آن زمان) باشد، خواست او را را رها کند، در این فکرها بود که فرشته در خواب بر یوسف آشکار شد و گفت: "از ازدواج با مریم مترس، زیرا آنچه در او قرار دارد از روح القدس است و این همان پیشگویی اشعیایی نبی 700 ق م است که اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زایید و او را عمانوئیل یعنی خدا با ما می نامند." اطاعت بعنوان درس مهمی است که ما می توانیم از مریم و یوسف در میلاد مسیح یاد بگیریم.&lt;br /&gt;وقتی زمان آن رسید که عیسی (خدای کامل که خدای کامل و انسان کامل شد) از مریم باکره مادر خداوندمان عیسی مسیح (لوقا 1:43) بدنیا بیاید، یوسف چون از بیت لحم شهر داود طبق پیشگویی اشعیا 11:1 و میکاه 5 :2 بود به فرمان پادشاه برای سرشماری همراه مریم به آنجا رفت، احتمالا برای اینکه بسیاری به این شهر آمده بودند جایی برای استراحت و وضع حمل مریم پیدا نشد، بنابرین در آخوری محقر و احتمالا کثیف مسیح به دنیا آمد، این پیغام نیز برای ما مهم است که امروز هم مسیح می تواند در قلبهای کثیف و گناه آلود ما ساکن و به ما قلبی تازه ببخشد، به قول جان میلتون اگر عیسی هزاران بار دیگر متولد گردد و هزاران بار دیگر معجزات بکند و هزاران بار مصلوب گردد و قیام کند ولی در قلب ما وارد نگردد هیچ فایده ای برای ما ندارد.&lt;br /&gt;بعد از تولد مسیح فرشتگان پیغام خوش تولد منجی را به ساده ترین افراد جامعه آن زمان یعنی شبانان رساندند. کلام خدا می گوید که شب بود و شب، تاریکی و سرما نشانه گناه و ناامیدی است و پیغام کریسمس پیغام امید برای ناامیدان و آزادی برای گناهکاران است. فرشته به شبانان گفت:"بشارتی برایتان دارم که برای تمامی قوم است، امروز در شهر داود نجات دهنده ای به دنیا آمد که مسیح خداوند است. " و ناگاه گروهی عظیم از فرشتگان آمدند و سرود معروف "جلال بر خدا در آسمان و صلح و سلامتی بر مردمانی که برزمین مورد لطف اویند " را سرائیدند. شبانان وقتی به آخور رسیدند و عیسی و مریم و یوسف را دیدند، عیسی را پرستیدند و اخبار این رویداد را به همه بشارت دادند، آنها نمی توانستند بی تفاوت بمانند، با اینکه آنها فقط نوزادی را دیدند که گریه می کرد ولی شاید می دانستند این همان پسری است که در اشعیا 9:6 خدای قدیر و سرور سلامتی و عجیب و مشیر نامیده شده است.&lt;br /&gt;با تولد مسیح، ستاره ای، هدایتگر مجوسینی دانش دوست از امتها شد تا نشانگر این باشد که این نجات برای همه قشر مردم و همه امتها می باشد، مجوسین نیز وقتی به مسیح رسیدند او را پرستیدند و هدایای خود را تقدیم کردند.&lt;br /&gt;همانطور که در زمان مصلوب شدن و قیام او شاهد حضور فرشتگان و اتفاقاتی در طبیعت (مثل تاریک شدن هوا و زلزله هستیم ) در زمان میلاد او نیز فرشتگان حضور داشتند و ستاره ای در آسمان با درخشش باعث هدایت شد. مردمی که با این رویدادها برخورد کردند، بعضی ها مثل هیرودس دشمنی کردند، بعضی ها مثل فریسیان و کاتبان با اینکه اشاره تورات را در مورد محل تولد مسیح فهمیدند، بی تفاوت ماندند و بعضی نیز مثل یوسف و مریم، شبانان و مجوسین به آن ایمان آوردند. سئوال مهم این است، عکس العمل ما امروز نسبت به این نوزاد چه است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- اهداف و نتایج میلاد مسیح و تجسم خداوندمان چیست؟&lt;br /&gt;اگر مسیح به دنیا نمی آمد، خدا با ما نمی بود، پیروزی بر گناه، مرگ و اسارت و شیطان وجود نداشت، امید و کلیسا و ایمانداری وجود نمی داشت و راه و راستی و حقیقت مکشوف نمی گشت.&lt;br /&gt;مسیح تنها کسی است که از روح القدس و تنها کسی است که از باکره متولد شده است. مسیح تنها کسی است که زمان تولد خود را خود انتخاب کرد و با خواست خود به دنیای ما آمد و تنها کسی است که آمد تا بمیرد تا ما نجات یابیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-1: آشکار شدن حقیقت بوسیله تجسم:&lt;br /&gt;بوسیله تجسم مسیح حقیقت هستی کاملا آشکار شد. آنچه باعث نجات من شد ، اطمینان از حقانیت مسیحیت بود. بعضی ها می گویند چطور می شود خدا محدود شود، این مخالف فلسفه و عقل است. ما قبول داریم که تجسم خدا بطور کامل با عقل و فلسفه قابل درک نیست ولی نه به علت متناقض بودن با آن، بلکه به این خاطر که حقیقت بالاتر از عقل و منطق و فلسفه انسانی است. ما خیلی چیزها را در مورد خدا نمی فهمیم ولی می پذیریم و این در همه ادیان مشترک است. حال ما معتقد به خدای جسم پوشیده و انسان شده هستیم چون انجیل و مکاشفه خدا ما را با چنین خدای آشنا می کند.. اسقف دهقاتی از اسقفان ایرانی و پدر شهید بهرام دهقاتی از شهیدان کلیسای ایران می گویند:"کدام پادشاه بزرگتر است، آن که بر تخت خود می نشیند و شاهد بدبختیهای مردم خود است، یا آن پادشاهی که به میان مردم می رود و در دردهای آنها شریک می گردد" پس می بینید که اگر خدای هست خیلی منطقی است که این خدا خود را آشکار کند و محبتش را با سهیم شدن در مشکلات و بدبختیهای ما نشان دهد. پس بییاید تصمیم بگیریم برای حقیقت آشکار شده خدا ارزش بیشتری قائل شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-2: آشکار شدن محبت خدا بوسیله تجسم:&lt;br /&gt;اگر فرزند کسی گم شود آیا او می تواند راحت روی مبل بنشیند و در حالیکه قهوه می خورد تلویزیون نگاه کند و منتظر بازگشت پسرش باشد و یا اینکه همسایگان را به دنبال پسرش بفرستد. حال ما چطور انتظار داریم که وقتی انسان گناهکار چنین محبتی را دارد ، خود خدا که آفریننده این انسان است چنین محبتی نداشته باشد ، تجسم مسیح نتیجه مستقیم محبت خدا نسبت به انسان است. همه ادیان از محبت و رحمت خدا صحبت می کنند ولی تنها در مسیحیت است که خدا به دنبال نجات انسان گمشده است ، تنها در مسیحیت است که محبت خدا ثابت می شود (رومیان5:8) و آشکار می شود (یوحنا 3:16) . تجسم مسیح پیغام عشق خداوند به انسان گناهکار است. امروز دنیا محتاج محبت است و تنها چیزی که می تواند این خلاء محبت را در انسان کامل از بین ببرد حضور خدا در زندگیهای مردم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-3: آشکار شدن نجات خدا بوسیله تجسم:&lt;br /&gt;آتاناس قدیس می گوید :"انسان نمی تواند خود را نجات دهد، فقط خدا می تواند ما را نجات دهد و چون عیسی نجات دهنده ما است، پس عیسی خداوند است." پیامبران نمی توانستند ما را نجات دهند چون خودشان هم گناهکار بودند، تنها مسیح بعنوان یگانه قدوس و یگانه خدا - انسان کامل می تواند خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کند. مسیحیت یک فرق اساسی با همه دینها دارد، در همه دینها انسان سعی می کند به خدا برسد که نمی تواند به خدا برسد، ولی در مسیحیت خدا به وسیله تجسم مسیح به کمک و نجات انسان می رسد. مسیح بعنوان یگانه شخص بدون گناه با خون پر ارزش خود توانایی دارد تا تمام کسانی را که از صمیم دل توبه می کنند و ایمان می آورند نجات کامل ببخشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-4: ما بوسیله تجسم مسیح فرزندان خدا می گردیم.&lt;br /&gt;از شما یک سئوال می خواهم بکنم "چرا ما فرزندان خدا می شویم؟" .... اگر ما خودمان خود را فرزندان خدا بنامیم افراد بسیار مغروری هستیم ولی ما فرزندان خدا هستیم چون خدا این قدرت و اختیار را به ما داده است تا فرزندان او شویم (یوحنا 10:1-12) . ما بوسیله تجسم حیات جاودان می یابیم. امروز مردم در آرزوی زندگی طولانی تر هستند ولی هدیه مجانی حیات جاودان را رد می کنند! بوسیله تجسم مسیح دوران فیض و رحمت جایگزین دوران شریعت شد. بوسیله تجسم مسیح ما اطمینان از آمرزش گناهان و پیروزی بر شیطان، گناه، دنیا و مرگ می یابیم. بوسیله تجسم مسیح ما آزادی از همه اسارتهایمان می یابیم همانطور که کلام خدا می گوید:"اگر پسر کسی را آزاد کند او در حقیقت آزاد خواهد بود". بوسیله تجسم ما امکان پر شدن از روح القدس و یافتن شفا جسمانی و روحی و روانی را می یابیم. در تجسم مسیح خود را خالی کرد تا ما از برکات آسمانی پر گردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-5: تجسم مسیح ضمینه را برای درک کامل ما فراهم کرد:&lt;br /&gt;Sammy Tippit در مورد مسیح می گوید:"او آنقدر انسان بود که انگار خدا نبود و آنقدر خدا بود که انگار انسان نبود " بله او کاملا انسان بود و همانطوریکه اگر او را پاینتر از خدا بدانیم مثل شاهدان یهوه و مورمونها مرتد هستیم، همینطور اگر او را کمتر از یک انسان بدانیم مثل فرقه علم مسیحی مرتد هستیم. مسیح چون انسان بود پس او کاملا ما را درک می کند، او مشکلات ما را، وسوسه های ما، محدودیت های جسمی ما و مشکلاتی که بر روانمان تاثیر می گذارد را می فهمد بنابرین او بهترین کسی است که می تواند ما را کمک کند چون به عنوان خدا توانایی کمک به ما را نیز دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-6:بوسیله تجسم امکان شناخت بهتر و کاملتر خدا برایمان فراهم شد:&lt;br /&gt;من هر چقدر هم بخواهم در مورد کسی که شما او را ندیده اید صحبت کنم، شما باز درک و شناخت درستی از او نخواهید داشت نسبت به آن زمانی که با خود او ملاقات کنید. خدا هم در مسیح آشکار شد تا ما دقیقا طرز فکر خدا را که در مسیح بود ببینیم و تعالیم و خواسته های او را بهتر درک کنیم. مسیح هر آنچه می گفت خود عملی می کرد. او گفت " گناهکاران را دوست بدارید " و خود اینکار را کرد و روی صلیب همه ما گناهکاران را بخشید. او امروز هم می خواهد ما را ملاقات کند تا شناخت ما از او غنی تر گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-7: تجسم مسیح امید و امکان زندگی مقدس را برای ما فراهم کرد:&lt;br /&gt;مسیح با اینکه کاملا وسوسه شد و حتی از ما خیلی شدیدتر و بدتر وسوسه شد ولی گناه نکرد و ما خوانده شده ایم که شبیه مسیح شویم.(افسسیان4:13 ، غلاطیان 4:19) ما خوانده شده ایم تا مقدس و کامل باشیم. یکی از پیغامهای کریسمس این است که ما به شباهت مسیح برسیم و در قدوسیت و محبت رشد کرده تا مثل او گردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*موارد دیگری که می توان در مورد میلاد مسیح و تجسم خداوندمان گفت این است که:&lt;br /&gt;1- میلاد داستان ملاقات خدا از انسان است. افراد مختلف در مقابل مسیح کودک عکس العملهای مختلفی را نشان دادند. عکس العمل ما امروز چه است؟&lt;br /&gt;2- میلاد درس فروتنی است. اول فروتنی خود خدا. فروتنی مریم با اینکه نمی فهمید در او چه می گذرد ولی به خدا اعتماد کرد. فروتنی یوسف که با اینکه در معرض هر حرفی از اطرافیان قرار می گرفت ولی به خدا اعتماد کرد. فروتنی مجوسین که با آن همه علم و دانش وقت زیادی را صرف کردند تا هدایای خود را به نوزادی بدهند که می دانستند پادشاه جهان است. اگر خود خدا خود را فروتن کرد ، ما کی هستیم که هنوز به خود می بالیم؟&lt;br /&gt;3-همچنین میلاد درس اطاعت و ایمان را به ما می آموزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- وظایف ما نسبت تجسم مسیح چیست؟&lt;br /&gt;امروز دنیا به خدا بیش از هر زمانی احتیاج دارد، هر روز حدود 200 هزار نفر در دنیا می میرند، مردم بسیاری متاسفانه به ادیان دروغین ایمان دارند و مردم بسیار دیگری زندگی را در بی تفاوتی و گناه و افسردگی و سرگردانی بسر می برند. مخصوصا در این روزهای سال نو که خیلیها با مشروبات الکلی و روابط نامشروع سعی می کنند خود را شاد سازند، خدا از ما انتظار دارد که همچون مریم مسکن خدا باشیم و زندگیهایمان مثل استخوانها و بیابان خشک شده و مثل درخت بی ثمر نباشد. در این روزهای تجسم و سال بیایید تصمیم بگیریم که هر روزمان روز خدا باشد. از وقتها و استعدادهایمان برای خدمت به مردم و انتشار بوی خوش مسیح که همان رایحه محبت و تقدس است، استفاده کنیم. بیاید تصمیم بگیریم از زندگی مردان خدا و قهرمانان کتاب مقدس سر مشق بگیریم. مثل خنوق با خدا در تمام طول زندگیمان راه رویم. مثل ایوب باعث افتخار خدایمان باشیم. مثل ایلیا پر از روح غیرت باشیم. مثل دانیال روی زانوهایمان با دعا پیروزی را بدست آوریم. مثل پولس رویایی برای خدمت داشته باشیم و در جهت تحقق رویاییمان تلاش کنیم. مثل زکی باجگیر، راحاب فاحشه توبه عمیق بکنیم و اجازه دهیم خداوند کار عظیمی در ما انجام دهد. مثل اشعیا خدا را ملاقات کنیم و مثل موسی در حضور او بمانیم تا بدرخشیم. مثل مریم مادر عیسی اطاعت و فروتنی را بیاموزیم و مثل مریم خواهر مارتا عاشق مسیح باشیم و همه چیزهایمان را فدای او کنیم. مثل پطرس حاضر به پرداختن بها باشیم و مرگ برای خدا را افتخار بدانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این پایان با ایمان به حضور او برویم، فرصتی است تا دلهایمان را به حضور او بریزیم، ما دو راه در پیش داریم یا مثل اسرائیل در جا بزنیم و سفر 11 روزه را 40 سال معطل کنیم و یا امسالمان سال پسندیده خداوند باشد. سالی که خدا می تواند حتی محصول و برکات سالهای گذشته را نیز به ما بدهد. خدا می خواهد همانطور که زندگی شبانان و مجوسین را دگرگون کرد و آنها دیگر هرگز انسانهای گذشته نبودند، زندگی ما را هم امروز دگرگون سازد.&lt;br /&gt;دعا کنیم.&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-2060698239769848416?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/2060698239769848416/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=2060698239769848416&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2060698239769848416'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/2060698239769848416'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2009/12/blog-post_25.html' title='تجسم  خداوندمان  عیسی مسیح  مبارک'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SzSpcDhU60I/AAAAAAAAAYo/SnZ4GKQpgHA/s72-c/window-jesus-birth.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-8496614630476901875</id><published>2009-12-19T10:45:00.001+01:00</published><updated>2009-12-19T10:46:33.666+01:00</updated><title type='text'>میلاد نجات دهنده بشر،  عیسی مسیح خداوند، بر شما  مبارک باد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SyyfuJL3m8I/AAAAAAAAAYY/GhGIHHai9AE/s1600-h/christmas.bmp" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SyyfuJL3m8I/AAAAAAAAAYY/GhGIHHai9AE/s320/christmas.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;"امروز در شهر داوود، نجات‌دهنده‌ای برای شما به دنيا آمده است که مسيح و خداوند است" (انجيل شريف، لوقا ٢: ١١).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7173219990416990824-8496614630476901875?l=maslubam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://maslubam.blogspot.com/feeds/8496614630476901875/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7173219990416990824&amp;postID=8496614630476901875&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8496614630476901875'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7173219990416990824/posts/default/8496614630476901875'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maslubam.blogspot.com/2009/12/blog-post_19.html' title='میلاد نجات دهنده بشر،  عیسی مسیح خداوند، بر شما  مبارک باد'/><author><name>مصلوب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03544521100187176938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SyyfuJL3m8I/AAAAAAAAAYY/GhGIHHai9AE/s72-c/christmas.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7173219990416990824.post-1968968571613817248</id><published>2009-12-12T18:22:00.003+01:00</published><updated>2009-12-12T18:24:00.558+01:00</updated><title type='text'>12 دلیل برای کریستمس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SyPRoDnQdKI/AAAAAAAAAYA/ipXf5Yf_B1E/s1600-h/ch.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/_oG6ZwWU8iu8/SyPRoDnQdKI/AAAAAAAAAYA/ipXf5Yf_B1E/s320/ch.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;1. « از این جهت من متولد شدم و بجهت این در جهان آمدم تا به راستی شهادت دهم.» ( یوحنا 18 : 37 ).&lt;br /&gt;2. « از این جهت پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس را باطل سازد.» ( اول یوحنا 3 : 8 و عبرانیان 2 : 14 ـ 15 ).&lt;br /&gt;3. « تندرستان احتیاج به طبیب ندارند، بلکه مریضان؛ و من نیامدم تا عادلان را بلکه تا گناهکاران را به توبه دعوت کنم.» ( مرقس 2 : 17 ).&lt;br /&gt;4. « پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد.» ( لوقا 19 : 10 ).&lt;br /&gt;5. « پسر انسان نیز نیامده تا مخدوم شود بلکه خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری کند.» ( مرقس 10 : 45 ).&lt;br /&gt;6. « خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد، تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند تا آنکه پسرخواندگی را بیابیم.» ( غلاطیان 4 : 4 ـ 5 ).&lt;br /&gt;7. « خدا جهان را اینقدر محبّت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هرکه بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.» ( یوحنا 3 : 16 ).&lt;br /&gt;8. « خدا پسر یگانۀ خود را به جهان فرستاده است تا به وی زیست نماییم.» ( اول یوحنا 4 : 9 و یوحنا 10 : 10 ).&lt;br /&gt;9. « این سخن امین است و لایق قبول تامّ که مسیح عیسی به دنیا آمد تا گناهکاران را نجات بخشد.» ( اول تیموتاؤس 1 : 15 ).&lt;br /&gt;10. « این طفل قرار داده شده، برای افتادن و برخاستن بسیاری از آل اسرائیل و برای آیتی که به خلاف آن خواهند گفت.» ( لوقا 2 : 
